| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 |
مدنی است؛ ترتیب آن 49؛ شمار آیات آن 18
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تُقَدِّمُواْ بَیۡنَ یَدَیِ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٞ ١﴾.
ای کسانی که به خداوند عزوجل و رسولش ایمان دارید! هیچ امری از امور دنیا و آخرت را جز به فرمان خدا و رسولش انجام ندهید؛ یعنی امور خویش را موافق شریعت الهی برابر سازید، پیروی نمایید و بدعتگذاری نکنید. در هیچ چیزی جز به حکم خدا و رسولش حکم ننمایید و با انجام اوامر و ترک نواهی پروردگار سبحان را مراقب اعمال خویش بدانید؛ زیرا الله تعالی به هر سخنی شنوا، به هر عملی دانا و به هر رازی آگاه است.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَکُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِیِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ کَجَهۡرِ بَعۡضِکُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُکُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ٢﴾.
ای مؤمنان! در مخاطبه با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ادب را مراعات کنید، آوازهایتان را از آواز آن حضرت بلندتر نسازید و مانند صحبت با رفیقان خویش در نزد آنحضرت بلند آوازی ننمایید، بلکه با احترام و بزرگداشت وی در حفظ و ادب بکوشید؛ زیرا خداوند عزوجل وی را به نبوّت و رسالت، کرامت و شرف بخشیده و با گزینش خویش بر سایر مردم امتیاز داده است. او خاتم پیامبران، بزرگوارترین مخلوق در نزد پروردگار، پیشوای اولین و آخرین و سردار همه مردم روی زمین میباشد. حفظ ادب با آن حضرت بر شما واجب است تا چنان نشود که به اثر بیادبی شما حقتعالی بدون اینکه آگاهی داشته باشید پاداش اعمالتان را باطل سازد و مزد شما را ضایع گرداند.
﴿إِنَّ ٱلَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصۡوَٰتَهُمۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِکَ ٱلَّذِینَ ٱمۡتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ لِلتَّقۡوَىٰۚ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٌ عَظِیمٌ ٣﴾.
یقیناً آنانکه با فروتر ساختن آوازشان در هنگام سخنزدن با رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ادب را مراعات میکنند، کسانیاند که خداوند دلهایشان را مورد امتحان و آزمایش قرار داده و برای طاعتش برگزیده است. گناهان چنین کسانی از جانب خداوند عزوجل مورد آمرزش قرار میگیرد، خطاهایشان بخشیده میشوند و پاداش بزرگ و مزد کاملی در برابر طاعت پروردگار برایشان داده میشوند.
﴿إِنَّ ٱلَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِن وَرَآءِ ٱلۡحُجُرَٰتِ أَکۡثَرُهُمۡ لَا یَعۡقِلُونَ ٤﴾.
ای پیامبر! هر آینه کسانی که تو را از پشت حجرهها یعنی خانههایت با آواز بلند صدا میزنند و میگویند: ای محمد به سوی ما بیرون شو! بیشتر آنان ادب با رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را نمیفهمند، به حقوقی که بر امّت دارد دانا نیستند و به وجوب تعظیمش بر هر مسلمان آگاهی ندارند.
﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ صَبَرُواْ حَتَّىٰ تَخۡرُجَ إِلَیۡهِمۡ لَکَانَ خَیۡرٗا لَّهُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِیمٞ ٥﴾.
ای پیامبر! اگر کسانی که تو را از عقب خانهها با بلند آوازی صدا میزنند صبر نمایند تا به سویشان بیرون آیی، این کار در نزد پروردگار برایشان بهتر است؛ زیرا اوتعالی مراعات ادب با تو را بر آنان واجب ساخته است. الله متعال بیادبی را که از آنان سرزده میآمرزد؛ چون به وجوب حفظ ادب نادان بودند، به آنان مهربان است چنانکه ایشان را به خاطر انجام اخلال ادب بطور عاجل عذاب نمیکند.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَکُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَیَّنُوٓاْ أَن تُصِیبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِینَ ٦﴾.
ای کسانی که به خدا و رسولش ایمان دارید، هرگاه شخصی فاسقی آمد و خبری را به شما آورد، درستی آن را به خود ثابت سازید و تا هنگامی که درستی و راستیاش را مؤکد نساختید به تصدیقش نپردازید؛ از آنرو که مبادا بر مبنای خبر فاسق به کسی که از آن خبر برائت دارد آزار و اذیتی برسانید و بعد از آن از شتابزدگی در تصمیمگیری پشیمان شوید.
﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ فِیکُمۡ رَسُولَ ٱللَّهِۚ لَوۡ یُطِیعُکُمۡ فِی کَثِیرٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ لَعَنِتُّمۡ وَلَٰکِنَّ ٱللَّهَ حَبَّبَ إِلَیۡکُمُ ٱلۡإِیمَٰنَ وَزَیَّنَهُۥ فِی قُلُوبِکُمۡ وَکَرَّهَ إِلَیۡکُمُ ٱلۡکُفۡرَ وَٱلۡفُسُوقَ وَٱلۡعِصۡیَانَۚ أُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلرَّٰشِدُونَ ٧﴾.
بدانید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در میان شما زندگی میکند، با تعظیم وی حقّش را بشناسید؛ زیرا آن حضرت در اموری میکوشد که به نفع شماست، شما با نادانی به انجام کارهایی اقدام میکنید که به ضرر شماست، امّا وی شما را از آن بازمیدارد. اگر در بیشتری اموری که انجام آن را اراده دارید با شما موافقه کند به مشقّت گرفتار میآیید، امّا خداوند عزوجل ایمان را محبوبتان ساخت؛ اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر شما آسان شد، آن را در دلهای شما نیکو جلوه داد؛ فرمان حقتعالی را به کار بستید، کفر به پروردگار را در نظرتان ناخوشایند ساخت؛ به اوتعالی ایمان آورید، فسق را بدجلوه داد؛ معاصی را ترک نمودید، عصیانگری را مکروه نشان داد؛ گناهان را بد شمردید و از آن توبه کردید. کسانی که بدین صفات موصوفاند ره یافته و هدایت شدهاند و از سیهچال گمراهی نجات حاصل کردند؛ زیرا راه حق را بازشناختهاند.
﴿فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَنِعۡمَةٗۚ وَٱللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٞ ٨﴾.
توفیق الله تعالی به ایمان و ترک معاصی، فضل و احسان الهی است که برایتان ارزانی داشته و نعمت اوتعالی برای شماست. خداوند منّان به کسانی که به نعمتها شکرگزاری و از نعمتدهنده اطاعت نمایند داناست و در تدبیر امور مخلوقاتش که به نیکوترین وجهی صورت میپذیرد باحکمت است.
﴿وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٱقۡتَتَلُواْ فَأَصۡلِحُواْ بَیۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَٰتِلُواْ ٱلَّتِی تَبۡغِی حَتَّىٰ تَفِیٓءَ إِلَىٰٓ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَآءَتۡ فَأَصۡلِحُواْ بَیۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوٓاْۖ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِینَ٩﴾.
ای مؤمنان! اگر میان دو گروه از مؤمنان اختلاف پدید آمد و با همدیگر جنگیدند، شما در میانشان موافق به احکام کتاب خداوند عزوجل و سنّت رسولش صلح به وجود آورید، امّا اگر یکی از آن دو جماعت حکم شریعت را نپذیرفت و به جنگ ادامه داد، با آن بجنگید تا به قبول حکم خدا و رسولش راضی شود و چون بازگشت و پذیرفت، با مراعات انصاف موافق شریعت الهی میانشان حکم کنید. بر شما لازم است عدالت در حکم را مراعات نمایید و از ظلم بپرهیزید. همانا خداوند عزوجل حاکمان عادل را دوست میدارد؛ یعنی کسانی را که میان مردم به عدالت و انصاف حکم مینمایند و از جور و فساد دوری میگزینند.
این آیه صفت محبّت برای الله عزوجل را به گونهای که سزاوار شأن اوتعالی است به اثبات میرساند.
﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ فَأَصۡلِحُواْ بَیۡنَ أَخَوَیۡکُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّکُمۡ تُرۡحَمُونَ ١٠﴾.
مؤمنان با توجه به اشتراک در دین خدا برادران همدیگراند؛ یعنی در دوستی و یاری یکدیگر همه مانند فرزندان یک شخص و اعضای یک خانواده میباشند. پس آنگاه که میانشان اختلافی پدید آید بر سایر مؤمنان واجب است با مراعات تقوا که انجام اوامر و اجتناب از نواهی الهی است بینشان صلح به وجود آورند. خداوند عزوجل با آمرزش گناهان و رساندن به مطلوب، مزد عظیم و نعمتهای ماندگاری را برای تقواپیشهگان مصلح عنایت کرده ایشان را مشمول رحمتش میسازد.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا یَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن یَکُونُواْ خَیۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن یَکُنَّ خَیۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَکُمۡ وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِۖ بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِیمَٰنِۚ وَمَن لَّمۡ یَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ١١﴾.
ای مؤمنان! هیچ شخص مؤمن، مؤمن دیگری را مسخره نکند؛ گاهی کسی که مورد استهزا قرار میگیرد از مسخرهکننده بهتر و نیکوتر است. همچنان هیچ زنی زن دیگر را مورد استهزا قرار ندهد؛ شاید بعضی اوقات زنی که مورد تمسخر واقع شده از زن مسخرهکننده بهتر و نیکوتر باشد. نباید بعضی از شما دیگران را دشنام دهند و عیبجویی کنند و یا به القاب نادرستی که عیب و ناپسند است صدا زنند. فسق و بدکاری در نامگذاری و توصیف دیگران بسیار بد است؛ زیرا عملی زشت است؛ بویژه بعد از ایمان به خداوند عزوجل نام و وصفی بسیار ناپسند است. کسانی که از این اوصاف بد و اخلاق ناپسند به سوی خداوند عزوجل باز نگردند، با انجام این گناهان و ارتکاب اعمال بد بر خویشتن ستم روا داشتهاند.
اعمالی چون استهزای مسلمانان، سخنچینی، عیبجویی و نامگرفتن به القاب زشت در مقولۀ فسوق شامل است.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ کَثِیرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ وَ لَا تَجَسَّسُواْ وَلَا یَغۡتَب بَّعۡضُکُم بَعۡضًاۚ أَیُحِبُّ أَحَدُکُمۡ أَن یَأۡکُلَ لَحۡمَ أَخِیهِ مَیۡتٗا فَکَرِهۡتُمُوهُۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٞ رَّحِیمٞ١٢﴾.
ای کسانی که به خداوند عزوجل و رسولش ایمان دارید! بسیاری از گمانهای بد را دربارۀ بندگان صالح خداوند عزوجل ترک نمایید؛ زیرا اصل در مؤمن خیر و شایستگی است و بعضی از گمانهای بد گناهاند، از آنرو که بر مبنای شکّ و احتمال به وجود آمدهاند. به جستجوی عیبها و نواقص مردم نپردازید و به افشای رازهای مسلمانان اقدام نکنید. هیچ مسلمانی سخن ناخوشایندی را در غیاب برادر مسلمانش نگوید، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مسلمانش را در حالی که مرده باشد بخورد؟ تا آنگاه که از این کار بد میبری از غیبت نیز پرهیز کنید؛ زیرا آبروی شخص مانند گوشت اوست. از خداوند عزوجل با انجام اوامر و اجتناب از نواهیاش بترسید. یقیناً حقتعالی توبۀ هر بندهای را که توبه کند و به او باز گردد میپذیرد و بر بندگان مطیع و فرمانبردارش رحمت میکند.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰکُم مِّن ذَکَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰکُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَکۡرَمَکُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰکُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٞ ١٣﴾.
ای مردم! به راستی که الله عزوجل شما را از یک پدر و مادر، یعنی آدم و حواء آفرید. وقتی اصل شما یک چیز است به چه دلیلی بعضی شما بر دیگران در نسب برتری میجویید؟ حقتعالی شما را با انتشار ذرّیۀ آدم شاخهها و قبایل متعدّد ساخت؛ برای اینکه همدیگرتان را بشناسید. هر آینه بزرگترین شما در نزد خداوند عزوجل پرهیزگارترین شماست. بنابراین برتری میان مردم بر مبنای ترس از الله متعال است. حقتعالی پرهیزگاران را میداند و از احوال پرهیزگارترین افراد نیز باخبر است.
﴿۞قَالَتِ ٱلۡأَعۡرَابُ ءَامَنَّاۖ قُل لَّمۡ تُؤۡمِنُواْ وَلَٰکِن قُولُوٓاْ أَسۡلَمۡنَا وَلَمَّا یَدۡخُلِ ٱلۡإِیمَٰنُ فِی قُلُوبِکُمۡۖ وَإِن تُطِیعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَا یَلِتۡکُم مِّنۡ أَعۡمَٰلِکُمۡ شَیًۡٔاۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِیمٌ ١٤﴾.
اعراب، یعنی اهل صحرا و بیابانها گفتند: ما به الله عزوجل و پیامبرش به طور کامل ایمان آوردیم. ای پیامبر! برایشان بگو: شما به طور کامل مسلمان مؤمن نیستید، بلکه بگویید: ما تسلیم شدهایم و هنوز ایمان در دلهایتان داخل نشده است؛ زیرا آنگاه که ایمان در دل رسوخ یابد ایمان صاحبش کمال میپذیرد. اگر از خداوند متعال و پیامبرش اطاعت کنید از پاداش اعمالتان چیزی نمیکاهد. همانا حقتعالی به توبهگاران آمرزنده است و به کسانی که بر فرمانش استقامت داشته باشند مهربان میباشد.
این آیه به اعمال دلها عنایت و توجه دارد و نیز به زیادت ایمان و وجوب موافقت ظاهر و باطن دلالت میکند.
﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ لَمۡ یَرۡتَابُواْ وَجَٰهَدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِۚ أُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ ١٥﴾.
یقیناً مؤمنان راستگار کسانیاند که در ایمان به پروردگار، متابعت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و عمل به طاعات الهی صداقتپیشه باشند، بعد از آن در ایمانشان شک نورزند، بلکه اعتقاد جازم و یقینی داشته باشند و تصدیق در ایمانشان را با جهاد به نفس و مال در راه حقتعالی و بلندبردن دینش به اثبات رسانند. این گروه کسانیاند که در ایمان خویش راستگویاند و خوشنودی خداوند رحمن را خواستار شدند.
﴿قُلۡ أَتُعَلِّمُونَ ٱللَّهَ بِدِینِکُمۡ وَٱللَّهُ یَعۡلَمُ مَا فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلۡأَرۡضِۚ وَٱللَّهُ بِکُلِّ شَیۡءٍ عَلِیمٞ ١٦﴾.
ای پیامبر! برای اعراب بگو: آیا از اعتقاد و امور پوشیدۀ خویش به خداوند عزوجل خبر میدهید در حالی که اوتعالی امور پوشیده و مخفی را میداند و به موجودات آسمانها و زمین داناست؟ آری! پروردگار سبحان هر چیزی را میداند، هیچ امر پنهانی بر او پوشیده نیست و هیچ کار مخفی از او غایب نمیماند. پس او به مؤمن و کافر، به فاسق و منافق و به نیکوکار و بدکار داناست.
﴿یَمُنُّونَ عَلَیۡکَ أَنۡ أَسۡلَمُواْۖ قُل لَّا تَمُنُّواْ عَلَیَّ إِسۡلَٰمَکُمۖ بَلِ ٱللَّهُ یَمُنُّ عَلَیۡکُمۡ أَنۡ هَدَىٰکُمۡ لِلۡإِیمَٰنِ إِن کُنتُمۡ صَٰدِقِینَ ١٧﴾.
ای پیامبر! گروه بیاباننشین به خاطر مسلمانشدن، طاعت الهی و تصدیق نبوّتت بر تو منّت میگذارند؛ گویا اینکه بر خداوند عزوجل احسان کردهاند. برای آنان بگو: منّت برای خداست نه برای شما، از اینرو با گردننهادن به اسلام بر خدای بزرگ منّت نگذارید؛ زیرا مصلحت مسلمانی شما به خودتان برمیگردد، چنانچه طاعت مطیعان به خدا فایدهای نمیرساند، معصیت عصیانگران ضرری را متوجه اوتعالی نمیسازد و او از همه چیزی بینیاز است. خداوند عزوجل بر شما احسان کرده که شما را به ایمان توفیق بخشیده و به راه مستقیم هدایت نموده است، پس اگر در ایمانتان راستگوی هستید بر خدا و رسولش منّت نگذارید.
﴿إِنَّ ٱللَّهَ یَعۡلَمُ غَیۡبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَٱللَّهُ بَصِیرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ ١٨﴾.
به راستی که حقتعالی امور پوشیدۀ آسمانها و زمین را میداند، هیچ چیز پنهان و غایبی از او پوشیده و مخفی نیست. خداوند پاک به گفتار، کردار و احوال شما بیناست و قطعاً از شما حساب میگیرد؛ یعنی نیکوکاران را پاداش نیکو میدهد و بدکاران را مجازات میکند.
مکی است؛ ترتیب آن 50؛ شمار آیات آن 45
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿قٓۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ٱلۡمَجِیدِ ١﴾.
قاف؛ از حروف مقطعات است و خداوند عزوجل به مراد خویش در آوردن آن در کلام خود داناتر است. الله تعالی به قرآن کریم که دارای بلندی، بزرگی و شرافت است سوگند یاد کرده؛ بدین معنا که هر که به قرآن عمل کند او را شرافت و برتری میبخشد.
﴿بَلۡ عَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡ فَقَالَ ٱلۡکَٰفِرُونَ هَٰذَا شَیۡءٌ عَجِیبٌ ٢﴾.
بلکه آنگاه که نبی مختار کافران را از عذاب خداوند یگانۀ قهّار بیم داد تعجّب کردند و گفتند: این چیز عجیب و غریبی است که تا اکنون همانند آن را نشنیدهایم.
﴿أَءِذَا مِتۡنَا وَکُنَّا تُرَابٗاۖ ذَٰلِکَ رَجۡعُۢ بَعِیدٞ ٣﴾.
چگونه آنگاه که بمیریم و خاک شویم دوباره زنده خواهیم شد؟! بازگشت به چنین زندگی بسیار دور است و هرگز امکان پذیر نخواهد بود.
﴿قَدۡ عَلِمۡنَا مَا تَنقُصُ ٱلۡأَرۡضُ مِنۡهُمۡۖ وَعِندَنَا کِتَٰبٌ حَفِیظُۢ ٤﴾.
یقیناً خداوند عزوجل به جسمهای آنانکه زمین آن را میخورد و نابود میسازد داناست. در نزد او کتابی است که از زیادت و نقصان و از تغییر و تبدیل محفوظ است و همه امور مقدّرۀ دنیا و آخرتشان در آن کتاب ثبت است.
﴿بَلۡ کَذَّبُواْ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ فَهُمۡ فِیٓ أَمۡرٖ مَّرِیجٍ ٥﴾.
بلکه کافران قرآن کریم و پیامبر را تکذیب کردند و در اضطراب و تشویش به سر میبرند چنانکه به هیچ نظری ثبات ندارند و به هیچ حالی پایدار نیستند، از اینرو گاهی آن را سحر و گاهی شعر میگویند، گاهی کهانت و گاهی از خودساخته مینامند.
﴿أَفَلَمۡ یَنظُرُوٓاْ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوۡقَهُمۡ کَیۡفَ بَنَیۡنَٰهَا وَزَیَّنَّٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٖ ٦﴾.
به چه دلیلی کافران از زندهشدن بعد از مرگ انکار میورزند؟ آیا آسمان را مشاهده نکردند که چگونه خداوند آن را مرتفع داشته، بنایش را برابر و با استحکام ساخته و با ستارگان زینت بخشیده است؛ چنانکه در آن شکستگی و شکافی موجود نیست و عیب و خللی ندارد، بلکه سالم، درست و با استحکام است؟
﴿وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَٰهَا وَأَلۡقَیۡنَا فِیهَا رَوَٰسِیَ وَأَنۢبَتۡنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوۡجِۢ بَهِیجٖ ٧﴾.
از چه رو کافران در آفرینش زمین نمیاندیشند که چگونه خداوند آن را هموار و برابر آفریده و برای بندگانش گهوارهای ساخته است. کوههای راسخ و ثابتی را در آن جابجا کرده تا آن را از اضطراب و تحرّک باز دارد. همچنان پروردگار منّان انواع گوناگون نباتات زیبا را با منظر نیکو در روی زمین رویانده که جمال و زیباییاش برای چشم خوشایند است و دل را شادمان میسازد.
﴿تَبۡصِرَةٗ وَذِکۡرَىٰ لِکُلِّ عَبۡدٖ مُّنِیبٖ ٨﴾.
خداوند سبحان آسمانها و زمین و موجودات میان آنها را که بر عظمت و قدرت اوتعالی دلالت میکند آفریده است تا برای افراد با بصیرت مایۀ عبرت باشد، ایشان را به یگانگی حقتعالی دلالت کند و از تاریکی جهل و غفلت بیرون آورد. همچنان آنها را آفریده تا یاددهانی و پندی باشد برای بندگانی که با توبه به سوی الله عزوجل به طاعتش رجوع میکنند، با پذیرایی فرمان اوتعالی به حکمش منقاد اند و از عذابش میترسند.
﴿وَنَزَّلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ مُّبَٰرَکٗا فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ جَنَّٰتٖ وَحَبَّ ٱلۡحَصِیدِ٩﴾.
خداوند منّان باران را از آسمان فرود میآورد که نافع مخلوقات، سبب خیر و برکت و مایۀ قوام حیات است. حقتعالی به وسیلۀ آب باغهای میوهدار، درختستانهای انبوه و کشتهای دانهدار را رویانده است که انسانها و حیوانات از آنها فایدهمند میشوند.
﴿وَٱلنَّخۡلَ بَاسِقَٰتٖ لَّهَا طَلۡعٞ نَّضِیدٞ ١٠﴾.
خداوند سبحان درخت خُرما را با قامتی بلند و شاخههای رسا سبز گردانید و رویاند، چنانکه میوۀ زیبا و خوشمنظری را با ترکیبی منظّم که دانههایش بر روی هم قرار دارد حاصل دهد.
﴿رِّزۡقٗا لِّلۡعِبَادِۖ وَأَحۡیَیۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّیۡتٗاۚ کَذَٰلِکَ ٱلۡخُرُوجُ ١١﴾.
حقتعالی این همه غلّهها، میوهها و سبزیجات را که مورد استفاده قرار میگیرند آفرید تا طعام و غذای بندگان باشد. به همینگونه اوتعالی با بارانی که از آسمان فرود میآورند شهرهای خشک و بیآب و علف را که درخت و سرسبزیهای آنها از بین رفته زنده و سرسبز میگرداند. زندهشدن مردگان نیز همچین است؛ یعنی همانگونه که خداوند عزوجل زمینمرده را با آب زنده میسازد مردگان را نیز قطعاً زنده مینماید و از قبرهایشان برای حساب بیرون میآورند.
﴿کَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَأَصۡحَٰبُ ٱلرَّسِّ وَثَمُودُ ١٢﴾.
پیش از کافران مکّه قوم نوح علیه السلام ، صاحبان چاه «رَس» و قوم ثمود، پیامبران را تکذیب کردند و در کفر به خداوند عزوجل و محاربه با پیامبران الهی سبقت جستند.
﴿وَعَادٞ وَفِرۡعَوۡنُ وَإِخۡوَٰنُ لُوطٖ ١٣﴾.
همچنان پیش از آنان قوم عاد، فرعون و قوم لوط تکذیب نمودند و همه به ردّ رسالت پیامبران علیهم السلامپرداختند.
﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡأَیۡکَةِ وَقَوۡمُ تُبَّعٖۚ کُلّٞ کَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ١٤﴾.
به همینگونه صاحبان درخت بزرگ یعنی قوم شعیب علیه السلام و قبیلۀ حِمیر یعنی قوم تُبّع تکذیب کردند و به همه در کفر به خداوند عزوجل و ستیزهجویی با پیامبران علیهم السلام توافق نموده بودند. در نتیجه الله عزوجل عذابی را که وعده کرده بود بر آنان فرود آورد، مجازات آنان واجب شد و بر معیار حقّ و عدل به هلاکت رسیدند.
﴿أَفَعَیِینَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِۚ بَلۡ هُمۡ فِی لَبۡسٖ مِّنۡ خَلۡقٖ جَدِیدٖ ١٥﴾.
آیا خداوند بزرگ از پدید آوردن و آفرینش مخلوقات نخستین از عدم ناتوانماند تا از آفرینش دوبارۀ آنها بعد از فناشدن عاجز و ناتوان بماند؟ شکّی نیست که آفرینش دوبارۀ موجودات بعد از نابودی آنها نسبت به انشای نخستین آسانتر است. آری! انجام همه این امور در نزد پروردگار آسمانها و زمین آسان و ساده است، اما کافران نسبت به مسألۀ زندهشدن بعد از مرگ و بیرون آمدن از قبرها در اضطراب و در شکّ و تردید به سر میبرند.
﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥۖ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَیۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِیدِ ١٦﴾.
مسلّماً خداوند متعال انسان را آفرید و به چیزهایی که در خاطرش خطور میکند و در سینهاش نهان میدارد داناست. حقتعالی به انسان از شاهرگی که گردنش را به دل وصل میکند نزدیکتر است.
﴿إِذۡ یَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّیَانِ عَنِ ٱلۡیَمِینِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِیدٞ ١٧﴾.
از آنگاه یاد کن که دو فرشتۀ نگهبان از جانب راست و چب انسان اعمالش را مینویسند؛ یعنی فرشتۀ طرف راست طاعات و فرشتۀ جانب چب گناهانش را مینویسد و هر یک از این دو فرشته در کمین است و اعمال انسان را برمیشمارد.
﴿مَّا یَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَیۡهِ رَقِیبٌ عَتِیدٞ ١٨﴾.
هیچ سخنی را انسان بر زبان نمیآورند مگر اینکه فرشتهای در نزد او حضور داشته گفتههایش را برمیشمارد و مینویسد؛ برابر است که به فایدهاش باشد یا به ضررش. آری! فرشتۀ یاد شده مراقب اوست و در نزدش حضور دارد.
﴿وَجَآءَتۡ سَکۡرَةُ ٱلۡمَوۡتِ بِٱلۡحَقِّۖ ذَٰلِکَ مَا کُنتَ مِنۡهُ تَحِیدُ ١٩﴾.
ای انسان! به راستی و حقّانیت سختی و دشواری مرگ بر تو فرا میرسد؛ سختی و دشواریی که گریز از آن ممکن نیست. این همان مرگی است که از آنرو میگشتاندی و میگریختی، امّا نجات از آن میسّر نمیباشد.
﴿وَنُفِخَ فِی ٱلصُّورِۚ ذَٰلِکَ یَوۡمُ ٱلۡوَعِیدِ ٢٠﴾.
فرشتۀ موظّف به منظور برانگیختن مردم از قبرها در شاخ میدمد، این دمیدن، مطابق وعدۀ خداوند عزوجل در روز قیامت صورت میگیرد و الله تعالی وعدهاش را خلاف نمیکند.
﴿وَجَآءَتۡ کُلُّ نَفۡسٖ مَّعَهَا سَآئِقٞ وَشَهِیدٞ ٢١﴾.
هر شخصی در روز قیامت با در فرشته حضور مییابد، یکی فرشتهای که او را برای حساب به نزد خداوند عزوجل سوق میدهد، دو دیگر فرشتهای که به اعمال نیک و بد دنیویاش گواهی میدهد.
﴿لَّقَدۡ کُنتَ فِی غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا فَکَشَفۡنَا عَنکَ غِطَآءَکَ فَبَصَرُکَ ٱلۡیَوۡمَ حَدِیدٞ ٢٢﴾.
ای انسان! واقعاً تو از روز قیامت و هولناکیهایش غافل بودی و بدان آمادگی نگرفتهای. امّا امروز خداوند عزوجل پردهای را که بر بصیرت تو پوشانده بود و هدایت را نمیدیدی دور ساخت. اکنون غفلت از تو دور شده و چشمانت با قوّت و شدّت چیزهای دیدنی را میبیند.
﴿وَقَالَ قَرِینُهُۥ هَٰذَا مَا لَدَیَّ عَتِیدٌ ٢٣﴾.
فرشتهای که با انسان همراهی دارد و با مراقبت از وی کارهای نیک و بدش را مینویسد میگوید: آنچه در دنیا بر او نوشتهام اینک در نزد من مجهّز، آماده، حاضر و نوشته شده است.
﴿أَلۡقِیَا فِی جَهَنَّمَ کُلَّ کَفَّارٍ عَنِیدٖ ٢٤﴾.
الله تعالی برای دو فرشته (سائق و شهید) میگوید: هر تکذیب کنندۀکافر، معاند حق، منکر رسالت گنهکار مُصرّ بر گناه را در آتش دوزخ بیندازید.
﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَیۡرِ مُعۡتَدٖ مُّرِیبٍ ٢٥﴾.
آن را که به منع خیر و حق پرداخته و بر مخلوقات تجاوز کرده است؛ یعنی چیزی را که آفریدگار بر او واجب کرده ادا نمیکند و به اذیت مردم میپردازد، خویشتن را از خیر و خوبیها بازمیدارد و با گذشتن از حدود محرّمات را مرتکب میشوند، در وعده و وعید شک میورزد و به توحید یقین ندارد.
﴿ٱلَّذِی جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَأَلۡقِیَاهُ فِی ٱلۡعَذَابِ ٱلشَّدِیدِ ٢٦﴾.
ای دو فرشته! او را که مشرک است و با خداوند عزوجل دیگر چیزها را عبادت میکند در آتش دوزخش بیندازید که عذاب سختی است.
﴿۞قَالَ قَرِینُهُۥ رَبَّنَا مَآ أَطۡغَیۡتُهُۥ وَلَٰکِن کَانَ فِی ضَلَٰلِۢ بَعِیدٖ ٢٧﴾.
شیطانی که در دنیا با او همراه بوده است میگوید: پروردگارا! من او را به سرکشی نکشاندم، بلکه خودش از هدایت دور بود و گمراهی را دوست میداشت؛ از اینرو از حق رو گشتاند، به گمراهی رو آورد و من او را به کفر مجبور نساختم.
﴿قَالَ لَا تَخۡتَصِمُواْ لَدَیَّ وَقَدۡ قَدَّمۡتُ إِلَیۡکُم بِٱلۡوَعِیدِ ٢٨﴾.
خداوند عزوجل میگوید: امروز در نزدم خصومت نکنید؛ زیرا منازعۀ کنونی شما فایدۀ ندارد و من شما را قبلاً به وسیلۀ پیامبران از عذاب و هولناکی چنین روزی بیم داده بودم.
﴿مَا یُبَدَّلُ ٱلۡقَوۡلُ لَدَیَّ وَمَآ أَنَا۠ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِیدِ ٢٩﴾.
هیچ سخنی در نزدم تغییر نمیپذیرد؛ یعنی سخن و وعدۀ حقتعالی راست و حقّ است. الله عزوجل هیچ بندهای را به گناهان کسی دیگر عذاب نمیکند، هر کس را فقط به جرایمی که انجام داده آن هم بعد از اقامۀ حجّت مجازات مینماید، از اعمال نیک نیکوکاران نمیکاهد و در گناهان بد بدکاران نمیافزاید.
﴿یَوۡمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمۡتَلَأۡتِ وَتَقُولُ هَلۡ مِن مَّزِیدٖ ٣٠﴾.
از روزی یاد کن که خداوند برای دوزخ میگوید: آیا پُر شدهای؟ او میگوید: آیا کافران بیشتری از گروه جنّ و انس هستند؟ آنگاه خداوند جبّار قَدَمِ بلا کیف خود را بر آن مینهد، در این هنگام اجزای آتش دوزخ به هم میپیچد و میگوید: بس است بس است!
﴿وَأُزۡلِفَتِ ٱلۡجَنَّةُ لِلۡمُتَّقِینَ غَیۡرَ بَعِیدٍ ٣١﴾.
در آن روز بهشت به کسانی که با انجام اوامر و اجتناب از نواهی پروردگار پرهیزگاری نمودند نزدیک ساخته میشوند؛ یعنی از ایشان دور نیست و آن را میبینند تا از دیدارش لذّت برند.
﴿هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٖ ٣٢﴾.
برای پرهیزگاران گفته میشوند: این همان نعمتهایی است که در دنیا برای شما وعده داده شده بود و آماده برای هر توبهکنندهای است که از گناهانش به سوی خدا باز گردد و اعمال نیک خود را ضایع نسازد، حدود الهی را حفظ کند و به انجام واجبات حقتعالی مداومت نماید.
﴿مَّنۡ خَشِیَ ٱلرَّحۡمَٰنَ بِٱلۡغَیۡبِ وَجَآءَ بِقَلۡبٖ مُّنِیبٍ ٣٣﴾.
برای کسی که با انجام اوامر و پرهیز از نواهی از خداوند عزوجل میترسد، اوتعالی را طوری عبادت میکند که گویا وی را میبیند و در روز حساب با قلبی از معصیتها و پاک از گناهان به سوی پروردگار منّان باز میآید.
﴿ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَٰمٖۖ ذَٰلِکَ یَوۡمُ ٱلۡخُلُودِ ٣٤﴾.
برای پرهیزگاران گفته میشوند: با سلامتی از آفات و خطرها به بهشت در آیید، در حالی که از هول و عذاب نجات یافتهاید و از هر ترس و ناخوشایندی در امان میباشید. اکنون شما در بهشتهای پُر از نعمت جاودانه هستید؛ یعنی که در بهشت مرگ نیست، از آن بیرون نمیشوید و نعمتهایش از شما قطع نمیشوند.
﴿لَهُم مَّا یَشَآءُونَ فِیهَا وَلَدَیۡنَا مَزِیدٞ ٣٥﴾.
برای پرهیزگاران در بهشتهای پر از نعمت هرچه را بخواهند و نفسهایشان اشتها داشته باشد میسّر است و در شادمانی و سرور به سر میبرند، امّا در نزد حقتعالی نعمتهایی بزرگتر از آنچه برایشان عطا و کرامت شده وجود دارد؛ چنانچه دیدار وجه بلا کیف پروردگار کریم از آن جمله است.
﴿وَکَمۡ أَهۡلَکۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَشَدُّ مِنۡهُم بَطۡشٗا فَنَقَّبُواْ فِی ٱلۡبِلَٰدِ هَلۡ مِن مَّحِیصٍ ٣٦﴾.
خداوند عزوجل چه قدر امّتهای زیادی را که تکذیب میکردند پیش از کافران مکّه به هلاکت رساند، آنانکه از کافران مکّه نیروی جسمی و امکانات بیشتری داشتند، در شهرها به سیر و سیاحت میپرداختند و بناهای بلند و مستحکمی را ساخته بودند؟ آیا پناهگاه و گریزگاهی از عذاب خداوند عزوجل برای آنان میسّر بود؟
﴿إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَذِکۡرَىٰ لِمَن کَانَ لَهُۥ قَلۡبٌ أَوۡ أَلۡقَى ٱلسَّمۡعَ وَهُوَ شَهِیدٞ ٣٧﴾.
به راستی که در هلاکت امّتهای کافر پیشین پند و موعظۀ است برای کسانی که با دلهای خویش آیات و براهین الهی را بفهمند، با گوشهایشان بشنوند و دلی آماده داشته باشند که غفلت زده و فراموشکار نباشد.
﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَیۡنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٖ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٖ ٣٨﴾.
واقعیت این است خداوند عزوجل آسمانهای هفتگانه، زمین و سایر موجودات میان آنها را در مدّت شش روز آفرید و از آفرینش این مخلوقات، مشکل و دشواریی به الله تعالی نرسید. حقتعالی نیرومند و بزرگ است و نخستین اثر قدرتش زندهکردن انسانها بعد از مردن است.
﴿فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّکَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ ٱلۡغُرُوبِ ٣٩﴾.
ای پیامبر! پس در برابر سخن کافران که تو را تکذیب و استهزا میکنند صبر پیشه کن؛ زیرا خداوند عزوجل طور قطعی جزای اعمال آنان را میدهد. همچنان نماز صبح را پیش از طلوع خورشید و نماز عصر را پیش از غروب آن با ثنا و ستایش حقتعالی ادا نما.
﴿وَمِنَ ٱلَّیۡلِ فَسَبِّحۡهُ وَأَدۡبَٰرَ ٱلسُّجُودِ ٤٠﴾.
در محدودۀ شب به ادای نماز عشا و نیز نماز بامداد بپرداز و بعد از هر نمازی الله تعالی را ثنا بگو و ستایش کن.
در این آیات، نماز بعد از صبر یادآوری شده چون بزرگترین عملی است که بنده را در برابر مصیبتها یاری میکند.
﴿وَٱسۡتَمِعۡ یَوۡمَ یُنَادِ ٱلۡمُنَادِ مِن مَّکَانٖ قَرِیبٖ ٤١﴾.
به آواز روزی گوش ده که فرشتۀ موظّف با دمیدن در صور (شاخ) از جای نزدیک به هر کس ندا سر میدهد.
﴿یَوۡمَ یَسۡمَعُونَ ٱلصَّیۡحَةَ بِٱلۡحَقِّۚ ذَٰلِکَ یَوۡمُ ٱلۡخُرُوجِ ٤٢﴾.
روزی که مردم آواز زندهشدن بعد از مرگ را به حقّانیت و بدون شکّ و تردید میشنوند، این همان روزی است که بندگان از قبرها برای حساب بیرون میشوند.
﴿إِنَّا نَحۡنُ نُحۡیِۦ وَنُمِیتُ وَإِلَیۡنَا ٱلۡمَصِیرُ ٤٣﴾.
هر آینه خداوند عزوجل خلایق را بعد از اینکه معدوم و مردهاند زنده میکند، باز آنان را بعد از زندگی دنیا میمیراند و در نهایت برای محاسبۀ اعمالشان دوباره زنده میگرداند.
﴿یَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلۡأَرۡضُ عَنۡهُمۡ سِرَاعٗاۚ ذَٰلِکَ حَشۡرٌ عَلَیۡنَا یَسِیرٞ ٤٤﴾.
روزی که قبرهای مردگان شکافته میشوند، همه از قبرهای خویش برای حساب بیرون میشوند و شتابان به میدان حشر جمع میآیند. این جمعآوری و حساب بر خداوند عزوجل کار آسان و سادهای است؛ چون قدرتش کامل است.
﴿نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا یَقُولُونَۖ وَمَآ أَنتَ عَلَیۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَکِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن یَخَافُ وَعِیدِ ٤٥﴾.
الله تعالی به سخنان کافران که تکذیب و استهزا میکنند داناتر است. ای پیامبر! تو تسلّط و قدرتی نداری که آنان را به ایمان وادار سازی، بلکه تو فقط رسانندۀ پیام الهی میباشی. بنابراین کسانی را پند بده که از خداوند عزوجل میترسند و از ملاقات با اوتعالی حذر دارند؛ زیرا کسانی که از عذابش نترسند، نصیحت و اندرز برایشان فایده نمیرساند.
مکی است؛ ترتیب آن 51؛ شمار آیات آن 60
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿وَٱلذَّٰرِیَٰتِ ذَرۡوٗا١﴾.
خداوند عزوجل به بادهایی که خاکها را برمیانگیزد و ابرها را پراکنده میسازد سوگند یاد کرده است.
﴿فَٱلۡحَٰمِلَٰتِ وِقۡرٗا ٢﴾.
سپس الله تعالی به ابرهایی که بار گران و زیادی از آب را برمیدارند سوگند یاد نمود.
﴿فَٱلۡجَٰرِیَٰتِ یُسۡرٗا ٣﴾.
باز به کشتیهایی که بر روی دریا به آسانی و سهولت حرکت میکنند سوگند یاد کرده است.
﴿فَٱلۡمُقَسِّمَٰتِ أَمۡرًا ٤﴾.
و باز به فرشتگانی که فرمان و روزی خداوند متعال را میان بندگان تقسیم میکنند سوگند یاد نموده است.
﴿إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٞ ٥﴾.
به راستی ای مردم! اموری چون زندهشدن بعد از مرگ و حساب اعمال که خداوند عزوجل برای شما وعده کرده خواهی نخواهی واقعشدنی است و در وقوع آن شکّ و شبهۀ وجود ندارد.
﴿وَإِنَّ ٱلدِّینَ لَوَٰقِعٞ ٦﴾.
و هر آینه روز جزای اعمال که انسانها پاداش و سزای عملکردهای خویش را درمییابند حقّ است، در آن شکّی وجود ندارد و طبق وعدۀ خداوند عزوجل واقع میشوند.
﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡحُبُکِ ٧﴾.
الله تعالی به آسمان که دارای شکل زیباست و با استواری و استحکام آفریده شده سوگند یاد کرده است.
﴿إِنَّکُمۡ لَفِی قَوۡلٖ مُّخۡتَلِفٖ ٨﴾.
ای کافران! یقیناً که شما دربارۀ کتاب الله عزوجل و پیامبرش سخنان متناقض ارائه داشتید و به یک سخن ثابت نیستید.
﴿یُؤۡفَکُ عَنۡهُ مَنۡ أُفِکَ ٩﴾.
کسی از انتفاع به قرآن باز داشته میشوند که حقتعالی دلش را از ایمان به کتاب و پیامبرش و از فهم براهین و انتفاع به حجّتهایش بگرداند و در نتیجه هدایت نشود.
﴿قُتِلَ ٱلۡخَرَّٰصُونَ ١٠﴾.
دروغگویان که دربارۀ حق، شکّ و پندارهای نادرست دارند کشته شوند و مورد لعنت قرار گیرند!
﴿ٱلَّذِینَ هُمۡ فِی غَمۡرَةٖ سَاهُونَ ١١﴾.
آنانکه در تاریکی و ظلمت کفر و تکذیب قرار دارند، در غفلت به سر میبرند و به سرکشی ادامه میدهند.
﴿یَسَۡٔلُونَ أَیَّانَ یَوۡمُ ٱلدِّینِ ١٢﴾.
آنان به طور تکذیب و استبعاد میپرسند: روز قیامت که از مردم حساب گرفته میشود چه وقت فرا میرسد؟
﴿یَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ یُفۡتَنُونَ ١٣﴾.
روز حساب روزی است که کافران در آتش دوزخ به عذاب سختی گرفتار میشوند و در آن میسوزند.
﴿ذُوقُواْ فِتۡنَتَکُمۡ هَٰذَا ٱلَّذِی کُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ ١٤﴾.
برای کافران در آتش دوزخ گفته میشوند: از این عذاب بچشید، از عذابی که به فرا رسیدنش در دنیا عجله میکردید و آمدنش را دیر میپنداشتید.
﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِینَ فِی جَنَّٰتٖ وَعُیُونٍ ١٥﴾.
یقیناً کسانی که با انجام طاعات و پرهیز از معاصی از پروردگارشان ترسیدند در باغهای دلپسند، درختستانهای بزرگ و چشمههای آب خوشگوار و جاری قرار دارند.
﴿ءَاخِذِینَ مَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡۚ إِنَّهُمۡ کَانُواْ قَبۡلَ ذَٰلِکَ مُحۡسِنِینَ ١٦﴾.
پروردگار منّان انواع امور مسرّتآفرین، نعمتهای متنوّع و چیزهای دوست داشتنی را برایشان بخشیده است؛ زیرا ایشان در دنیا با انجام طاعات و پرهیز از محرّمات، پیش از دریافت نعمتها و کرامتهای کنونی، نیکوکار بودند.
﴿کَانُواْ قَلِیلٗا مِّنَ ٱلَّیۡلِ مَا یَهۡجَعُونَ ١٧﴾.
این نیکوکاران جز اندکی از شب را نمیخوابیدند، برای پروردگارشان نماز تهجّد میخواندند، به پیشگاهش دعا میکردند و از او آمرزش میخواستند.
﴿وَبِٱلۡأَسۡحَارِ هُمۡ یَسۡتَغۡفِرُونَ ١٨﴾.
پیش از صبح در سحرگاهان برای گناهانشان از خداوند عزوجل آمرزش میخواهند، چون سحرگاهان بهترین وقت استغفار ابرار است.
﴿وَفِیٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ ١٩﴾.
در اموال ایشان حق و صدقۀ نافلهای برای نیازمندان است؛ نیازمندانی که سؤال میکنند، یا حیا ایشان را از سؤال باز داشته است.
﴿وَفِی ٱلۡأَرۡضِ ءَایَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِینَ ٢٠﴾.
در روی زمین براهین و نشانههای آشکاری وجود دارد که اشخاص باورمند به وسیلۀ آنها به قدرت و یگانگی الله تعالی استدلال میکنند.
﴿وَفِیٓ أَنفُسِکُمۡۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ ٢١﴾.
در آفرینش انسان براهینی است که عظمت و قدرت و صُنع با استحکام پروردگار را ثابت ساخته به یگانگی وی دلالت میکند؛ زیرا هر که در آفرینش اوتعالی بیندیشد از عجایب قدرتش شگفتزده میشوند و ایمانش فزونی مییابد.
﴿وَفِی ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُکُمۡ وَمَا تُوعَدُونَ ٢٢﴾.
رزق و روزی مردم و همچنان اموری مانند پاداش و جزا، خیر و شرّ، و منافع و زیانهایی که خداوند عزوجل برای بندگانش وعده کرده در آسمان است؛ به طوری که همه در لوح محفوظ نوشته و مقدّر شده است.
﴿فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ مِّثۡلَ مَآ أَنَّکُمۡ تَنطِقُونَ ٢٣﴾.
خداوند سبحان به ذات بزرگش سوگند یاد نموده که آنچه وعده نموده حقّ و واقع شدنی است، در آن شکّی وجود ندارد و هیچکس آن را رد کرده نمیتواند. این امر در تحقّق خویش همانند سخنی است که آن را بر زبان میآورید و در آن شک ندارید.
﴿هَلۡ أَتَىٰکَ حَدِیثُ ضَیۡفِ إِبۡرَٰهِیمَ ٱلۡمُکۡرَمِینَ ٢٤﴾.
ای پیامبر! آیا خبر مهمانان ابراهیم علیه السلام برای تو رسیده است؛ آنانکه در نزد الله عزوجل صاحب کرامت بودند و در نزد ابراهیم علیه السلام نیز حرمت یافتند؟
﴿إِذۡ دَخَلُواْ عَلَیۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنکَرُونَ ٢٥﴾.
آنگاه که به خانۀ ابراهیم علیه السلام و حضورش رفتند و بر او سلام دادند، ابراهیم علیه السلام سلامشان را جواب داد ولی ایشان را نشناخت؛ چون برایش ناشناخته بودند.
﴿فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِینٖ ٢٦﴾.
ابراهیم علیه السلام به سوی خانوادهاش برگشت، گوسالۀ فربهی را گرفت و آن را برای مهمانانش ذبح و بریان کرد.
﴿فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَیۡهِمۡ قَالَ أَلَا تَأۡکُلُونَ ٢٧﴾.
گوسالۀ بریانشده را آورد و در پیش رویشان نهاد. با مهربانی تعارف نمود و ایشان را به خوردن طعام فرا خواند و گفت: چرا نمیخورید؟!
﴿فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِیفَةٗۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِیمٖ ٢٨﴾.
وقتی ابراهیم علیه السلام دید از طعامش نمیخورند از طرفشان در دلش ترس پدید آمد. فرشتگان برایش گفتند: از ما مترس، ما فرستادگان خداوند عزوجل هستیم و پیدایش فرزندی را برایش مژده دادند که به دین الهی عالم خواهد بود. آن فرزند، اسحق علیه السلام بود که از همسرش ساره به وجود آمد.
﴿فَأَقۡبَلَتِ ٱمۡرَأَتُهُۥ فِی صَرَّةٖ فَصَکَّتۡ وَجۡهَهَا وَقَالَتۡ عَجُوزٌ عَقِیمٞ ٢٩﴾.
چون ساره مژدۀ فرشتگان برای ابراهیم علیه السلام را شنید که فرزندی از وی به وجود میآید به سویشان آمد، با تعجّب از این مژده آواز کشید و به رویش زد و گفت: چگونه فرزندی را به دنیا میآورم در حالی که پیره زنی بزرگسال و نازای هستم؟
﴿قَالُواْ کَذَٰلِکِ قَالَ رَبُّکِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡحَکِیمُ ٱلۡعَلِیمُ ٣٠﴾.
فرشتگان برای ساره گفتند: پروردگارت همچنان گفته و طوری که به شما مژده دادیم مقدّر کرده است. خداوند عزوجل بر هر چیزی تواناست و هیچ امری او را ناتوان ساخته نمیتواند. او یقیناً در تدبیر و تقدیرش باحکمت است، هر چیزی را در جایش مینهد و به مصالح و منافع بندگان داناست.
﴿۞قَالَ فَمَا خَطۡبُکُمۡ أَیُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ ٣١﴾.
ابراهیم علیه السلام برای فرشتگان گفت: چه خبری با خود دارید و به چه منظور به سویم فرستاده شدهاید؟
﴿قَالُوٓاْ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِینَ ٣٢﴾.
فرشتگان گفتند: پروردگار، ما را به سوی قومی فرستاده که به اوتعالی کافر شدهاند و از حدودش تجاوز کردند؛
﴿لِنُرۡسِلَ عَلَیۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن طِینٖ ٣٣﴾.
تا آنان را با سنگهایی از گِل پُخته که با آتش پُختهشده و به سنگ سختی تبدیل شده بزنیم و هدف قرار دهیم.
﴿مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّکَ لِلۡمُسۡرِفِینَ ٣٤﴾.
هر یک از سنگها در نزد خداوند عزوجل نشانهدار شده و برای کسانی مهیّا شده که با گناهان و خطاها از حدود الهی گذشتهاند.
﴿فَأَخۡرَجۡنَا مَن کَانَ فِیهَا مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٣٥﴾.
خداوند سبحان اهل ایمان به حقتعالی را از قریۀ قوم لوط علیه السلام بیرون ساخت تا عذاب الهی به ایشان نرسد.
﴿فَمَا وَجَدۡنَا فِیهَا غَیۡرَ بَیۡتٖ مِّنَ ٱلۡمُسۡلِمِینَ ٣٦﴾.
اما در آن قریه جز یک خانوادۀ مسلمان وجود نداشت؛ آن هم اهل خانۀ لوط علیه السلام بودند.
﴿وَتَرَکۡنَا فِیهَآ ءَایَةٗ لِّلَّذِینَ یَخَافُونَ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِیمَ ٣٧﴾.
خداوند عزوجل در آن قریه نشانۀ آشکاری را باقی گذاشت که بر قدرت، عظمت و قهر اوتعالی بر دشمنان دلالت کند و این پندی از جانب وی بود؛ برای کسانی که از عذاب دردآورش میترسند.
﴿وَفِی مُوسَىٰٓ إِذۡ أَرۡسَلۡنَٰهُ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِینٖ ٣٨﴾.
در فرستادن موسی علیه السلام به سوی فرعون و اینکه آنحضرت براهین آشکار و معجزههای شگفتآوری را آورده پند و اندرزی است؛ برای کسانی که از عذاب خداوند عزوجل بترسند و تقوا داشته باشند.
﴿فَتَوَلَّىٰ بِرُکۡنِهِۦ وَقَالَ سَٰحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٞ ٣٩﴾.
فرعون با تکبّر رو گشتاند و با غروری که از نیرومندی به وی دست داده بود اعراض کرد و دربارۀ موسی علیه السلام گفت: او جادوگری است که در عقلش خلل وارد آمده یا دیوانهای است که عقلش را از دست داده است.
﴿فَأَخَذۡنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذۡنَٰهُمۡ فِی ٱلۡیَمِّ وَهُوَ مُلِیمٞ ٤٠﴾.
خداوند قهّار فرعون و لشکریانش را به قهرش گرفت و در دریا غرق نمود. آری! فرعون اعمال کفر، تکذیب و سرکشی را به اندازهای انجام داده بود که مورد ملامت قرار میگرفت.
﴿وَفِی عَادٍ إِذۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَیۡهِمُ ٱلرِّیحَ ٱلۡعَقِیمَ ٤١﴾.
در سرگذشت قوم عاد و نابودی آنان اندرزهایی و نصایحی برای اندیشمندان وجود دارد؛ آنگاه که خداوند عزوجل بر آنان بادی را فرستاد که خیر و نفعی را با خود داشت، بارانی با به ارمغان نمیآورند و درختی را آبستن نمیکرد.
﴿مَا تَذَرُ مِن شَیۡءٍ أَتَتۡ عَلَیۡهِ إِلَّا جَعَلَتۡهُ کَٱلرَّمِیمِ ٤٢﴾.
بادی بود که بر هرچه گذر کردی رهایش نمیگذاشت؛ مگر اینکه آن را میخشکاند و در هم شکستاند.
﴿وَفِی ثَمُودَ إِذۡ قِیلَ لَهُمۡ تَمَتَّعُواْ حَتَّىٰ حِینٖ ٤٣﴾.
در داستان قوم ثمود و نابودی آنان نصیحتی برای پندپذیران است؛ آنگاه که برای آنان گفته شد: از نعمتهایی که خداوند منّان برای شما ارزانی نموده بهره جویید.
﴿فَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمۡ یَنظُرُونَ ٤٤﴾.
امّا آنان از دین خداوند عزوجل رو گشتاندند و از پیامبرش نافرمانی کردند و در نتیجه حقتعالی آنان را با صاعقۀ عذاب در حالی هلاک ساخت که میدیدند مرگ آنان را دَرَو میکند.
﴿فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مِن قِیَامٖ وَمَا کَانُواْ مُنتَصِرِینَ ٤٥﴾.
آنگاه که از اثر عذابی که از جانب خداوند عزوجل که به آنان رسیده بود توان برخواستن را نداشتند، نمیتوانستند از سرنوشت خود بگریزند و از خویشتن دفاع کنند.
﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ کَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِینَ ٤٦﴾.
الله تعالی قوم نوح علیه السلام را پیش از امتهای یاد شده عذاب نمود؛ زیرا آنان از حدود الهی تجاوز کردند و در عصیانگری زیادهروی نمودند.
﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَیۡنَٰهَا بِأَیۡیْدٖ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ٤٧﴾.
خداوند سبحان آسمان را مرتفع ساخت و برابر داشت، بنایش را با توانایی و نیروی خویش استحکام بخشید و ساختمان و اطرافش را وسعت داد.
﴿وَٱلۡأَرۡضَ فَرَشۡنَٰهَا فَنِعۡمَ ٱلۡمَٰهِدُونَ ٤٨﴾.
الله عزوجل زمین را فرشی برای مخلوقات مقرّر داشت، آن را گهوارهای ساخت و برابر نمود تا هر مخلوقی بر روی آن استقرار یابد. آری! خداوند منّان زمین را چگونه هموار داشته و چه خوب گهوارهای ساخته است.
﴿وَمِن کُلِّ شَیۡءٍ خَلَقۡنَا زَوۡجَیۡنِ لَعَلَّکُمۡ تَذَکَّرُونَ ٤٩﴾.
خداوند پاک از همه انواع مخلوقات دو نوع مختلف نر و ماده را مقرّر داشت تا شما یگانگی و عظمتش را به یاد آورید. بدینگونه که همه مخلوقات جفتاند امّا حقتعالی یگانه است، دومی ندارد، شریکی برایش نیست و از همسر و فرزند منزّه و مبرّاست.
﴿فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ إِنِّی لَکُم مِّنۡهُ نَذِیرٞ مُّبِینٞ ٥٠﴾.
پس ای بندگان! از عذاب خداوند عزوجل با انجام طاعات به سوی رحمتش بگریزید. به یقین ای مردم! من یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیم دهندهای هستم که با حجّتی قوی، سخنی راست و بیمدادنی آشکار شما را از عذاب حقتعالی میترسانم.
﴿وَلَا تَجۡعَلُواْ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَۖ إِنِّی لَکُم مِّنۡهُ نَذِیرٞ مُّبِینٞ ٥١﴾.
به خداوند عزوجل چیزی را شریک نیاورید و جز او خدایان دیگری را عبادت نکنید. من شما را از عذاب سختی که در پیش رویش قرار دارم بیم میدهم، بیم دادنم آشکار است و به دلیل کمال حجّت، بر هیچ کسی پوشیده نیست.
﴿کَذَٰلِکَ مَآ أَتَى ٱلَّذِینَ مِن قَبۡلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُواْ سَاحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٌ ٥٢﴾.
همچنان که کافران رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را تکذیب کردند امتهای زیادی پیش از آنان به تکذیب پرداختند و پیامبران خویش را جادوگران خیالپسند یا دیوانگان بیخرد دانستند؛ چنانکه قریش با پیامبر معامله نمودند.
﴿أَتَوَاصَوۡاْ بِهِۦۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ ٥٣﴾.
آیا پیشینیان، متأخّران را به تکذیب پیامبران وصیت کردند و از اینرو همه آنان به تکذیب اتفاق کردهاند؟ چنین نیست، بلکه آنان قومیاند که در عصیانگری از حد گذشتند، دلهای آنان را شبهه فرا گرفته و در اعمال خود به تکذیب و کفر توافق دارند. بنابراین سخن متأخّران مانند متقدّمان است.
﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٖ ٥٤﴾.
پس ای پیامبر! از کافران اعراض نما تا عذابی که از آن بیمشان دادی فرود آید؛ زیرا تو رسالت خویش را انجام دادی و تو را کسی ملامت نمیکند.
﴿وَذَکِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّکۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٥٥﴾.
با وجود اعراض از کافران و بیپروایی به تکذیب آنان بازهم به دعوت به سوی خداوند عزوجل و تبلیغ رسالتش ادامه بده؛ زیرا مؤمنان از موعظه فایده میگیرند و یقین و ترسشان افزوده میشوند و بر سرکشان نیز حجّت اقامه میشوند.
﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِیَعۡبُدُونِ ٥٦﴾.
خداوند سبحان جنّیان و انسانها را نیافریده است، مگر برای اینکه تنها وی را عبادت نمایند و به او چیزی را شریک نیاورند. آری! دعوت همه پیامبران الهی همین بوده است.
﴿مَآ أُرِیدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِیدُ أَن یُطۡعِمُونِ ٥٧﴾.
حقتعالی جنیّان و انسانها را برای این نیافریده تا به او روزی دهند؛ زیرا الله عزوجل روزی دهندۀ همه مخلوقات است. همچنان اراده ندارد که برایش طعام دهند؛ چون او برای دیگران طعام میدهد و به طعام نیازی ندارد. اوتعالی از مخلوقات بینیاز است و همه خلق به او نیازمنداند.
﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلۡقُوَّةِ ٱلۡمَتِینُ ٥٨﴾.
به راستی که تنها خداوند منّان برای همه مخلوقات روزی میدهد و روزیشان را ضمانت کرده است. اوتعالی صاحب نیروی متین است، هر که با وی مقابله نماید قهرش میکند و هر که با او زورآزمایی نماید شکستش میدهد. او خداوند توانایی است که هیچ چیزی ناتوانش ساخته نمیتواند و ذات نیرومندی است که مقهور و مغلوب کسی واقع نمیشود.
﴿فَإِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُواْ ذَنُوبٗا مِّثۡلَ ذَنُوبِ أَصۡحَٰبِهِمۡ فَلَا یَسۡتَعۡجِلُونِ ٥٩﴾.
هر آینه برای کسانی که با کفر ورزیدن به خداوند عزوجل و تکذیب پیامبرش بر خویشتن ستم روا داشتهاند حصهای از عذاب الهی رسیدنی است و حتماً آنان را خواهد گرفت؛ همچنان که برای موافقان آنان از امّتهای تکذیبکنندۀ پیشین بخشی از عذاب رسید. بنابراین در عذاب عجله نکنند و آمدنش را دیر ندانند؛ زیرا بدون شک بر آنان فرود میآید.
﴿فَوَیۡلٞ لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ مِن یَوۡمِهِمُ ٱلَّذِی یُوعَدُونَ ٦٠﴾.
پس هلاکت و تباهی، عاقبت ناپسند و احوال ناخوشایند روز قیامت بر کافران باد؛ احوالی که خداوند عزوجل در دنیا برای آنان وعده کرده بود!
مکی است؛ ترتیب آن 52؛ شمار آیات آن 49
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿وَٱلطُّورِ ١﴾.
خداوند متعال به «طور» سوگند یاد کرده؛ به کوهی که با موسی علیه السلام بر بالای آن سخن زد و در سینا موقعیت دارد.
﴿وَکِتَٰبٖ مَّسۡطُورٖ ٢﴾.
الله متعال به کتابش قرآن کریم در صفحات و ورقهای نوشتهشده سوگند یاد نموده است.
﴿فِی رَقّٖ مَّنشُورٖ ٣﴾.
به کتاب خویش قرآن کریم در صفحات منشوری نوشتهشده و در پوستهای نرمی ثبت گردیده است.
﴿وَٱلۡبَیۡتِ ٱلۡمَعۡمُورِ ٤﴾.
حقتعالی به بیت المعمور که فرشتگان در همه وقتها بدان طواف مینمایند سوگند یاد نموده است.
﴿وَٱلسَّقۡفِ ٱلۡمَرۡفُوعِ ٥﴾.
خداوند عزوجل به آسمان سوگند یاد نموده است که بالای زمین سقف مرفوعی است و بلندی یافته است.
﴿وَٱلۡبَحۡرِ ٱلۡمَسۡجُورِ ٦﴾.
و به دریای پُر از آب، یا دریایی که در هنگام فرا رسیدن قیامت از آتش شعلهور است سوگند یاد نموده است.
﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ لَوَٰقِعٞ٧﴾.
به راستی که عذاب خداوند بزرگ بر دشمنان کافرش خواهی نخواهی آمدنی است و واقع میشوند.
﴿مَّا لَهُۥ مِن دَافِعٖ ٨﴾.
هیچ کسی توانایی ندارد عذاب خداوند عزوجل را از کافران باز دارد و از وقوعش جلوگیری نماید.
﴿یَوۡمَ تَمُورُ ٱلسَّمَآءُ مَوۡرٗا ٩﴾.
در روزی که آسمان به جنبش و اضطراب آید، در نظامش خلل وارد شود و اجزای آن پراگنده گردد.
﴿وَتَسِیرُ ٱلۡجِبَالُ سَیۡرٗا ١٠﴾.
در آن وقت که کوهها مانند گرد و غبار در هوا به حرکت میآیند و از جایگاههای خود دور میشوند.
﴿فَوَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ١١﴾.
با فرا رسیدن آن روز هلاکت و تباهی بر کافران باد که به تکذیب پیامبران میپرداختند؛
﴿ٱلَّذِینَ هُمۡ فِی خَوۡضٖ یَلۡعَبُونَ ١٢﴾.
آنانکه در امور باطل فرو میروند و حق را به بازی میگیرند؛ یعنی زندگی آنان در لهو و تمسخر میگذرد.
﴿یَوۡمَ یُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا ١٣﴾.
در آن روز کافران با سختی و درشتی و با خواری و ذلّت به سوی آتش دوزخ کشانده میشوند.
﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِی کُنتُم بِهَا تُکَذِّبُونَ ١٤﴾.
برای کافران به طور توبیخ گفته میشوند: اینک آتش دوزخ که در زندگی دنیا بدان تکذیب میکردید در پیش چشم شما قرار دارد و عذاب آن را بچشید.
﴿أَفَسِحۡرٌ هَٰذَآ أَمۡ أَنتُمۡ لَا تُبۡصِرُونَ ١٥﴾.
آیا این عذاب جادوست، همچنان که شما قرآن را در دنیا جادو میپنداشتید، یا شما آن را حقیقتاً دیده نمیتوانید.
﴿ٱصۡلَوۡهَا فَٱصۡبِرُوٓاْ أَوۡ لَا تَصۡبِرُواْ سَوَآءٌ عَلَیۡکُمۡۖ إِنَّمَا تُجۡزَوۡنَ مَا کُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ١٦﴾.
ای کافران! از گرمی آتش دوزخ بچشید. اگر در گرمی، زهرناکی و داغی آن صبر نمایید یا صبر نکنید، عذاب از شما دفع نمیشوند و از آن هرگز بیرون نمیشوید؛ یعنی صبر و عدم صبر شما برابر است. این جزای کفر و تکذیب شماست که در دنیا مرتکب شدید و الله تعالی بر بندگان ستمگار نمیباشد.
﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِینَ فِی جَنَّٰتٖ وَنَعِیمٖ ١٧﴾.
به یقین که پرهیزگاران در بهشتها و نعمتها، در شادمانی و کرامت و در جوار خداوند بخشندۀ مهربان قرار دارند.
﴿فَٰکِهِینَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ وَوَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِیمِ ١٨﴾.
از انواع نعمتهای سرورآفرین، امور خوشایند و لذایذی که خداوند عزوجل بر ایشان منّت گذاشته استفاده میبرند حقتعالی از عذاب دوزخ نجاتشان داده است؛ زیرا به خداوند یگانۀ قهّار ایمان آوردند و از پیامبر ستودۀ مختار پیروی کردند.
﴿کُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِیَٓٔۢا بِمَا کُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ١٩﴾.
ای نیکو کاران! از طعامهای گوارای بهشت بخورید و از نوشیدنیهای خوشمزّۀ آن بیاشامید. اینها پاداش اعمال نیکی است که در دنیا انجام دادید.
﴿مُتَّکِِٔینَ عَلَىٰ سُرُرٖ مَّصۡفُوفَةٖۖ وَزَوَّجۡنَٰهُم بِحُورٍ عِینٖ ٢٠﴾.
ابرار نیکوکار به منظور استفادۀ بیشتر از نعمتها، روبروی یکدیگر بر تختهای بهشت تکیه زدهاند، خداوند منّان همسران زیبا، سفید و فراخچشمی را به ازدواجشان درمیآورند.
﴿وَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَٱتَّبَعَتۡهُمۡ ذُرِّیَّتُهُم بِإِیمَٰنٍ أَلۡحَقۡنَا بِهِمۡ ذُرِّیَّتَهُمۡ وَمَآ أَلَتۡنَٰهُم مِّنۡ عَمَلِهِم مِّن شَیۡءٖۚ کُلُّ ٱمۡرِیِٕۢ بِمَا کَسَبَ رَهِینٞ ٢١﴾.
خداوند سبحان، مؤمنان را با عدهای از ذریۀشان که در اعمال به آنان اقتدا و موافقت کردهاند در بهشت جمع میسازد؛ طوری که ذریه را به درجۀ پدران بالا میبرد، هرچند از نگاه عمل به مرتبۀشان نرسیده باشند، تا همگان را با جمع ساختن در یک جایگاه از نعمتش برخوردار سازد، امّا حقتعالی پاداش عمل هیچکدام را کم نمیکند، بلکه کامل و زیادتر عطا مینماید. هر انسانی مرهون عملی است که انجام داده و به خاطر جُرم دیگری مورد محاسبه قرار نمیگیرد.
﴿وَأَمۡدَدۡنَٰهُم بِفَٰکِهَةٖ وَلَحۡمٖ مِّمَّا یَشۡتَهُونَ ٢٢﴾.
خداوند منّان بر نعمتهای که یادآوری شد، میوهها و گوشتهای تازه، اشتهاآور و خوشمزّهای را مزید میسازد که نفس بدان میل میکند و از آن لذّت میبرد.
﴿یَتَنَٰزَعُونَ فِیهَا کَأۡسٗا لَّا لَغۡوٞ فِیهَا وَلَا تَأۡثِیمٞ ٢٣﴾.
از نعمتهای که خداوند عزوجل برای بندگانش در بهشت آماده داشته این است که جامهای شراب را در جمع خویش به یکدیگر تعارف میکنند و با اُنس و شادمانی دَور میدهند تا استفاده از نعمتها بزرگ جلوه کند. این شرابی است که عقل را نمیرباید و با نوشیدنش بیهوده گویی و نابسامانی در سخن پدید نمیآید و مانند شراب دنیا در نوشیدنش گناهی نیست.
﴿۞وَیَطُوفُ عَلَیۡهِمۡ غِلۡمَانٞ لَّهُمۡ کَأَنَّهُمۡ لُؤۡلُؤٞ مَّکۡنُونٞ ٢٤﴾.
بر ابرار نیکوکار در بهشت نوجوانانی طواف میکنند و به خدمتگزاریشان میپردازند که در ارزش و پاکیزهگی و در تناسب و سفیدیشان مانند مرواریدی هستند که در صدف مسون باشد و هنوز به دست مردم نرسیده باشد.
﴿وَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ یَتَسَآءَلُونَ ٢٥﴾.
بعضی ابرار نیکوکار در بهشت به همدیگر رو میآورند و از نعمتهای زیاد و سبب کرامتهایی که به ایشان عطا شده سؤال میکنند.
﴿قَالُوٓاْ إِنَّا کُنَّا قَبۡلُ فِیٓ أَهۡلِنَا مُشۡفِقِینَ ٢٦﴾.
میگویند: ما پیش از این در زندگی دنیوی و در بین خانوادههای خویش از خداوند عزوجل میترسیدیم و از عذابش هراس داشتیم، به طاعاتش عمل میکردیم و از معصیتها امتناع میورزیدیم.
﴿فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَیۡنَا وَوَقَىٰنَا عَذَابَ ٱلسَّمُومِ ٢٧﴾.
از اینرو حقتعالی با منّت و کرمش بر ما احسان نمود و ما را از عذاب زهرآگین دوزخ، یعنی از شعلهها و گرمی سختش نگه داشت.
﴿إِنَّا کُنَّا مِن قَبۡلُ نَدۡعُوهُۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡبَرُّ ٱلرَّحِیمُ ٢٨﴾.
پیش از این ما در دنیا خداوند عزوجل را به یگانگی میخواندیم، با اخلاص عبادت میکردیم و به او چیزی را شریک نمیآورندیم تا ما را از دوزخ نگه دارد و به بهشتهای پر از نعمت داخل نماید. الله تعالی دعای ما را قبول کرد و آنچه را خواسته بودیم به ما بخشید. یقیناً خداوند عزوجل با انواع مهربانیها بر بندگانش صاحب فضل و احسان است وجود و سخاوتش را بر آنان فرو ریخته است. او بر بندگان مهربان است؛ چنانکه آنان را در دخول به بهشت و نجات از دوزخ توفیق بخشیده است.
﴿فَذَکِّرۡ فَمَآ أَنتَ بِنِعۡمَتِ رَبِّکَ بِکَاهِنٖ وَلَا مَجۡنُونٍ ٢٩﴾.
ای پیامبر! قوم خویش را به قرآن کریم پند بده و آنان را بدان نصیحت کن؛ تو با نعمتهایی چون رسالت، حکمت، علم نافع و عقلبرتر که برایت عطا شده کاهنی نیستی که مردم را بدون علم و براساس گمان به امور آینده خبر دهی و نیز دیوانۀ بیخردی نمیباشی که ندانسته سخن گویی.
﴿أَمۡ یَقُولُونَ شَاعِرٞ نَّتَرَبَّصُ بِهِۦ رَیۡبَ ٱلۡمَنُونِ ٣٠﴾.
بلکه کافران دربارۀ پیامبر مختار میگویند که شاعری است و ما مرگش را انتظار میکشیم تا دعوتش نیز با خودش بمیرد.
﴿قُلۡ تَرَبَّصُواْ فَإِنِّی مَعَکُم مِّنَ ٱلۡمُتَرَبِّصِینَ ٣١﴾.
ای پیامبر! برای آنان بگو: شما مرگ مرا انتظار کشید و من مرگ شما را انتظار میکشم، شما وفات مرا چشم به راه باشید و من عذاب خداوند برای شما را چشم به راه خواهم بود و به زودی خواهید دانست که عاقبت نیکو و پسندیده برای کیست.
﴿أَمۡ تَأۡمُرُهُمۡ أَحۡلَٰمُهُم بِهَٰذَآۚ أَمۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ ٣٢﴾.
آیا یقیناً عقلهای کافران آنان را به این سخن متناقض امر کرده است؟ آخر چگونه کهانت، شعر و دیوانگی در یک شخص و در یک وقت جمع میشوند، بلکه آنان در سرکشی زیادهروی کردند و در عصیانگری از حد گذشتند.
﴿أَمۡ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥۚ بَل لَّا یُؤۡمِنُونَ ٣٣﴾.
بلکه کافران میگویند: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرآن را از نزد خود ساخته، امّا چنین نیست. واقعیت این است که این قوم تکذیب میکنند و تصدیق ندارند؛ چون اگر به رسالت تصدیق میداشتند چنین سخنی را بر زبان نمیآورند.
﴿فَلۡیَأۡتُواْ بِحَدِیثٖ مِّثۡلِهِۦٓ إِن کَانُواْ صَٰدِقِینَ ٣٤﴾.
اگر کافران راست میگویند که پیامبر قرآن کریم را از خود ساخته پس آنان هم بیابند سخنی را بیاورند که در بیان و فصاحتش مانند قرآن باشد.
﴿أَمۡ خُلِقُواْ مِنۡ غَیۡرِ شَیۡءٍ أَمۡ هُمُ ٱلۡخَٰلِقُونَ ٣٥﴾.
آیا کافران بدون آفریدگار و پدیدآورندهای به وجود آمدند یا خود خویشتن را آفریدهاند؟ این اندیشه درست نیست، نه آنان را عدم به وجود آورده و نه هم خود خویشتن را آفریدهاند. درست این است که خداوند یگانه آنان را آفریده پس واجب است که فقط اوتعالی را بدون شک عبادت کنند.
﴿أَمۡ خَلَقُواْ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۚ بَل لَّا یُوقِنُونَ ٣٦﴾.
آیا آسمانها و زمین را با این استحکام عجیب کافران آفریدهاند؟ بلکه آنان به قدرت و یگانگی خداوند عزوجل یقین ندارند و از آنرو کافر شدند.
﴿أَمۡ عِندَهُمۡ خَزَآئِنُ رَبِّکَ أَمۡ هُمُ ٱلۡمُصَۜیۡطِرُونَ ٣٧﴾.
آیا خزانههای رزق و روزی و بخششهای خداوندی در نزد کافران است و در آن هر طوری که بخواهند تصرّف میکنند؟ واقعیت این است که آنان چیزی را مالک نیستند. آیا آنان در جهان دارای نیرو و سلطهای هستند که غلبه و زورمندی از آن ایشان باشد؟ این همه درست نیست، بلکه آنان ناتوان و ضعیفاند و خداوند عزوجل نیرومند و زورآور است.
﴿أَمۡ لَهُمۡ سُلَّمٞ یَسۡتَمِعُونَ فِیهِۖ فَلۡیَأۡتِ مُسۡتَمِعُهُم بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِینٍ ٣٨﴾.
آیا برای کافران نردبانی است که در آن بالا میروند تا به وحی گوش دهند و در نتیجه وحیی را درمییابند که نظر باطل آنان را تأیید میکند؟ پس باید هر کافری که چنین ادّعایی دارد دلیل قاطعی را برای صدق دعوایش بیاورد.
﴿أَمۡ لَهُ ٱلۡبَنَٰتُ وَلَکُمُ ٱلۡبَنُونَ ٣٩﴾.
آیا همچنان که شما به دروغ و ناحق ادّعا میکنید دختران برای خداوند و پسران فقط مخصوص شماست؟
﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ ٤٠﴾.
ای پیامبر! آیا برای تبلیغ رسالت خویش مزدی را طلب کردهای و آنان برای دفع تکلیف تاوانی که از آنان خواستار شدهای به دشواری و مشقّت افتادند؟
﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَیۡبُ فَهُمۡ یَکۡتُبُونَ ٤١﴾.
آیا کافران علم غیب دارند و آن را به منظور آگاهی مردم مینویسند و یاد داشت میکنند؟ چنین ادّعایی دروغ است؛ چون جز خداوند کسی غیب را نمیداند.
﴿أَمۡ یُرِیدُونَ کَیۡدٗاۖ فَٱلَّذِینَ کَفَرُواْ هُمُ ٱلۡمَکِیدُونَ ٤٢﴾.
بلکه کافران اراده دارند تدبیر و حیلهای را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به کار برند، امّا به زودی ضرر تدبیر و حیلۀ آنان به خودشان برخواهد گشت.
﴿أَمۡ لَهُمۡ إِلَٰهٌ غَیۡرُ ٱللَّهِۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا یُشۡرِکُونَ ٤٣﴾.
آیا کافران غیر از پروردگار عزوجل خدای دیگری دارند که سزاوار عبادت باشد؟ الله تعالی از شرک کافران مقدّس و متعالی است. حقتعالی در آفرینش و الوهیت شریکی ندارد، پس تنها او مستحقّ عبادت است.
﴿وَإِن یَرَوۡاْ کِسۡفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ سَاقِطٗا یَقُولُواْ سَحَابٞ مَّرۡکُومٞ ٤٤﴾.
اگر کافران قطعهای از عذاب را ببینند که از آسمان بر آنان فرود میآید، بازهم هرگز از شرک خود توبه نمیکنند بلکه میگویند: این ابری است که به روی هم متراکم شده و عذاب نمیباشد.
﴿فَذَرۡهُمۡ حَتَّىٰ یُلَٰقُواْ یَوۡمَهُمُ ٱلَّذِی فِیهِ یُصۡعَقُونَ ٤٥﴾.
پس ای پیامبر! کافران را به حال آنان بگذار تا روز قیامت، یعنی روز هلاکت و عذاب خویش را ملاقات کنند.
﴿یَوۡمَ لَا یُغۡنِی عَنۡهُمۡ کَیۡدُهُمۡ شَیۡٔٗا وَلَا هُمۡ یُنصَرُونَ ٤٦﴾.
حیله و تدبیر کافران برای آنان در روز قیامت فایدهای ندارد، عذاب خداوند عزوجل را از آنان دفع نمیکند و جز اوتعالی یاوری ندارند که یاریشان نماید.
﴿وَإِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُواْ عَذَابٗا دُونَ ذَٰلِکَ وَلَٰکِنَّ أَکۡثَرَهُمۡ لَا یَعۡلَمُونَ ٤٧﴾.
پیش از رسیدن روز قیامت در زندگی دنیا برای کافران عذابهایی چون قتل، اسارت، خواری، مصیبت، عذاب قبر و دیگر امور ناخوشایند آماده شده است، امّا بیشتر کافران بدان دانا نیستند.
﴿وَٱصۡبِرۡ لِحُکۡمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعۡیُنِنَاۖ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّکَ حِینَ تَقُومُ ٤٨﴾.
ای پیامبر! به حکم پروردگار سبحان، به مأموریت خویش در انجام رسالتی که به منظور تبلیغ آن به سوی این کافران فرستاده شدهای و در برابر آزار، تمسخر و حیلههایی که بدان مواجه میشوی صبر و استقامت پیشه کن؛ زیرا تو زیر نظر و مورد حفظ، رعایت و تأیید حقتعالی قرار داری. و آنگاه که برای ادای نماز یا از خواب برمیخیزی، پروردگارت را به طور شایسته ثنا و ستایش نما و به پاکی یاد کن.
﴿وَمِنَ ٱلَّیۡلِ فَسَبِّحۡهُ وَإِدۡبَٰرَ ٱلنُّجُومِ ٤٩﴾.
همچنان الله عزوجل را در نماز تهجّد و دیگر اوقات شب و نیز در حین پوشیدگی ستارهگان یعنی وقت نماز صبح به پاکی یاد کن؛ زیرا تسبیح و همه انواع ذکر، انسان را در برابر دشواریهای زندگی یاری میرساند.
مکی است؛ ترتیب آن 53؛ شمار آیات آن 62
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿وَٱلنَّجۡمِ إِذَا هَوَىٰ ١﴾.
خداوند عزوجل به ستارۀ پروین آنگاه که از جایگاهش فرود آید و جدا شود، یا بعد از طلوعش غروب نماید سوگند یاد نموده است.
﴿مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمۡ وَمَا غَوَىٰ ٢﴾.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از هدایت انحراف نکرده و به غیر آن میل ننموده است. او بر حق و همراه حقّ، دارای استقامت کامل و بر راه مستقیم استوار است.
﴿وَمَا یَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ ٣﴾.
او از نزد خویش و بر مبنای خواستهاش سخن نمیگوید، بلکه کلامش وحیی از جانب خداوند عزوجل است.
﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡیٞ یُوحَىٰ ٤﴾.
قرآن و سنّت جز وحیی از جانب حقتعالی نیست. آن را بر پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرود آورده و سخن کسی از انسانها نمیباشد.
﴿عَلَّمَهُۥ شَدِیدُ ٱلۡقُوَىٰ ٥﴾.
جبرئیل علیه السلام که فرشتۀ بسیار نیرومندی است و دارای غلبه و قدرت است آن را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آموزش داده است.
﴿ذُو مِرَّةٖ فَٱسۡتَوَىٰ ٦﴾.
او دارای منظر نیکو و چهرۀ زیباست و به صورتی که حقتعالی وی را آفریده برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آشکار شد.
﴿وَهُوَ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡأَعۡلَىٰ ٧﴾.
وی در هنگام طلوع خورشید، در کنارۀ بلند آسمان بالا رفت و برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آشکار شد و پدید آمد.
﴿ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ٨﴾.
بعد از آن جبرئیل علیه السلام به آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم نزدیک شد و سپس بیشتر به آنحضرت نزدیکی جست.
﴿فَکَانَ قَابَ قَوۡسَیۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ ٩﴾.
در آن هنگام جبرئیل علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به اندازۀ مسافۀ دو قوس فاصله داشت یا از آن هم نزدیکتر بود.
﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ ١٠﴾.
آنگاه الله تعالی آنچه را از قرآن کریم میخواست، از طریق جبرئیل علیه السلام به سوی بنده و پیامبرش وحی فرستاد.
در این آیه ذکر فعل «اوحی» به وحیی که بر آن حضرت نازل شده تعظیم صورت گرفته است.
﴿مَا کَذَبَ ٱلۡفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ ١١﴾.
دل پیامبر الهی محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم به آنچه چشمهایشان دید و مشاهد کرد دروغ نمیگوید.
﴿أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا یَرَىٰ ١٢﴾.
آیا با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مجادله میکنید و خبری را که از مشاهدۀ آیات الهی و چشمدید خویش آورده رد مینمایید؟
﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ ١٣﴾.
و مسلّماً پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جبرئیل علیه السلام را بار دوم نیز به شکل اصلی او در نزدیک سدرة المنتهی، یعنی درخت سدر که در آسمان هفتم است مشاهده کردند.
﴿عِندَ سِدۡرَةِ ٱلۡمُنتَهَىٰ ١٤﴾.
در نزدیک سدرة المنتهی، یعنی در نهاییترین جایی که از زمین به سوی آسمان بالا میرود و از بالای زمین به سویش فرود میآید.
﴿عِندَهَا جَنَّةُ ٱلۡمَأۡوَىٰٓ ١٥﴾.
در نزدیک سدرة المنتهی جنة المأوی قرار دارد؛ جایی که ابرار نیکوکار در آن مأوا میگزینند.
﴿إِذۡ یَغۡشَى ٱلسِّدۡرَةَ مَا یَغۡشَىٰ ١٦﴾.
آنگاه که به فرمان خداوند عزوجل چیز بزرگی بر سدره بالا رفت که آن را هیچ کسی توصیف کرده نمیتواند و عظمتش را جز خداوند یگانه کسی نمیشناسد.
﴿مَا زَاغَ ٱلۡبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ ١٧﴾.
چشم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از محل نگاهش میل نکرد و نیز از جایی که در آن مینگریست تجاوز ننمود، بلکه نگاه چشمش جریان داشت و دلش ثابت بود.
﴿لَقَدۡ رَأَىٰ مِنۡ ءَایَٰتِ رَبِّهِ ٱلۡکُبۡرَىٰٓ ١٨﴾.
به یقین که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در شب معراج نشانههای بزرگی چون بهشت، دوزخ و دیگر چیزها را دیدند که به قدرت و عظمت الله دلالت میکند.
﴿أَفَرَءَیۡتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلۡعُزَّىٰ ١٩﴾.
ای کافران! برایم از بتهایی مانند لات و عزّی که به عبادت آنها میپردازید خبر دهید، آیا نفع و ضرری دارند؟ این پرسش به گونۀ توبیخ مطرح شده است.
﴿وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ ٢٠﴾.
به همینگونه بُت منات که بعد از لات و عُزّی در جایگاه سوم قرار دارد، آیا دارای نفع و ضرری است که غیر از خداوند عزوجل عبادت شود؟ این سخن، انکار بر کسانی است که به عبادت بتها میپردازند.
﴿أَلَکُمُ ٱلذَّکَرُ وَلَهُ ٱلۡأُنثَىٰ ٢١﴾.
ای کافران! آیا فرزندان مذکّر را برای خویشتن مقرّر میدارید و نصیب خود میدانید و فرزندان مؤنّث را به زعم خود به خداوند پاک نسبت میدهید؟ در حالی که خود از آن راضی نیستید.
﴿تِلۡکَ إِذٗا قِسۡمَةٞ ضِیزَىٰٓ ٢٢﴾.
این تقسیم که پسران برای شما و دختران برای خداوند عزوجل باشد تقسیم ستمگرانه و ظالمانه است.
﴿إِنۡ هِیَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّیۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُکُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ ٢٣﴾.
این بتها و تمثالها جز نامهای بیحقیقت چیز دیگری نمیباشد؛ یعنی از اوصاف کمال، قدرت و عظمت چیزی در آنها مشاهده نمیشوند، بلکه اینها مجرّد نامهاییاند که شما و پدرانتان به ظلم و ناحق بر مبنای هوای نفس و تزیین شیطان بر آنها نهادید و خداوند بزرگ هیچ برهانی را نازل نکرده که مسلک و دعوای باطل شما را تصدیق کند. کافران چیزی جز گمانهای دروغین و خواهشهای نفس امّاره بالسّوء و منحرف از هدایت را پیروی نمیکنند. یقیناً از جانب خداوند عزوجل توسّط پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معصومش محمّد برایتان هدایتی آمد، اگر از آن پیروی کنید راهیاب میشوید.
﴿أَمۡ لِلۡإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ ٢٤﴾.
آیا آنچه را انسان از خواهشهای نفسانیاش تمنّا و آرزو میکند مانند شفاعت بتها، تمثالها و سایر امور در اختیار و قدرت اوست؟ چنین نیست بلکه امر و فرمان، مخصوص الله است.
﴿فَلِلَّهِ ٱلۡأٓخِرَةُ وَٱلۡأُولَىٰ ٢٥﴾.
امر دنیا و آخرت به خداوند عزوجل مربوط است. اوست که به هرچه بخواهد حکم میکند و فیصله مینماید، برای اهل حق پاداش و به کافران دروغگوی جزا میدهد.
﴿۞وَکَم مِّن مَّلَکٖ فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ لَا تُغۡنِی شَفَٰعَتُهُمۡ شَیًۡٔا إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ أَن یَأۡذَنَ ٱللَّهُ لِمَن یَشَآءُ وَیَرۡضَىٰٓ ٢٦﴾.
شمار بسیاری از فرشتگان آسمان با مرتبۀ بلند و منزلت عالیی که دارند شفاعتشان برای هیچ کسی فایده نمیرساند، مگر آنگاه که خداوند عزوجل برایشان اجازۀ شفاعت را بدهد و از کسی که برایش شفاعت صورت میگیرد راضی باشد.
﴿إِنَّ ٱلَّذِینَ لَا یُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ لَیُسَمُّونَ ٱلۡمَلَٰٓئِکَةَ تَسۡمِیَةَ ٱلۡأُنثَىٰ ٢٧﴾.
هر آینه کافرانی که به روز قیامت تصدیق ندارند و برای آمدگی به آن روز عملی انجام نمیدهند، فرشتگان را به نامهای اناث مینامند؛ زیرا اعتقاد دارند که فرشتگان در جنس خود مؤنثاند و دختران خداوند هستند. این سخن از نادانی و بیخردی آنان نشأت کرده است.
﴿وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّۖ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا یُغۡنِی مِنَ ٱلۡحَقِّ شَیۡٔٗا ٢٨﴾.
کافران برای ادّعای خود که میگویند: فرشتگان از جنس اناثاند دانش و دلیلی ندارند، بلکه از گمان دروغینی پیروی میکنند که انسان را به هدایتی دلالت نمیکند، به دانشی نمیرساند و نمیتواند قایم مقام حق باشد.
﴿فَأَعۡرِضۡ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِکۡرِنَا وَلَمۡ یُرِدۡ إِلَّا ٱلۡحَیَوٰةَ ٱلدُّنۡیَا ٢٩﴾.
بنابراین از کسانی که با ترک ایمان از هدایت الهی، یعنی قرآن کریم رو گشتاندند و از آن پیروی نکردند اعراض کن؛ از آنانکه جز زندگی دنیای فانی مراد و مقصدی ندارند.
﴿ذَٰلِکَ مَبۡلَغُهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِۚ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱهۡتَدَىٰ ٣٠﴾.
دوستی و مصروفیت به دنیا مقصود اصلی و مطلوب نهایی کافران است؛ از آنرو که همّتها و شخصیتهای آنان سقوط کرده و به انحطاط گراییده است. هر آینه خداوند عزوجل به کسانی که از هدایت انحراف کردهاند و نیز به کسانی که با راهیابی استقامت را لازم گرفتند و از حق پیروی داشتهاند داناتر است.
﴿وَلِلَّهِ مَا فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلۡأَرۡضِ لِیَجۡزِیَ ٱلَّذِینَ أَسَٰٓـُٔواْ بِمَا عَمِلُواْ وَیَجۡزِیَ ٱلَّذِینَ أَحۡسَنُواْ بِٱلۡحُسۡنَى ٣١﴾.
همه موجودات آسمانها و زمین مملوک خداوند عزوجل هستند؛ یعنی اوتعالی تدبیرکننده و متصرّف آنهاست. اوست که بدکاران را در برابر اعمال بد جزا میدهد و برای نیکوکاران در قبال اعمال نیکشان بهشتهای پر از نعمت را ارزانی میکند؛
﴿ٱلَّذِینَ یَجۡتَنِبُونَ کَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَۚ إِنَّ رَبَّکَ وَٰسِعُ ٱلۡمَغۡفِرَةِۚ هُوَ أَعۡلَمُ بِکُمۡ إِذۡ أَنشَأَکُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَإِذۡ أَنتُمۡ أَجِنَّةٞ فِی بُطُونِ أُمَّهَٰتِکُمۡۖ فَلَا تُزَکُّوٓاْ أَنفُسَکُمۡۖ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ ٣٢﴾.
برای آن نیکو کارانی که از گناهان کبیره، معصیتها و فواحش پرهیز میکنند، مگر از (لَمَم)؛ یعنی از گناهان صغیرهای که مرتکبش بر آن اصرار ندارد، یا گناهی که آن را انسان به ندرت انجام میدهد.
بنابراین آنگاه که بنده واجبات را انجام دهد و از محرّمات بپرهیزد خداوند عزوجل بر او میآمرزد، عفوش میکند و گناهانش را میپوشاند؛ زیرا حقتعالی گذشت بسیار و آمرزش فراگیر دارد. او به طبیعت بندگان در هنگامی که پدرشان را از خاک آفرید و آنگاه که به گونۀ چنین در شکم مادرانشان اند داناتر است. این امر بر ناتوانی انسان، مظنّۀ صدور گناه و پیدایش تقصیرات از او دلالت میکند. بنابراین ای مردم! خویشتن را با توصیف به تقوا، استقامت و خوبیها تزکیه ننمایید. الله تعالی به حال پرهیزگاران حقیقی دانا و به امور پوشیده و آشکار بندگان آگاه است؛ از اینرو ترک تزگیۀ نفس، لزوم انکسار و استغفار به پیشگاه خداوند عزیز و جبّار واجب است.
﴿أَفَرَءَیۡتَ ٱلَّذِی تَوَلَّىٰ ٣٣﴾.
ای پیامبر! آیا کسی را که از ایمان پشت گشتاند و از طاعت خداوند رحمن اعراض نمود دیدهای که چه اندازه نادانی و غفلت بسیار او را فراگرفته است.
﴿وَأَعۡطَىٰ قَلِیلٗا وَأَکۡدَىٰٓ ٣٤﴾.
به او ببین که چگونه بعد از مصرف اندکی مال عطای خویش را قطع نمود، امساک ورزید و خود را از احسان باز داشت؛ از آنرو که بخلش افزون است.
﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَیۡبِ فَهُوَ یَرَىٰٓ ٣٥﴾.
آیا این شخص بخیل که از ایمان روگردان است به علم غیب آگاهی دارد تا دلالت کند بر اینکه مال و ثروتش تمام میشوند و بدین سبب احسانش را منع مینماید؟ و آیا این امر را به چشمش مشاهده میکند؟ این اندیشه درست نیست؛ زیرا او به علم غیب آگاهی ندارد، بلکه بخلش او را از انفاق مال باز داشته و حرص بر دنیا به امساک واداشته است.
﴿أَمۡ لَمۡ یُنَبَّأۡ بِمَا فِی صُحُفِ مُوسَىٰ ٣٦﴾.
آیا از امور و احکامی که در کتاب تورات آمده و بر موسی علیه السلام فرود آمده برایش خبر داده نشده است؟
﴿وَإِبۡرَٰهِیمَ ٱلَّذِی وَفَّىٰٓ ٣٧﴾.
آیا به امور و احکام صحیفههای ابراهیم علیه السلام که به انجام اوامر الهی پرداخت و مردم را به سوی آن فرا خواند، باخبر نیست؟
﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ ٣٨﴾.
اینکه هیچ کسی به گناه دیگری مورد محاسبه قرار نمیگیرد و جرم دیگری را برنمیدارد؛ یعنی هر کسی از عملکردنش مورد بازپرس قرار میگیرد؛ نه از کردار دیگری.
﴿وَأَن لَّیۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ ٣٩﴾.
و اینکه برای انسان ثوابی نوشته نمیشوند، مگر آنچه را انجام دهد یا سبب انجامش شود؛ مانند فرزند صالح، علم نافع، صدقۀ جاریه و دیگر امور خیر جاری.
﴿وَأَنَّ سَعۡیَهُۥ سَوۡفَ یُرَىٰ ٤٠﴾.
و اینکه سعی و کوشش انسان به زودی در روز قیامت آشکار میشوند؛ یعنی خوبیها از بدیها متمایز میگردد، برای اعمال خیر پاداش نیکو و برای اعمال بد جزای دشوار مقرّر داشته میشوند.
﴿ثُمَّ یُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ ٤١﴾.
بعد از آن خداوند عزوجل برای انسان در برابر همه اعمالی که انجام داده جزای کامل و وافی مقرّر میدارد.
﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّکَ ٱلۡمُنتَهَىٰ ٤٢﴾.
و اینکه نهایت هر مخلوق، سرانجام هر عمل و بازگشت هر چیزی به سوی پروردگار بزرگ توست.
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَکَ وَأَبۡکَىٰ ٤٣﴾.
و اینکه خداوند سبحان هر که از بندگانش را که بخواهد با سعادتمندی میخنداند و هر که را بخواهد با گرفتاری به غم و رنج به گریه میآورند؛ یعنی آن آفریدگار اسباب شادمانی و غمگین است.
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡیَا ٤٤﴾.
و اینکه الله عزوجل بندهای را که وقت مرگش فرا رسیده باشد با قبض روحش میمیراند و هر که را اراده کند با دمیدن روح در وجودش در ابتدای آفرینش در شکم مادر، یا برای زندگی بعد از مرگ زنده میسازد.
بنابراین زندهساختن و میراندن در اختیار اوست.
﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَیۡنِ ٱلذَّکَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ ٤٥﴾.
و اینکه خداوند منّان از همه زندهجانها جفت نر و ماده را آفرید؛ برای اینکه نوع آنها ماندگار باشد، حیات استمرار یابد و جهان آباد شود.
﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ ٤٦﴾.
جفت نر و ماده را از منی نوع مذکّر که در رحم مؤنث قرار میگیرد خلق میکند و به وجود میآورند.
﴿وَأَنَّ عَلَیۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ ٤٧﴾.
و اینکه بازگشتاندن مخلوقات بعد از مرگ بر ذمّۀ خداوند عزوجل است؛ به گونهای که آنان را زنده میکند و از قبرهایشان بیرون میسازد و مراد از «النشأة الأخری» همین است.
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ وَأَقۡنَىٰ ٤٨﴾.
و اینکه فقط حقتعالی هر کدام از بندگانش را که بخواهد با اعطای مال و ثروت بینیاز میسازد، به آنچه بخشیده راضی مینماید و قناعت میدهد.
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ ٤٩﴾.
و اینکه الله پاک پروردگار «الشعری» است؛ یعنی پروردگار ستارهای که بسیاری دور، بلند و روشنگر است و کافران به عبادتش میپرداختند.
﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَکَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ ٥٠﴾.
و اینکه الله عزوجل قوم عاد را در نخست، آنگاه که تکذیب نمودند به هلاکت رساند، تباه کرد و نابود ساخت.
﴿وَثَمُودَاْ فَمَآ أَبۡقَىٰ ٥١﴾.
و اینکه خداوند سبحان قبیلۀ ثمود، یعنی قوم صالح علیه السلام را هلاک ساخت و به عذاب سختی گرفتار نمود.
﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ کَانُواْ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ ٥٢﴾.
و پیش از این اقوام، قوم نوح علیه السلام را هلاک ساخت؛ آنانکه از آیندگان عصیانگری بیشتر داشتند، گناهان بزرگتر انجام میدادند و بیشتر سرکشی میکردند.
﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِکَةَ أَهۡوَىٰ ٥٣﴾.
همچنان قریههای قوم لوط علیه السلام را خداوند قهّار نابود و تباه ساخت، اهل آن را به هلاکت رسانده و منطقۀ آنان را زیر و رو کرد.
﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ ٥٤﴾.
آنچه از سنگها بر آن قوم ریختنی بود و عذابی که مقدّر شده بود آنان را تحت پوشش قرار داد.
﴿فَبِأَیِّ ءَالَآءِ رَبِّکَ تَتَمَارَىٰ ٥٥﴾.
پس ای انسان! به کدام یک از نعمتهای که خداوند عزوجل برایت ارزانی داشته شک میورزید؟ در حالی که هر نعمت کوچک و بزرگی تنها از جانب الله تعالی و او در برابر نعمتهایش سزاوار ثنا و ستایش است.
﴿هَٰذَا نَذِیرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ ٥٦﴾.
محمد صلی الله علیه و آله و سلم مانند پیامبران پیش از خود، بیمدهندهای است که از جانب خداوند عزوجل برای تبلیغ رسالتش آمده است. رسالتش امر تازهای نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمدهاند.
﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ ٥٧﴾.
قیامت نزدیک شده است، روز رستاخیز قریب آمده و به زودی هنگام وقوع آن فرا میرسد.
﴿لَیۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ کَاشِفَةٌ ٥٨﴾.
جز خداوند عزوجل هیچکس آن را رد نمیکند، وقت آن را کسی نمیداند و هولناکیی آن را جز خداوند یگانۀ یکتا کسی دور ساخته نمیتواند.
﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِیثِ تَعۡجَبُونَ ٥٩﴾.
ای کافران! آیا از قرآن تعجّب میکنید و در درستی آن شک دارید؟ در حالی که حقّ است و از جانب خداوند عزوجل آمده است؟
﴿وَتَضۡحَکُونَ وَلَا تَبۡکُونَ ٦٠﴾.
ای کافران! شما به گونۀ استهزا و تمسخر به قرآن میخندید، امّا از روی شوق به وعدهاش و با ترس از وعیدش گریه نمیکنید؟
﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ ٦١﴾.
و شما در دنیای خود مصروف هستید، از پندپذیری اعراض مینمایید و از موعظههای قرآن بیخبر میباشید؟
﴿فَٱسۡجُدُواْۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواْ۩ ٦٢﴾.
برای خداوند بزرگ سجده نمایید، در طاعتش اخلاص ورزید، به فرمانش منقاد باشید و به پیشگاه عظمتش فروتنی داشته باشید.