| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 |
مکی است؛ ترتیب آن 74؛ شمار آیات آن 56
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ ١﴾.
ای کسی که خویشتن را به جامههایت پیچاندهای! خطاب این آیه متوجه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میباشد، چون بعد از اینکه با ترسناکی از غار حراء بازگشتند، ایشان را با پوشاکها پوشاندند.
﴿قُمۡ فَأَنذِرۡ ٢﴾.
از خوابگاهت برخیز، قوم خویش را به عذاب پروردگارت بیم ده و به سوی توحید فرا خوان. اگر با تو مخالفت ورزیدند و از امرت فرمان نبردند، آنان را از عذاب دشواری بترسان.
﴿وَرَبَّکَ فَکَبِّرۡ ٣﴾.
پروردگارت را با یگانهشناختن و منزّهشمردن از همانندان و همتایان بزرگ دار، به ذکر و یادش دوام بده و او را به صفتهای توصیف نما که خویشتن را بدان وصف کرده است.
﴿وَثِیَابَکَ فَطَهِّرۡ ٤﴾.
جامههایت را از پلیدیها، دینت را از گناهان و مخالفتها و توحید خود را از مظاهر شرک پاک نگه دار تا از هر گناه و عیبی پاکیزه شوی.
﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ ٥﴾.
انواع شرک چون عبادت بتها، پرستش تمثالها و معبودان باطلی که جز خداوند عزوجل عبادت میشوند همه را ترک نما و توحید خویش را برای پروردگار یگانۀ دیّان خالص بگردان.
﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَکۡثِرُ ٦﴾.
چیزی را به منظور اینکه بیشتر از آن برایت داده شود بخشش مکن و با عطای خود بر کسی منّت مگذار؛ به گونهای که صاحبش را اذیت کنی و کثرت عطا و بخشش خود بر مردم را آشکار نمایی.
﴿وَلِرَبِّکَ فَٱصۡبِرۡ ٧﴾.
بر ادای طاعات، پرهیز از معاصی و برداشت مصیبتها برای رضای پروردگار صبر نما و پاداش خود را از خداوند یگانه طلب کن.
﴿فَإِذَا نُقِرَ فِی ٱلنَّاقُورِ ٨﴾.
آنگاه که نفخۀ بعث و نشور در شاخ دمیده میشود و هنگامی که خطابها سخت و دشواریها بزرگ میشود؛ زیرا امر سختی در پیشرو قرار دارد.
﴿فَذَٰلِکَ یَوۡمَئِذٖ یَوۡمٌ عَسِیرٌ ٩﴾.
این روز، روز بسیار دشوار و موقف خطرناکی است؛ زیرا هولناکی زیاد و دهشت سختی دارد و امور بزرگی در آن تحقّق مییابد.
﴿عَلَى ٱلۡکَٰفِرِینَ غَیۡرُ یَسِیرٖ ١٠﴾.
این روزی بر کافران بسیار دشوار است؛ از آنرو که خطرهایی را مشاهده میکنند. آری! در آن هنگام است که در حساب به مناقشه روبرو میشوند؛ عذاب را میچشند و مجازات میشوند.
﴿ذَرۡنِی وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِیدٗا ١١﴾.
مرا با کسی که او را از شکم مادرش تنها و فقیر و بدون دارایی و اولاد آفرید رها بگذار. مراد این آیه ولید بن مغیره است که به رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تکذیب میکرد.
﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا ١٢﴾.
آنکه برایش مال زیاد و وافری بخشیدم و بعد از اینکه چیزی از مال نداشت با عطاهای خویش توانگرش ساختم.
﴿وَبَنِینَ شُهُودٗا ١٣﴾.
برایش فرزندانی بخشیدم که در مکّه به نزدش حضور دارند و برای آنان چنان ثروت بخشیدم که از سفر برای معیشت بینیاز اند و از خدمتش غیابت ندارد.
﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِیدٗا ١٤﴾.
راههای رزق و روزی را برایش آسان ساختیم و اسباب معیشت را سهل نمودیم، طوری که ثروتش زیاد شد و مرتبۀ بزرگی به دست آورد.
﴿ثُمَّ یَطۡمَعُ أَنۡ أَزِیدَ ١٥﴾.
بعد از این همه عطا و بخشش، باز مال و نعمت و خدمتگاران بیشتری را طلب میکند؛ یعنی حرص و طمع بسیار دارد و سیر نمیشود.
﴿کَلَّآۖ إِنَّهُۥ کَانَ لِأٓیَٰتِنَا عَنِیدٗا ١٦﴾.
واقعیت چنان نیست که این کافر گنهکار میپندارد و بیشتر از این برایش عطا نمیکنم؛ زیرا او با حق عناد ورزیده، از وحی انکار نموده و با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به جنگ پرداخته است.
﴿سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا ١٧﴾.
به زودی او را به دشواریها و مشقّتهایی چون عذاب و عقوبت و به سختیها و دشواریهایی که راحتی در آن نیست گرفتار میسازیم.
﴿إِنَّهُۥ فَکَّرَ وَقَدَّرَ ١٨﴾.
او با خویشتن اندیشید و سخنی را مهیّا نمود که به وسیلهاش بر قرآن طعنه زند؛ یعنی به کارهای بد آمادگی دارد و برای انجام گناه در کمین نشسته است.
﴿فَقُتِلَ کَیۡفَ قَدَّرَ ١٩﴾.
مطرود و هلاک باد و مغلوب و مقهور باد! چگونه طعنه به قرآن را در دلش آماده کرده؟ چه طور این اعمال بد را در ضمیرش نهان داشته و چه امری او را بر این کار باعث شده است؟
﴿ثُمَّ قُتِلَ کَیۡفَ قَدَّرَ ٢٠﴾.
باز ملعون و هلاک باد! چگونه این بیادبی را آماده کرده و این طعن را از خود ساخته؟ چه امری او را بر این کار جرأت بخشیده است؟
﴿ثُمَّ نَظَرَ ٢١﴾.
بعد از آن در تدبیر خود نظر انداخت و در اندیشهاش تفکّر کرد؛ یعنی رأیش را به جولان آورد تا طعنی را جستجو نماید و فکرش را به کار انداخت تا عیبی را طلب کند.
﴿ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ٢٢﴾.
بعد از آنگاه که از دریافت عیبی ناتوان ماند، چهرهاش را در هم کشید و زشت نمودار کرد؛ یعنی آنگاه که میدان حیلهاش در آگاهی بر عیبها تنگ آمد، چهرهاش به شکل بد و زشتی آشکار شد.
﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَکۡبَرَ ٢٣﴾.
سپس از راه صواب رو گشتاند و از حق تکبّر ورزید؛ یعنی به هدایت پُشت گشتاند، از شناخت پروردگار ابا آورد و چون هدایت بر او آمد تنفّرش را از آن اظهار داشت.
﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ یُؤۡثَرُ ٢٤﴾.
دربارۀ قرآن گفت: این جادویی است که از پیشینیان آموزش گرفته میشود و از گذشتگان نقل یافته است؛ یعنی با تلقّی از دیگران به دست میآید و با آموزش حاصل میشود.
﴿إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ ٢٥﴾.
قرآنی که ارائه میکند جز سخن مردم چیزی نیست؛ یعنی سخنی است که آن را پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از زبان مردم گرفته، دروغ و ناحق است و وحی نمیباشد.
﴿سَأُصۡلِیهِ سَقَرَ ٢٦﴾.
به زودی او را در آتش خواهم انداخت تا به گرمی سوزانش وصل شود، در شعلهاش بسوزد، در زبانههایش گرفتار باشد و در سوزندگیاش بریان شود.
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰکَ مَا سَقَرُ ٢٧﴾.
چه میدانی که این آتش چیست؟! آتشی است که از نگاه عذاب و دردش بالاتر از وصف و از نگاه دشواری و عقوبتش بالاتر از تصوّر و خیال است.
﴿لَا تُبۡقِی وَلَا تَذَرُ ٢٨﴾.
گوشت و استخوان را باقی نمیگذارد، هیچ بشر و اثری را رها نمیکند، بدنها را میسوزاند و بدنها را میگدازد.
﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ ٢٩﴾.
پوست وجود را تغییر میدهد و سیاه میسازد، جسم و گوشت را میسوزاند و بریان مینماید و انسان در آن به ذغال تبدیل میشود و سیاه میگردد.
﴿عَلَیۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ ٣٠﴾.
نُه تن از فرشتگان زبانیه که بسیار سختگیر، زورمند و نیرومند هستند بر آن موظّف اند و اشراف دارند.
﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِکَةٗۖ وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ لِیَسۡتَیۡقِنَ ٱلَّذِینَ أُوتُواْ ٱلۡکِتَٰبَ وَیَزۡدَادَ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِیمَٰنٗا وَلَا یَرۡتَابَ ٱلَّذِینَ أُوتُواْ ٱلۡکِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَلِیَقُولَ ٱلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡکَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗاۚ کَذَٰلِکَ یُضِلُّ ٱللَّهُ مَن یَشَآءُ وَیَهۡدِی مَن یَشَآءُۚ وَمَا یَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَۚ وَمَا هِیَ إِلَّا ذِکۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ ٣١﴾.
ما موظّفان آتش را جز فرشتگان سختدل و زورآور مقرّر نساختیم و نیز این تعداد از فرشتگان را مقرّر نداشتیم مگر برای اینکه تکذیبکنندگان و منکران را امتحان نماییم، برای اینکه یهودیان و نصرانیان یقین نمایند که آیات قرآن با محتوای کتابهای آنانکه از جانب خداوند رحمان فرود آمده موافقت دارد و در نتیجه ایمان در نزدشان بزرگ آید و نیکو جلوه کند. همچنان بدین وسیله تصدیق، رسوخ و تحقیق مؤمنان زیاد شود و در درستی آن یهودیان و نصرانیان که کتابهای پیشین بر آنان نازل شده و نیز کسانی که به خداوند عزوجل و رسولش ایمان آوردند شک نورزند و تا اهل کفر و نفاق، و شکّ و شقاق دربارۀ راز این عدد با تعجّب سخن زنند که خداوند بزرگ، با اختیار این شمار از فرشتگان چه امری را اراده داشته است؟ آری! حقتعالی با نزول این آیات کسانی را که ارادۀ گمراهیشان را داشته گمراه میسازد و هر که را هدایتش در ارادۀ اوست هدایت مینماید. بنابراین قرآن کریم هدایتی برای اهل ایمان و خسارهای برای اهل کفر و طغیان است و این تعداد از فرشتگان را جز خداوند یگانۀ یکتا کسی نمیداند و آتش دوزخ جز تذکّری برای اهل بصیرت، پندی برای اهل اعتبار و موعظهای برای کسانی که از پروردگار یگانۀ قهّار بترسند نمیباشد.
﴿کَلَّا وَٱلۡقَمَرِ ٣٢﴾.
واقعیت موافق پندار تکذیبگرایانۀ آنان نیست. به ماه که نشانۀ بر صُنع نیکو و استحکام بدیع آفرینش است سوگند یاد میکنم.
﴿وَٱلَّیۡلِ إِذۡ أَدۡبَرَ ٣٣﴾.
و به شب آنگاه که با تاریکیاش رخت سفر بربندد و با سیاهیاش پشت گرداند سوگند یاد میکنم؛ آنکه با چادر و جامۀ سیاه رنگش جهان را تحت پوشش قرار داده است.
﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَآ أَسۡفَرَ ٣٤﴾.
و به بامداد سوگند یاد میکنم آنگاه که روشن شود، با نورش بدرخشد و با طلعت زیبا، اشراق پر فروغ و چهرۀ نورانیاش طلوع نماید.
﴿إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡکُبَرِ ٣٥﴾.
هر آینه آتش دوزخ یکی از بلاهای بزرگ است؛ از بلاهای بزرگی که یادش پشتها را میکشند و از هولناکی آن دلها تنگ میشود.
﴿نَذِیرٗا لِّلۡبَشَرِ ٣٦﴾.
آتش دوزخ وسیلۀ ترسی برای بندگان است تا برای روز معاد آمادگی بگیرند. آری! یادآوری دوزخ بیمی است که دل هر مستکبر زورآوری را تکان میدهد.
﴿لِمَن شَآءَ مِنکُمۡ أَن یَتَقَدَّمَ أَوۡ یَتَأَخَّرَ ٣٧﴾.
برای کسی که مایۀ ترس است که با انجام طاعات تقرّب جوید یا از عمل به محرّمات امتناع ورزد. بنابراین تصدیق کننده با صلاحش به پیش میرود و تکذیبکننده با فسادش به تأخیر میافتد.
﴿کُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا کَسَبَتۡ رَهِینَةٌ ٣٨﴾.
هر شخصی در بند اعمال خود قرار دارد و در گرو کارهایی است که انجام داده است؛ یعنی تا حقوق را ادا نکند رها نمیشود و تا از واجبات و سایر مکلّفیتها حساب ندهد خلاصی ندارد.
﴿إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡیَمِینِ ٣٩﴾.
مگر مؤمنانی که اصحاب یمین اند، گردنهایشان را با پیروی از کتاب و سنّت خلاص نمودند و به انجام اسباب نیکو رهایی بخشیدند.
﴿فِی جَنَّٰتٖ یَتَسَآءَلُونَ ٤٠﴾.
با بهترین حال، نیکوترین جایگاه و راحت دل در بهشتهای پر از نعمت فرود آمدند و برای زیادت اُنس و سرور از یکدیگر سوال میکنند.
﴿عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِینَ ٤١﴾.
مؤمنان در بهشت از کافران اهل دوزخ سؤال میکنند و این برای آن است که چون اهل بهشت با سلامتی خویش اهل دوزخ را در عذاب ببینند، آرزومندیشان به بهشت زیاد شود؛ زیرا که هر چیز با ضدّ خود بهتر باز شناخته میشود.
﴿مَا سَلَکَکُمۡ فِی سَقَرَ ٤٢﴾.
با انجام چه عملی به آتش دوزخ داخل شدید؟!! این سؤال به منظور زیادت دردناکی بدکاران صورت میگیرد؛ زیرا آنگاه که از شخص گرفتار در عذاب سبب عذابش را بپرسند دردش مزید میشود.
﴿قَالُواْ لَمۡ نَکُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّینَ ٤٣﴾.
مجرمان برای مؤمنان میگویند: بدان سبب به آتش دوزخ داخل شدیم که در دنیا از جملۀ نمازگزاران نبودیم.
﴿وَلَمۡ نَکُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡکِینَ ٤٤﴾.
به فقیران صدقه نمیکردیم و به مسکینان چیزی نمیدادیم. آری! آنان با ترک نماز از ادای زکات هم امتناع میورزیدند؛ از دو فریضهای که خداوند عزوجل پیامبرش را مأمور داشت با مردم تا اقامۀ آنها جنگ نماید.
﴿وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِینَ ٤٥﴾.
ما در دنیا به هر سخن گناهی و در بازۀ هر کاری حرامی چون باطل و ناحق، دروغ و بدکارگی، و سرکشی و گمراهی سخن میزدیم.
﴿وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوۡمِ ٱلدِّینِ ٤٦﴾.
ما از روز قیامت و روز جزا و حساب انکار میورزیدیم و میپنداشتیم که واقع نمیشود و هر سخنی دربارۀ وقوعش دروغ است.
﴿حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡیَقِینُ ٤٧﴾.
تا اینکه مرگ با سختیهایش در حالی فرا رسید که ما در گمراهیها قرار داشتیم، به بعث و نشور انکار میکردیم و ناگهان به چنگال کمرشکنش گرفتار آمدیم.
﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِینَ ٤٨﴾.
اکنون شفاعت پیامبران، فرشتگان و صالحان عذاب را از اینان بازنمیدارد؛ زیرا حقتعالی برای کسی اجازه نداده که برای آنان شفاعت نماید و اوتعالی از این بدکاران راضی نیست.
﴿فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡکِرَةِ مُعۡرِضِینَ ٤٩﴾.
این کافران بدکار را چه رسیده که از نصیحتآموزی به قرآن منصرف شدند و از اندیشه در احکام فرقانش رو گشتاندند.
﴿کَأَنَّهُمۡ حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ ٥٠﴾.
گویا آنان در فرار از شنیدن قرآن کریم خرهای وحشی هستند؛ زیرا با وجود فرار و اعراض از حق، حیوانیت، نافهمی، بیخردی و ناکارآمدی عقل را در خود جمع کردند.
﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ ٥١﴾.
مانند خرهای وحشیی که از نزد شیر زورآور و بیرحمی بگریزند و فرار نمایند؛ یعنی به جانب پیش روی خود به سرعت فرار کنند. اینان هم وقتی رسالت آنحضرت صلی الله علیه و آله و سلم را شنیدند از قبولش نفرت خود را اعلام داشتند.
﴿بَلۡ یُرِیدُ کُلُّ ٱمۡرِیٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن یُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ ٥٢﴾.
بلکه هریک از مشرکان طعمگار است که قرآنی منشور از آسمان بر او نازل شود؛ همچنان که بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرود آمده است. چگونه این کار ممکن خواهد بود، در حالی که رسالت و وحی، گزینش و اختیار الهی است و بر مبنای خواهش و آرزو نمیباشد.
﴿کَلَّاۖ بَل لَّا یَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ ٥٣﴾.
واقعیت مطابق پندارهای آنها نیست، بلکه بدان سبب کافر شدند که از عذاب آخرت نترسیدند و به زندهشدن بعد از مرگ ایمان ندارند و این امر آنان را به کفر و بدکارگی وا داشته است.
﴿کَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡکِرَةٞ ٥٤﴾.
حقیقت این است که قرآن کریم موعظۀ بزرگ، حجّتی کامل و پند و یادآوریی برای کسانی است که دلهایشان با نصایح بزرگ و وصیتهای ارزشمندی بیدار میشود.
﴿فَمَن شَآءَ ذَکَرَهُۥ٥٥﴾.
اکنون هر که توان انتفاع را دارد از آن فایدهمند شود و هر که دوست دارد از نصایحش درسآموز شود؛ یعنی اختیار هدایت طور تحمیلی نیست هر که خواهد هدایت را برگزیند و هر که میخواهد در گمراهی فرو رود.
﴿وَمَا یَذۡکُرُونَ إِلَّآ أَن یَشَآءَ ٱللَّهُۚ هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ ٥٦﴾.
جز به مشیّت خداوند مهربان از مواعظ قرآن کریم فایده نمیبرند و بدون اینکه اراده کند با هدایتش راهیاب نمیشوند. بنابراین تنها اوتعالی سزاوار است که از وی بترسند و اطاعت کنند و تنها او برای کسانی که اطاعت کنند اهل آمرزش است. از اینرو سزاوار است که یگانۀ شناخته شود و پرستش شود. همچنان حقّ یکتاپرست بر اوتعالی این است که او را عذاب نکند، بلکه نعمتش دهد و سعادتمندش گرداند.
مکی است؛ ترتیب آن 75؛ شمار آیات آن 40
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿لَآ أُقۡسِمُ بِیَوۡمِ ٱلۡقِیَٰمَةِ ١﴾.
به روز جزا و هنگام پاداش و عقاب با تأکید سوگند یاد مینمایم؛ به روزی که قیامت برپا میشود و در میان مردم فیصله صورت میگیرد.
﴿وَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلنَّفۡسِ ٱللَّوَّامَةِ ٢﴾.
و به نفس مؤمن پرهزگار سوگند یاد میکنم که صاحبش را در هنگام کوتاهی در طاعات و انجام معاصی سرزنش میکند و در نتیجه از اثر ملامتش پشیمان میشود و حسرت میخورد.
﴿أَیَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَلَّن نَّجۡمَعَ عِظَامَهُۥ ٣﴾.
آیا کافر با دورپنداشتن روز آخرت گمان میکند بعد از آنکه استخوانهایش در قبرستانها پوسیده شود، خداوند عزوجل به جمع آوری آن توانا نیست؟
﴿بَلَىٰ قَٰدِرِینَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُۥ ٤﴾.
چنین نیست، بلکه کسی که آنها را برای باز نخست آفریده دوباره به زودی جمع میآورد و مانند بار اول به زندگی برمیگرداند. حقتعالی تواناست که سر انگشتانش را که کوچکترین اعضای وجود اند جمع نماید، پس جمعآوری اعضای بزرگ چگونه خواهد بود و انجام همه امور بر اوتعالی آسان است.
﴿بَلۡ یُرِیدُ ٱلۡإِنسَٰنُ لِیَفۡجُرَ أَمَامَهُۥ٥﴾.
امّا انسان اراده دارد که در روزهای آیندۀ عمرش بر انکار باقی بماند و بر بدکاری تا رسیدن به هولناکی که در انتظار اوست ادامه دهد.
﴿یَسَۡٔلُ أَیَّانَ یَوۡمُ ٱلۡقِیَٰمَةِ ٦﴾.
کافر منکر با انکار و استبعاد میپرسد: قیامت چه وقت است. آری! وقوعش نزدیک و قریب است ولی کافران از آن بیخبراند.
﴿فَإِذَا بَرِقَ ٱلۡبَصَرُ ٧﴾.
آنگاه که چشم به حیرت آید، فکرش به دهشت افتد، انسان به بیخودی دچار شود و از مشاهدۀ ترس و وحشت بیناییاش در حجاب قرار گیرد.
﴿وَخَسَفَ ٱلۡقَمَرُ ٨﴾.
نور ماه محو شود، روشنگریاش نابود گردد، درخشش آن به سیاهی تبدیل شود و رویش را به منظور آگاهی به قیام قیامت تاریکی فرا گیرد.
﴿وَجُمِعَ ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ ٩﴾.
خورشید و ماه جمع ساخته شوند؛ بدینگونه که هردو از جانب مغرب با تاریکی خسوفی که به آنها رسیده طلوع مینمایند و کسوف هردو را در هنگام ترس و وحشت نابود و تباه میسازد.
﴿یَقُولُ ٱلۡإِنسَٰنُ یَوۡمَئِذٍ أَیۡنَ ٱلۡمَفَرُّ ١٠﴾.
در آن هنگام که انسان تغییر در کائنات را مشاهده میکند فریاد میکشد که گریزگاه از عذاب و راه فرار از روز حساب کجاست؟
﴿کَلَّا لَا وَزَرَ ١١﴾.
ای انسان! در آنجا گریزگاه، پناهگاه و راه نجاتی از مقدّرات خداوند رحمن وجود ندارد. گریز به سوی خداوند عزوجل است و جمعشدن و حساب در نزد او صورت میگیرد.
﴿إِلَىٰ رَبِّکَ یَوۡمَئِذٍ ٱلۡمُسۡتَقَرُّ ١٢﴾.
نهایت مخلوقات، بازگشت انسانها و آخر کار همه چیز تنها به سوی الله عزوجل است تا همه را به اعمال نیک و بدشان محاسبه نماید.
﴿یُنَبَّؤُاْ ٱلۡإِنسَٰنُ یَوۡمَئِذِۢ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ١٣﴾.
در آن هنگام از اعمال خوب و بدی که انسان در دنیا انجام داده، به آنچه پیش فرستاده و از دارایی و فرزندانی که بعد از خود باقی گذاشته برایش خبر داده میشود.
﴿بَلِ ٱلۡإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ بَصِیرَةٞ ١٤﴾.
بلکه انسان خودش بر خویشتن گواهی میدهد؛ بدینگونه که اعضای وجودش به اعمالش گواهی میدهد. بنابراین خودش با خویشتن دعوا میکند، علمش بر او حجّت میآورد و اعضایش با وی خصومت میورزند.
﴿وَلَوۡ أَلۡقَىٰ مَعَاذِیرَهُۥ ١٥﴾.
اگر به همه وسایلی که در توان دارد عذرجویی نماید و همه را حاضر آورد برایش فایدهای ندارد؛ زیرا حجّت بر او قایم شده و عذرش پذیرفته نمیشود.
﴿لَا تُحَرِّکۡ بِهِۦ لِسَانَکَ لِتَعۡجَلَ بِهِۦٓ ١٦﴾.
ای پیامبر! زبانت را در خواندن قرآن کریم از ترس اینکه مبادا از نزدت ضایع شود حرکت مده؛ برای اینکه در حفظش شتاب کنی و از فراموشی آن جلوگیری نمایی.
﴿إِنَّ عَلَیۡنَا جَمۡعَهُۥ وَقُرۡءَانَهُۥ ١٧﴾.
خداوند متعال ضمانت کرده که قرآن کریم را در سینهات جمع و حفظ کند و آن را در شب ورزیدن بدون فراموشی به زبانت بخوانی.
﴿فَإِذَا قَرَأۡنَٰهُ فَٱتَّبِعۡ قُرۡءَانَهُۥ ١٨﴾.
بنابراین آنگاه که جبرئیل علیه السلام قرآن را بر تو خواند، تلاوتش را بشنو و برای شنیدنش خاموشی را اختیار نما.
این آیه دلالت دارد که قرآن کریم با تلقین از دانشمندان آموخته میشود.
﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَیۡنَا بَیَانَهُۥ ١٩﴾.
بعد از آن حقتعالی توضیح امور مشکل، تفهیم مبهمات، بیان معانی و تبیان احکام مجمل قرآن کریم را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ضمانت کرده است.
﴿کَلَّا بَلۡ تُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ ٢٠﴾.
واقعیت چنان نیست که شما ادّعا میکنید، بلکه شما دنیا و زیب و زینتش را دوست میدارید و شهوات آن را اختیار نمودید، در حالی که متاع فناپذیری است، به سرعت میگذرد و عمر کوتاه دارد.
﴿وَتَذَرُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ ٢١﴾.
امّا عمل برای آخرت را ترک میکنید، از آمادگی برای آخرت با انجام اعمال نیکو غفلت میورزید و به لهو و بازی مصروف هستید.
﴿وُجُوهٞ یَوۡمَئِذٖ نَّاضِرَةٌ ٢٢﴾.
چهرههای مؤمنان در روز قیامت روشن و تابان است و نیکو و شاداب میباشد؛ بدان سبب که نوری بر آنها درخشیده و شادمانی آنها را زیبایی بخشیده است.
﴿إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٞ ٢٣﴾.
خداوند منّان را با چشمان خود میبینند و این کرامت، پاداش اعمال نیکشان است. به یقین هیچ لذّتی بزرگتر و شادمانی کاملتر از دیدار پروردگارشان نمییابند.
﴿وَوُجُوهٞ یَوۡمَئِذِۢ بَاسِرَةٞ ٢٤﴾.
چهرههای کافران در آن روز به هم کشیده، سیاه و زشت است، گرد و غبار خواری و ذلّت آنان را تحت پوشش قرار داده و دشواری ترس و ننگ فرا گرفته است.
﴿تَظُنُّ أَن یُفۡعَلَ بِهَا فَاقِرَةٞ ٢٥﴾.
توقُع دارند بلایی بر سر آنان فرود آید که مهرههای پشت را در هم شکند؛ زیرا هولانگیزی و دشواری را مشاهده میکنند و افعال بدی را با خود دارند. بنابراین سختترین عذاب و ترس آورترین عقاب را انتظار میکشند.
﴿کَلَّآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلتَّرَاقِیَ ٢٦﴾.
حقیقت این است که وقتی روح به بلند سینه یعنی گلو برسد مشقّتها اوج میگیرد، حالت عظیمی پدید میآید و این همان لحظۀ شدید و دشواریهای مرگ است.
﴿وَقِیلَ مَنۡۜ رَاقٖ ٢٧﴾.
بعضی از کسانی که در نزد مرده در هنگام نزع روح حضور دارند میگویند: آیا کسی هست تا افسون کند، طبیبی هست تا از این مرض شفایش بدهد؟ اما حقیقت این است که افسونگر فایده نمیدهد و طبیب چیزی را دفع کرده نمیتواند.
﴿وَظَنَّ أَنَّهُ ٱلۡفِرَاقُ ٢٨﴾.
امّا مُحتضَر که در حالت رسیدن مرگ قرار دارد به جدایی از دنیا و فوت یقین کرده و به سفر از این جهان تصمیم جدّی گرفته است؛ از آنرو که حیلۀ تداوی ناکارآمد شده و وسایل علاج باطل شده است.
﴿وَٱلۡتَفَّتِ ٱلسَّاقُ بِٱلسَّاقِ ٢٩﴾.
سختیها بر او پیدرپی آمده، مصیبتها به تعقیب هم فرا رسیده، شدّت دنیا به شدّت آخرت یکجا شده و هردو ساقش در هنگام نزول به هم پیچیده است.
﴿إِلَىٰ رَبِّکَ یَوۡمَئِذٍ ٱلۡمَسَاقُ ٣٠﴾.
بازگشت همه به سوی خداوند عزوجل است، بندگان به سوی اوتعالی سوق داده میشوند؛ برای اینکه حساب انجام یابد، فیصله صورت گیرد و مزد و پاداش عادلانه برای صاحبان عمل داده شود.
﴿فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ ٣١﴾.
آری! به کتاب خداوند عزوجل تصدیق نکرده و برای حقتعالی نماز نخوانده است؛ یعنی تکذیب را پوشیده داشته و عصیانگری را اظهار نموده است. بنابراین اعتقادش باطل و عملش فاسد است و در نتیجه باطن و ظاهری زشت و ناپسند دارد.
﴿وَلَٰکِن کَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ ٣٢﴾.
به قرآن تکذیب نموده و از ایمان رو گشتانده است. بناءً ردکردنش زشت است و بدترین عمل را انجام داده است، چون از رسالت انکار کرده و گمراهی را اختیار نموده است.
﴿ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ یَتَمَطَّىٰٓ ٣٣﴾.
بعد از آن با تکبّر و غرور به سوی اهلش میرود در حالی که در طلب دنیاست. در رفتارش میخرامد و خویشتن را بزرگ میشمارد؛ زیرا پروردگارش نمیترسد.
﴿أَوۡلَىٰ لَکَ فَأَوۡلَىٰ ٣٤﴾.
وای بر تو! سپس وای بر تو باد! هلاکتی بعد از هلاکت بر تو باد! این آیه تهدید و وعیدی به عذاب شدید و جزای دوامدار است.
﴿ثُمَّ أَوۡلَىٰ لَکَ فَأَوۡلَىٰٓ ٣٥﴾.
باز وای بر تو باد! سپس وای بر تو باد! هلاکتی بر تو باد که بعد از آن هلاکتی دیگر فرا رسد! تباهی و ننگ و عار و گفتاری دوامدار در آتش دوزخ برای هر کافر زورمند آماده باد!
﴿أَیَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَن یُتۡرَکَ سُدًى ٣٦﴾.
آیا انسان میپندارد که به زودی مهمل گذاشته میشود، امر و نهی بر او صورت نمیگیرد و محاسبه و مجازات نمیشود؟ چنین نیست، او نیازمند شریعتی است که بدان عمل کند و محتاج دینی است که آن را بر خویشتن حاکم سازد.
﴿أَلَمۡ یَکُ نُطۡفَةٗ مِّن مَّنِیّٖ یُمۡنَىٰ ٣٧﴾.
آیا انسان در اول پیدایش خود نطفۀ ضعیف از آب بیارزشی نبوده است؟ پس چرا در این باره نمیاندیشد؟ چرا تفکّر نمیکند تا شکرگزار باشد،کفر نورزد و تکبّر را کنار گذارد.
﴿ثُمَّ کَانَ عَلَقَةٗ فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ ٣٨﴾.
بعد از آن خداوند متعال او را از خون جامد علقهای ساخت که با قدرت و حکمت کاملش آفرینش را پذیرفت، چهرهاش را برابر نمود و شکلش را به نیکوترین قامت نمودار کرد.
﴿فَجَعَلَ مِنۡهُ ٱلزَّوۡجَیۡنِ ٱلذَّکَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ ٣٩﴾.
بعد از آن حقتعالی دو صنف مرد و زن را از انسان مقرّر داشت تا نسل بشری ادامه یابد، رشد و نما تحقّق پذیرد و آفرینش استمرار و بقا یابد.
﴿أَلَیۡسَ ذَٰلِکَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن یُحۡـِۧیَ ٱلۡمَوۡتَىٰ ٤٠﴾.
آیا خداوندی که انسان را آفریده و به گونههای متنوّعی صورت بخشیده است قادر نیست که آن را بعد از مرگش دوباره زنده کند و بعد از نابودیاش برانگیزد؟ چنان نیست که ناتوان باشد، سوگند به خداوند عزوجل که او تواناست و ما بر این امر گواه میباشیم.
مدنی است؛ ترتیب آن 76؛ شمار آیات آن 31
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِینٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ لَمۡ یَکُن شَیۡٔٗا مَّذۡکُورًا ١﴾.
آیا دورۀ طولانیی بر انسان پیش از دمیدهشدن روح در وجودش نگذشته است؛ دورهای که مخلوق قابل یادآوری و چیزی که شناخته و توصیف شود وجود نداشته است. آری! در آن وقت از انسان خبر و اثری نبوده؛ زیرا در جهان عدم به سر میبرده است.
﴿إِنَّا خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٍ أَمۡشَاجٖ نَّبۡتَلِیهِ فَجَعَلۡنَٰهُ سَمِیعَۢا بَصِیرًا ٢﴾.
به راستی که خداوند عزوجل انسان را از نطفۀ مختلط از آب منی مرد و زن آفرید و همین آب اصل وجود اوست. بعد از آن او را با شریعت امتحان نمودیم و با اوامر و نواهی مورد آزمایش قرار دادیم. برای تحقّق این امر وی را برای شنیدن آیات و دیدن امور دلالت کننده بینا ساختیم؛ چنانکه آمادۀ فهم شد و قابلیت فراگیری علم و دانش را پیدا کرد.
﴿إِنَّا هَدَیۡنَٰهُ ٱلسَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرٗا وَإِمَّا کَفُورًا ٣﴾.
خداوند منّان راه حق و باطل، هدایت و ضلالت، و خیر و شرّ را برایش واضح کرد تا با ایمان به پروردگار نعمتهایش را شکرگزار باشد یا با رو گشتاندن از هدایت و قرآن، کفر و انکار را در پیش گیرد.
﴿إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلۡکَٰفِرِینَ سَلَٰسِلَاْ وَأَغۡلَٰلٗا وَسَعِیرًا ٤﴾.
الله عزوجل برای کافران بندهای آهنینی را آماده کرده که با آن پاهای آنان بسته میشود، زنجیرهایی را مهیّا نموده که دستهای آنان در گردنهایشان سخت بسته میگردد و آتشی را برابر ساخته که آنان را در حالی که مقیّد اند بسوزاند. بنابراین هر عضوی نصیبش را درمییابد.
﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ یَشۡرَبُونَ مِن کَأۡسٖ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُورًا ٥﴾.
هر آینه راستگویان اخلاصمند که مطیع پروردگار جهانیان هستند، از شرابی مینوشند که به کافور که بهترین خوشبویی است مخلوط است تا لذّتی فراوان و مزّۀ گوارا داشته باشد و نعمت را زیاده گرداند.
﴿عَیۡنٗا یَشۡرَبُ بِهَا عِبَادُ ٱللَّهِ یُفَجِّرُونَهَا تَفۡجِیرٗا ٦﴾.
این شراب مخلوط به کافور از چشمۀ جوشانی است که تحت تصرّف ابرار قرار دارد، آن را به هر کاخ و سرایی جاری میسازند و در هر جایی که آن را میبرند از ایشان اطاعت میکند.
﴿یُوفُونَ بِٱلنَّذۡرِ وَیَخَافُونَ یَوۡمٗا کَانَ شَرُّهُۥ مُسۡتَطِیرٗا ٧﴾.
از اوصاف این ابرار نیکوکاران آن است که به طاعاتی که بر خویشتن واجب آوردند باور دارند، نذرهایی را که بر خود لازم گرفتند ادا میکنند و از عذاب روز حساب میترسند؛ از عذاب روزی که هول خطیر و مشقّت کبیر دارد، بد حالی آن همه جاگیر و منتشر شده و سختیاش بر کافران و منکران بزرگ آمده است.
﴿وَیُطۡعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسۡکِینٗا وَیَتِیمٗا وَأَسِیرًا ٨﴾.
طعام خویش را برای مسکینان، یتیمان و اسیران به مصرف میرسانند با وجودی که سخت دوستش میدارند؛ زیرا طعام گوارایی است و بدان نیازمند اند. اما با آن هم به خاطر رضای خداوند عزوجل مستحقّان را بر خویشتن ترجیح میدهند.
﴿إِنَّمَا نُطۡعِمُکُمۡ لِوَجۡهِ ٱللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمۡ جَزَآءٗ وَلَا شُکُورًا ٩﴾.
ایشان نیّت خویش را در این عمل خالص میسازند؛ یعنی به خاطر تحصیل پاداشی که در نزد خداوند عزوجل است برای این اشخاص احسان نمودهاند و از آنان مزد و ستایش و توصیفی را در برابر این کار نیک توقّع ندارند.
﴿إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوۡمًا عَبُوسٗا قَمۡطَرِیرٗا ١٠﴾.
ما کارهای نیک را از ترس روز بزرگی انجام میدهیم که عذاب شدید دارد، چهرهها عبوس است و جبینها در هم کشیده است؛ از آنرو که بسیار هولناک است، منظرههای بدنما دارد و در آن هنگام شمایل سیاه رنگ است؛ مگر کسی که خداوند عزوجل رحمتش کند.
﴿فَوَقَىٰهُمُ ٱللَّهُ شَرَّ ذَٰلِکَ ٱلۡیَوۡمِ وَلَقَّىٰهُمۡ نَضۡرَةٗ وَسُرُورٗا ١١﴾.
الله عزوجل ایشان را از سختیهای این روز نگه میدارد، از هولناکیاش دور میسازد، از مشکلاتش نجات میدهد. سیمایشان را زیبایی و روشنی میبخشد و با شنیدن خبرها شادمانشان میسازد؛ از اینرو چهرههای روشن و گشاده و دلهای شادمان دارند.
﴿وَجَزَىٰهُم بِمَا صَبَرُواْ جَنَّةٗ وَحَرِیرٗا ١٢﴾.
به سبب استقامتشان بر عبادات و طاعات و صبر بر ناخوشایندها و معاصی، بهشت رضایتبخش و جایگاه راستین و با امنی را برایشان پاداش میدهد. در آنجا از نعمتهایش برخوردار اند، میخورند، مینوشند و از پوشاک، تکیهگاه و فرشهای ابریشمی استفاده مینمایند.
﴿مُّتَّکِِٔینَ فِیهَا عَلَى ٱلۡأَرَآئِکِۖ لَا یَرَوۡنَ فِیهَا شَمۡسٗا وَلَا زَمۡهَرِیرٗا ١٣﴾.
بر تختهای نرم و ملایم که به زیباترین رنگها مزیّن و دارای بهترین شکل است تکیه زدهاند، گرمی خورشید و سردی زمهریر را در بهشت احساس نمیکنند، بلکه فضای معتدل، هوای خوشگوار و سایۀ فراخی آماده است.
﴿وَدَانِیَةً عَلَیۡهِمۡ ظِلَٰلُهَا وَذُلِّلَتۡ قُطُوفُهَا تَذۡلِیلٗا ١٤﴾.
شاخههای درختها به ایشان نزدیک است، به سایههای آن قرار میگیرند، از طراوتش برخوردار اند و در حالهای متفاوت ایستاده، نشسته و به پهلو افتاده تناول از میوهها برایشان آسان است.
﴿وَیُطَافُ عَلَیۡهِم بَِٔانِیَةٖ مِّن فِضَّةٖ وَأَکۡوَابٖ کَانَتۡ قَوَارِیرَا۠ ١٥﴾.
نوجوانان بهشت با ظرفهای طعام و جامههای شراب در اطرافشان میگردند؛ یعنی خدمتگاران صاحب نعمتی که مهذّب و مقرّب اند، طعام لذّتبخش و قابل اشتها و شراب نافع و بیضرری را در ظرفهای فاخر و زیبایی که از شیشۀ نقره است برایشان آماده میکنند.
﴿قَوَارِیرَاْ مِن فِضَّةٖ قَدَّرُوهَا تَقۡدِیرٗا ١٦﴾.
این ظرفهای آبگینۀ نقره، برابر با شراب مورد ضرورت نوشنده است و ساقی آنها را به طور حسابشده مقدّر کرده است؛ طوری که زیادت و نقصانی ندارد و این امر لذّتبخشترین چیز در انسان است.
﴿وَیُسۡقَوۡنَ فِیهَا کَأۡسٗا کَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِیلًا ١٧﴾.
این گروه ابرار نیکوکار از جام شرابی نوشانده میشوند که به زنجبیل آمیختهشده است، مزّهاش عقل افزاست، نفسها را شاد میسازد، دماغها را تازه میکند و مکانها را حصلخیز میگرداند.
﴿عَیۡنٗا فِیهَا تُسَمَّىٰ سَلۡسَبِیلٗا ١٨﴾.
ابرار نیکوکار از چشمهای مینوشند که سلسبیل نام دارد؛ از آنرو که شراب صافی دارد، از دُرد پاک است، تناولش آسان است و به سرعت فرو میرود.
﴿۞وَیَطُوفُ عَلَیۡهِمۡ وِلۡدَٰنٞ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَیۡتَهُمۡ حَسِبۡتَهُمۡ لُؤۡلُؤٗا مَّنثُورٗا ١٩﴾.
نوجوانانی که همیشه در نعمت اند در اطراف ابرار نیکوکار دَور میخورند، آنگاه که حُسن و زیباییشان را ببینی میپنداری که مرواریدهای برّاق و روشنی هستند؛ از آنرو که رنگ صفا، پوست روشن و بدنهای سفید رنگ دارند.
﴿وَإِذَا رَأَیۡتَ ثَمَّ رَأَیۡتَ نَعِیمٗا وَمُلۡکٗا کَبِیرًا ٢٠﴾.
در هر جای و هر طرفی که از بهشت نظراندازی نعمتهای ماندگار، جاودانگی پایدار، شادمانی دوامدار، شادابی عمیم و خورسندی عظیمی را مشاهده مینمایی.
﴿عَٰلِیَهُمۡ ثِیَابُ سُندُسٍ خُضۡرٞ وَإِسۡتَبۡرَقٞۖ وَحُلُّوٓاْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٖ وَسَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ شَرَابٗا طَهُورًا ٢١﴾.
بر بدنهایشان جامههایی از جنس ابریشم پوشانیده است؛ طوری که بخش متّصل به جسمهایشان از ابریشم نازک سبز رنگ و ظاهر آن از ابریشم ستبری تشکیل یافته است. در دستهای خویش دستبندهایی از نقره دارند و نوشیدنیشان شراب پاکیزهای است که پلیدی، نجاست، و ناپاکی ندارد. آری! لباس کامل، جایگاه زیبا، شراب نیکو و لذّت واقعی برایشان مهیّاست.
﴿إِنَّ هَٰذَا کَانَ لَکُمۡ جَزَآءٗ وَکَانَ سَعۡیُکُم مَّشۡکُورًا ٢٢﴾.
برایشان به گونۀ گفته میشود: این نعمتها پاداش اعمال نیک شماست که برایتان مهیّا شده است؛ زیرا سعی و کوشش شما مورد قبول و خوشنودی اوتعالی قرار گرفته است. خوشا به حال شما که در این نعمتها، بخششهای زیاد و کلام خوش به سر میبرند.
﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا عَلَیۡکَ ٱلۡقُرۡءَانَ تَنزِیلٗا ٢٣﴾.
خداوند سبحان خبر میدهد که او کتابش قرآن حکیم را بر پیامبرش نازل کرده است. این کتاب وحیی از جانب اوتعالی و کلام استواری است که آن را اندک اندک نازل فرموده است.
﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُکۡمِ رَبِّکَ وَلَا تُطِعۡ مِنۡهُمۡ ءَاثِمًا أَوۡ کَفُورٗا ٢٤﴾.
بر تو لازم است بر آنچه حقتعالی حکم نموده و از قضای کونی و شرعی مقدّر نموده صبر نمایی، امّا از کسانی متابعت منما که در شهوات غوطهور اند، در محرّمات فرو میروند و به رسالت پیامبران و آیات خداوند سبحان کافر شدند.
﴿وَٱذۡکُرِ ٱسۡمَ رَبِّکَ بُکۡرَةٗ وَأَصِیلٗا ٢٥﴾.
بر ذکر خداوند عزوجل در اول و آخر روز که بدایت و نهایت آن است دوام بده؛ زیرا ذکر در اوّل روز قوّت و مددگاری و در آخرش استغفار و توبه است.
﴿وَمِنَ ٱلَّیۡلِ فَٱسۡجُدۡ لَهُۥ وَسَبِّحۡهُ لَیۡلٗا طَوِیلًا ٢٦﴾.
برای پروردگارت نماز نفل بخوان و در ساعات طولانیی از شب به یاد او مصروف باش. آری! نماز نفل شب از نمازهای نافلۀ روز بهتر است و همین نماز شب توشۀ راههای دشوار و پر مشقّت است.
﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ یُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ وَیَذَرُونَ وَرَآءَهُمۡ یَوۡمٗا ثَقِیلٗا ٢٧﴾.
به راستی که کافران به دنیا محبّت میورزند، آن را بر آخرت ترجیح میدهند و تنها برای تحصیل آن عمل میکنند. امّا آمادگی برای آخرت را به پشت سر میاندازند و برای نجات از هول و ترس آن روز بزرگ تلاش نمیکنند.
﴿نَّحۡنُ خَلَقۡنَٰهُمۡ وَشَدَدۡنَآ أَسۡرَهُمۡۖ وَإِذَا شِئۡنَا بَدَّلۡنَآ أَمۡثَٰلَهُمۡ تَبۡدِیلًا ٢٨﴾.
الله عزوجل خداوندی است که کافران را تنها او آفریده، صورت و سیما بخشیده و آفرینششان را کامل ساخته است. اوتعالی هرگاه هلاکت آنان را اراده کند کسی او را باز داشته نمیتواند و به عوض آنان قومی را به وجود میآورد که از این بدکاران برایش فرمان بردارتر باشند و پروردگار خویش را بیشتر عبادت نمایند.
﴿إِنَّ هَٰذِهِۦ تَذۡکِرَةٞۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِیلٗا ٢٩﴾.
به راستی که در این سورۀ بزرگ، موعظۀ عظیمی وجود دارد. اکنون هر که نجات را اراده دارد، راه طاعت به سوی خداوند عزوجل را در پیش گیرد تا رضای اوتعالی را دریابد و به بهشتش بهرهمند شود.
﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن یَشَآءَ ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمٗا٣٠﴾.
بندگان هیچ امری از امور را جز به حکم و تقدیر پروردگار نمیتوانند اراده نمایند و خواستۀ بندگان بدون مشیت حقتعالی تحقّق نمییابد. آری! خداوند عزوجل به اعمال، اقوال و احوال همگان داناست و در تدبیر، تصویر و تقدیرش باحکمت است.
﴿یُدۡخِلُ مَن یَشَآءُ فِی رَحۡمَتِهِۦۚ وَٱلظَّٰلِمِینَ أَعَدَّ لَهُمۡ عَذَابًا أَلِیمَۢا ٣١﴾.
اوتعالی هر که از بندگانش را که بخواهد با توفیق به اعمالی که دوست میدارد و افعالی که راضی میشود در رحمتش داخل میسازد. امّا برای ستمگاران متجاوز از حدود و عصیانگران خداوند معبود، عذاب دردآور و عقوبت سختی را مهیّا نموده است.
مکی است؛ ترتیب آن 77؛ شمار آیات آن 50
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿وَٱلۡمُرۡسَلَٰتِ عُرۡفٗا ١﴾.
خداوند عزوجل به بادهایی که به تعقیب یکدیگر مانند یال اسپ پیدرپی میورزند سوگند یاد کرده است و فقط اوتعالی است که بادها را میفرستد.
﴿فَٱلۡعَٰصِفَٰتِ عَصۡفٗا ٢﴾.
خداوند سبحان به زورمندترین بادهایی سوگند یاد نموده که به شدّت میوزند و تیز و تند حرکت میکنند؛ چنانکه موجودات مسیر حرکت خود را خمیده میسازند و هلاک و نابود مینمایند.
﴿وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشۡرٗا ٣﴾.
همچنان به بادهایی سوگند یاد کرده که ابرها را پراکنده میسازند، میرانند و از هم جدا مینمایند تا به وسیلۀ آنها سرزمینهای مرده را زنده گردانند. اینها بادهایی اند که بارانها را در اطراف زمین منتشر میسازند.
﴿فَٱلۡفَٰرِقَٰتِ فَرۡقٗا ٤﴾.
الله عزوجل به فرشتگانی سوگند یاد نموده که وحی را میآورند؛ وحیی که میان حقّ و باطل، حلال و حرام و ایمان و کفر فرق میگذارد.
﴿فَٱلۡمُلۡقِیَٰتِ ذِکۡرًا ٥﴾.
و الله عزوجل به فرشتگان سوگند یاد کرده که وحی را از نزد اوتعالی به سوی پیامبران علیهم السلام القا مینمایند. در اینجا وحی یا به خاطر شرافت و بزرگیاش ذکر نامیده شده و یا به دلیل اینکه یادآوریی برای اشخاص غافل، عیّاش و فراموشکار است.
﴿عُذۡرًا أَوۡ نُذۡرًا ٦﴾.
ذکری که فرشتگان فرود میآورند عذر مخلوقات را برطرف میکند، احتجاج آنان به عدم ارسال پیامبران را قطع میسازد و ایشان را به عذاب سختی بیم میدهد که در صورت عدم ایمان بدان گرفتار میشوند.
﴿إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَٰقِعٞ ٧﴾.
به راستی اموری از قبیل قیامت، سایر مقاطع محشر و حوادثی که بدان وعده داده شدهاید قطعاً واقع میشود، ثابت است و کسی آنها را رد کرده نمیتواند.
﴿فَإِذَا ٱلنُّجُومُ طُمِسَتۡ ٨﴾.
آنگاه که ستارگان تاریک شوند و روشنی آنها را از بین برود؛ یعنی برای آگاهی به قیام قیامت سیاه و بینور شوند.
﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ فُرِجَتۡ ٩﴾.
و آنگاه که آسمان شکافته شود و انشقاق یابد؛ چنانکه دارای دروازههایی شود و این سقف مُحکم و بنای استوار از بین برود.
﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ نُسِفَتۡ ١٠﴾.
و آنگاه که کوهها کوبیده شوند، چون غباری در هوا پراکنده گردند و مانند سراب بیابان در آسمان به پرواز درآیند.
﴿وَإِذَا ٱلرُّسُلُ أُقِّتَتۡ ١١﴾.
و آنگاه که برای پیامبران وقتی معیّن و مقرّر گردد تا میان آنان و امتهایشان حکم صورت گیرد. این کدام روز بزرگ است که به عنوان وقتی برای پیامبران تعیین شده است.
﴿لِأَیِّ یَوۡمٍ أُجِّلَتۡ ١٢﴾.
این چه روز بزرگی است که پیامبران در آن به تأخیر میافتند تا خداوند عزوجل میان آنان و اقوامشان فیصله کند. آری! روزی که چنین وصفی داشته باشد روز بزرگ و عظیمی است.
﴿لِیَوۡمِ ٱلۡفَصۡلِ ١٣﴾.
پیامبران برای روزی به تأخیر میافتند که خداوند عزوجل میان آنان و اقوامشان فیصله میکند؛ یعنی هر که اطاعت کند نجات مییابد و هر که عصیانگری کند هلاک میشود.
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰکَ مَا یَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ ١٤﴾.
ای انسان! چه چیزی تو را به سختی و هولانگیزی این روز باخبر ساخته است؟ تو شأن آن را نمیدانی و به اموری که در آن حاصل میشود دانا نیستی.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ١٥﴾.
هلاکت عظیم و عذاب دردآور برای کسانی باد که به این روز تکذیب مینمایند و از این محضر خداوند عزوجل بدان وعده کرده انکار میکنند.
﴿أَلَمۡ نُهۡلِکِ ٱلۡأَوَّلِینَ ١٦﴾.
آیا ما تکذیبکنندگان پیشتر از آنان مانند قوم نوح علیه السلام ، قوم عاد و قوم ثمود را هلاک نساختیم؟ آری! بنیاد آنان را بر انداختیم و حیاتشان را تباه نمودیم.
﴿ثُمَّ نُتۡبِعُهُمُ ٱلۡأٓخِرِینَ ١٧﴾.
بعد از آن آیندگان را نیز هلاک میسازیم؛ یعنی کسانی را که بعد از آنان آمدند با وجه اشتراک تکذیب، مانند پیشینیان به هلاک میرسانیم.
﴿کَذَٰلِکَ نَفۡعَلُ بِٱلۡمُجۡرِمِینَ ١٨﴾.
این سنّت الهی دربارۀ هر مجرم و عادتش دربارۀ هر تکذیبکننده است و این حکم کافران مکّه را شامل میشود؛ یعنی جزای آنان مانند جزای پیشینیان است.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ١٩﴾.
هلاکت و نابودی برای کسانی باد که به الوهیت خداوند یگانۀ قهّار و رسالت پیامبر مختار تکذیب میکنند؛ یعنی در دنیا خواری و در آخرت به آتش دوزخ گرفتار میشوند.
﴿أَلَمۡ نَخۡلُقکُّم مِّن مَّآءٖ مَّهِینٖ ٢٠﴾.
آیا شما را از آبی که در اصل و جایگاهش بیارزش است، یعنی از نطفه نیافریدیم؟ پس از چه رو زورگویی، تکبّر و انکار میکنید؟
﴿فَجَعَلۡنَٰهُ فِی قَرَارٖ مَّکِینٍ ٢١﴾.
بعد از آن این آب را در جای محفوظی، یعنی در رَحِم زن نهادیم که از آفتها در امان و از تلفشدن مصون است.
﴿إِلَىٰ قَدَرٖ مَّعۡلُومٖ ٢٢﴾.
تا مدّت معیّن و معلومی که دورۀ بارداری است و با حساب دقیقی که بر حکمت دلالت دارد سپری میشود.
﴿فَقَدَرۡنَا فَنِعۡمَ ٱلۡقَٰدِرُونَ ٢٣﴾.
ما با حسن تدبیر در دورۀ حمل و ولادت، آفرینش و تصویرش را مقدّر نمودیم، چه تقدیر کنندۀ بزرگ و نعمت دهندۀ با تدبیری است.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ٢٤﴾.
هلاکت و تباهی برای کسانی باد که به قدرت خداوند یگانۀ قهّار در آفرینش انسان و تغییر آن در تمام اطوار تکذیب مینمایند.
﴿أَلَمۡ نَجۡعَلِ ٱلۡأَرۡضَ کِفَاتًا ٢٥﴾.
آیا زمین را چنان مقرّر نداشتیم که زندهها را بر رویش و مردههایی را در باطنش نگه میدارد؛ زندههایی که قابل شمارش نیستند و مردههایی که در حدّ و حصر نمیگنجند؟
﴿أَحۡیَآءٗ وَأَمۡوَٰتٗا ٢٦﴾.
زندههایی را در پشت خود جای داده که به حکمت حیات آنها آگاهی نداریم، به خورد و نوش و گردش مصروف اند و میخرامند. همچنان مردهگانی را در بطنش جای داده که یا نعمت داده میشوند، یا عذاب میشوند و مورد محاسبه و بازپرس قرار میگیرند.
﴿وَجَعَلۡنَا فِیهَا رَوَٰسِیَ شَٰمِخَٰتٖ وَأَسۡقَیۡنَٰکُم مَّآءٗ فُرَاتٗا ٢٧﴾.
در روی زمین کوههای ثابتی را مقرّر داشتیم که در اعماقش فرو رفته، در آفاق آن ارتفاع یافته و اصول آنها مستحکم و سر به فلک کشیده است. همچنان برای شما آب گوارا و زلالی برابر ساختیم که از آن مینوشید؛ چنانچه از سنگ سخت جوی آب زلالی بیرون میشود.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ٢٨﴾.
هلاکت و تباهی برای کسانی باد که به قدرت ما در آفرینش زمین و طبقاتش که زندهگان و مردهگان را در خود جای داده و در آفرینش کوههای ثابت و آب گوارا تکذیب مینمایند.
﴿ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ مَا کُنتُم بِهِۦ تُکَذِّبُونَ ٢٩﴾.
به سوی آتش دوزخ که در دنیا بدان تکذیب میکردید روان شوید، امروز آن را با چشم سر میبینید و گرمیاش را درمییابید.
﴿ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ ظِلّٖ ذِی ثَلَٰثِ شُعَبٖ ٣٠﴾.
به سوی سایۀ دود بزرگ دوزخ بروید که به سه بخش تقسیم شده و از آن آتش که گرمی سخت و شعلۀ ترسآور دارد طلبکار سایه شوید.
﴿لَّا ظَلِیلٖ وَلَا یُغۡنِی مِنَ ٱللَّهَبِ ٣١﴾.
سایهای است که از گرمی پناه نمیدهد و شعلۀ آتش را دفع نمینماید؛ زیرا گرمیاش روی را بریان میکند، شعلهاش بدنها را میسوزاند، دودش نفسها را بند میکند و مردم را دچار اختناق مینماید.
﴿إِنَّهَا تَرۡمِی بِشَرَرٖ کَٱلۡقَصۡرِ ٣٢﴾.
به راستی که دوزخ در فضای خود آتش پارهپخش میکند، هر آتش پارهاش مانند کاخ بزرگی است که دارای بنای بلند و مرتفعی در آسمان باشد. این وصف آتش پارۀ آن است، خود آتش چگونه خواهد بود!!
﴿کَأَنَّهُۥ جِمَٰلَتٞ صُفۡرٞ ٣٣﴾.
گویا شتر بزرگ سیاه رنگی است که به زردی مایل است. آری! آتش از خشم خداوند جبّار سیاه شده و شرارههای سیاهرنگی را از خود بیرون میاندازد.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ٣٤﴾.
هلاکت و تباهی برای کسانی باد که به آتش دوزخ و به دود و آتش پارهاش که مانند کاخها و شترهای بزرگ است تکذیب میکنند.
﴿هَٰذَا یَوۡمُ لَا یَنطِقُونَ ٣٥﴾.
قیامت روزی است که کافران نمیتوانند سخنی را به نفع خویش بگویند؛ یعنی حجّتی برای گفتن ندارند و عذر آنان قابل قبول نیست.
﴿وَلَا یُؤۡذَنُ لَهُمۡ فَیَعۡتَذِرُونَ ٣٦﴾.
در این جایگاه برای آنان وقت داده نمیشود تا عذرجویی نمایند؛ زیرا عذری برای آنان وجود ندارد. بنابراین سخن فایدهای ندارد و اجازۀ سخنزدن صدور نمییابد.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ٣٧﴾.
هلاکت عظیم و عذاب دردآوری برای کسانی باد که به احوال این روز، چون عدم سخنزدن کافران و عدم اجازۀ عذرجویی تکذیب میکنند.
﴿هَٰذَا یَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِۖ جَمَعۡنَٰکُمۡ وَٱلۡأَوَّلِینَ ٣٨﴾.
قیامت روزی است که خداوند عزوجل میان خلایق فیصله میکند. در آن روز آیندگان و پیشینیان و مردم اول و آخر را جمع میآوریم تا هرکدام را مطابق عملکردش جزا دهیم.
﴿فَإِن کَانَ لَکُمۡ کَیۡدٞ فَکِیدُونِ ٣٩﴾.
اگر برای رهایی از جزا و عذاب تدبیری دارید، همین اکنون به کار بندید و اگر راهی برای نجات از عذاب وجود دارد در پیش گیرید. امّا قوّت و لشکری را به دسترس ندارید تا شما را نجات بخشد.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ٤٠﴾.
هلاکت عظیم و عذاب دردآوری برای کسانی باد که به اموری چون جمع آوری اوّلین و آخرین و عدم توان کافران به حیلهای در پیشگاه خداوند یگانۀ قهّار تکذیب میکنند.
﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِینَ فِی ظِلَٰلٖ وَعُیُونٖ ٤١﴾.
به راستی کسانی که با انجام اوامر و پرهیز از نواهی الهی تقوا گزیدند در سایههای درختهای بلند بالا، در بوستانهای شاداب و در باغهای فراخ قرار دارند و چشمههای آب صاف، گوارا و جاری برایشان آماده است.
﴿وَفَوَٰکِهَ مِمَّا یَشۡتَهُونَ ٤٢﴾.
میوههای بسیار و لذّتبخشی با مزّههای متنوّع و طعمهای مختلف برایشان در بهشت آماده شده و در امن و شادمانی با نعمت و شادکامی به سر میبرند.
﴿کُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِیَٓٔۢا بِمَا کُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٤٣﴾.
برایشان گفته میشود: با رضایت خاطر و طور گوارا از بهترین و پاکیزهترین طعام بخورید و از لذیذترین و شیرینترین نوشیدنی بیاشامید. این نعمتها به سبب اعمال نیکویی به شما ارزانی شده که در دنیا انجام دادید و پاداش سعی مشکور شماست.
﴿إِنَّا کَذَٰلِکَ نَجۡزِی ٱلۡمُحۡسِنِینَ ٤٤﴾.
به مانند این پاداش که شامل نعمتها، آرامش، فراوانی، سلامتی و شادمانی است، حقتعالی پاداش عمل هر بندۀ نیکوکار را که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیروی کند و از پروردگارش بترسد عطا مینماید.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ٤٥﴾.
هلاکت و تباهی برای کسانی باد که به نعمتهای خداوند عزوجل برای پرهیزگاران نیکوکار تکذیب مینمایند.
﴿کُلُواْ وَتَمَتَّعُواْ قَلِیلًا إِنَّکُم مُّجۡرِمُونَ ٤٦﴾.
برای کافران گفته میشود: ای بدکاران! از لذّتهای دار دنیا در عمرهای کوتاه بخورید؛ زیرا لذّتهای آن قطعشدنی و نعمتهای آن فناشدنی است.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ٤٧﴾.
هلاکت و نابودی برای کسانی باد که به خبرهای پوشیدهای که خداوند یگانۀ قهّار بدان اطلاع داده تکذیب میکنند.
﴿وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ ٱرۡکَعُواْ لَا یَرۡکَعُونَ ٤٨﴾.
و آنگاه که برای کافران گفته میشود: برای پروردگار صاحب اختیار جبّار نماز بخوانید، از او اطاعت نمایید و از پیامبرش پیروی کنید نافرمانی میکنند، تکبّر میورزند و انکار مینمایند.
﴿وَیۡلٞ یَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُکَذِّبِینَ ٤٩﴾.
هلاکت و تباهی برای کسانی باد که به رسالت تکذیب میکنند، وحی را رد مینمایند و بدان کافر میشوند.
﴿فَبِأَیِّ حَدِیثِۢ بَعۡدَهُۥ یُؤۡمِنُونَ٥٠﴾.
وقتی کافران به کتاب قرآن کریم که معجزۀ قناعتبخش، مبارک و واضحی است تصدیق نکنند، پس به کدام کتاب ایمان خواهند آورد؟ یعنی ممکن نیست به هیچ کلام دیگری تصدیق نمایند.
مکی است؛ ترتیب آن 78؛ شمار آیات آن 40
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿عَمَّ یَتَسَآءَلُونَ ١﴾.
مشرکان یکدیگر خویش را از چه چیزی پرسان میکنند؟ استفهام برای کمال بزرگ شمردن این امر آمده است و چون به اثر پیدایش رسالت ربّانی در عالم، به مشرکان از خود رفتگی دست داده بود، در این امر اختلاف ورزیدند.
﴿عَنِ ٱلنَّبَإِ ٱلۡعَظِیمِ ٢﴾.
آنان از خبر بزرگی از همدیگر سؤال میکنند که از اثرش بر دلها هیبت، بر نفسها ترس و بر عقلها دهشت سیطره میافکند. این خبر عبادت از رسالت پیامبر مژده دهنده، نزول کتاب بزرگ و روشنگر و خبر زندهشدن بعد از مرگ است. آری! نزاع طولانی و خلاف بسیاری در این باره داشتند؛ هرچند در حقّانیتش شبههای نیست، خبر راستی است که دروغ در آن راه ندارد و امر یقینی است که شکّی در آن موجود نیست.
﴿ٱلَّذِی هُمۡ فِیهِ مُخۡتَلِفُونَ ٣﴾.
دربارۀ این روز گفتگوها و شبهات بسیاری میان کسانی که تصدیق و اقرار داشتند با آنانکه تکذیب و انکار میکردند پدید آمد؛ زیرا برای آنان خبری عجیب و امری غریب بود.
﴿کَلَّا سَیَعۡلَمُونَ ٤﴾.
سوگند به پروردگار که به زودی راستی این خبر و درستی این امر را میدانند و زشتی عملکرد و افعال خویش را درک خواهند کرد؛ آنگاه که اهل قبرها برانگیخته شوند، آنچه در سینهها پنهان است پدید آید، حجابها دور رود و امور پوشیده آشکار شود.
﴿ثُمَّ کَلَّا سَیَعۡلَمُونَ ٥﴾.
آری! به خداوند عزوجل سوگند که حقّانیت اموری چون بعث و نشوز، بهشت و دوزخ، وجود صراط، میزان اعمال و سایر خبرهای پوشیدهای که حقتعالی و پیامبرش بدان خبر دادهاند بعد از مرگ برای آنان آشکار خواهد شد.
﴿أَلَمۡ نَجۡعَلِ ٱلۡأَرۡضَ مِهَٰدٗا ٦﴾.
رسالت و خبرهای غیبی آن درست است، چون خبر دهندۀ آن کسی است که زمین را با استحکام آفریده، آن را گهوارهای ساخته، هموار داشته و برای مصالح آبادانی، زراعت، سکنیگزینی و طلب معیشت آماده نموده است. آری! زمین مادر مهربانی است که رزق و روزی معلوم و مقسومی در آن به ودیعت نهاده شده است.
﴿وَٱلۡجِبَالَ أَوۡتَادٗا ٧﴾.
کوهها را طوری مقرّر داشتیم که مانند میخهایی زمین را نگه میدارند، چنانکه مایل نمیشود و به جنبش نمیآید. آری! اوتعالی کوهها را با اندازهگیری مستحکمی بر روی زمین توزیع نموده، و در میان و چارگوشهاش با درستی و حسن تدبیر مستقر ساخته است. پاک است خداوندی که صاحب لطف و باخبر است.
﴿وَخَلَقۡنَٰکُمۡ أَزۡوَٰجٗا ٨﴾.
شما را دو صنف مرد و زن آفریدیم تا توالد و تناسل صورت گیرد و بقای نوع و استمرار حیات تحقّق یابد؛ زیرا اگر فقط یک صنف میبود، نوع انسان منقرض میشد و فنا و نابود میگردید. از همین رو حقتعالی از انسان، حیوان، پرندهگان و هر مخلوق دیگر جنس مذکّر و مؤنّث را پدید آورد.
﴿وَجَعَلۡنَا نَوۡمَکُمۡ سُبَاتٗا ٩﴾.
خواب شما را راحت بدنها و تعطیل مصروفیتهایتان قرار دادیم، برای اینکه وجودتان با لذّت از خواب راحت یابد و نشاط دوباره برای کار و فعالیت به دست آورد.
﴿وَجَعَلۡنَا ٱلَّیۡلَ لِبَاسٗا ١٠﴾.
شب را مانند پوشاکی قرار دادیم که شما را زیر پوشش قرار میدهد؛ بدان گونه که چون فرا میرسد به مساکنتان برمیگردید و از تحرّک و مصروفیتهای حیات آرامش مییابید.
﴿وَجَعَلۡنَا ٱلنَّهَارَ مَعَاشٗا ١١﴾.
روز را سبب تحصیل روزی و کسب معاش، زمانی برای کار و کوشش و آبادانی و تولید مقرّر داشتیم تا زندگی و عمرها ادامه یابد.
﴿وَبَنَیۡنَا فَوۡقَکُمۡ سَبۡعٗا شِدَادٗا ١٢﴾.
آسمانهای هفتگانه را با بنای محکم و استوار، سقفی بلند و صنعتی با استحکام در بالای سر شما بنا نمودیم؛ چنانکه در بنای آنها کوتاهی و عیبی وجود ندارد.
﴿وَجَعَلۡنَا سِرَاجٗا وَهَّاجٗا ١٣﴾.
خورشید را مانند چراغ روشنی در آسمان مقرّر داشتیم؛ بدان گونه که بر مبنای حساب حرکت میکند، با حکمت روشنی میدهد و با تقدیر ما طلوع مینماید، نه در سیر و حرکتش خللی وجود دارد و نه در طلوع و غروبش ناهماهنگی مشاهده میشود.
﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡمُعۡصِرَٰتِ مَآءٗ ثَجَّاجٗا ١٤﴾.
آنگاه که هنگام نزول باران فرا میرسد، آبی مبارک، پاکیزه، فراوان و بسیار ریزانی را از ابرها فرود میآوریم که در آن حیات، رشد و نموی موجودات و خیر بسیاری نهفته است.
﴿لِّنُخۡرِجَ بِهِۦ حَبّٗا وَنَبَاتٗا ١٥﴾.
تا به وسیلۀ آب دانههایی را بیرون آوریم که انسان و حیوان از آن میخورند؛ دانههایی مانند گندم، جو، جواری و دیگر چیزها که خوردنیهای نافع و روزیهای مبارکی را به دست میدهند. همچنان سبزیجات، علوفهها و درختستانهایی را با آب رویاندیم که چارپایان از آن میخورند، منظرۀ خوشایند دارند و باعث زیبایی زمین میشوند.
﴿وَجَنَّٰتٍ أَلۡفَافًا ١٦﴾.
با این آب مبارک، باغهای پُر درخت و بوستانهای فراخی را پدید آوردیم که شاخههای به هم پیچیده و شاخچههای نرم و ملایم دارند و منظر نیکو و زیبایی با شکوهی را پدید میآورند.
﴿إِنَّ یَوۡمَ ٱلۡفَصۡلِ کَانَ مِیقَٰتٗا ١٧﴾.
به راستی که روز قیامت روزی است که خداوند عزوجل میان مردم فیصله میکند، وقت مشخّص و مدّت معیّنی دارد که در نزد خداوند عزوجل معلوم است و حقتعالی وعدهاش را خلاف نمیکند.
﴿یَوۡمَ یُنفَخُ فِی ٱلصُّورِ فَتَأۡتُونَ أَفۡوَاجٗا ١٨﴾.
روزی که اسرافیل در صور که شاخ بزرگی است برای بار دوم میدمد و از اثرش جماعتهای بسیاری از قبرها به سوی موقف بیرون میآیند.
﴿وَفُتِحَتِ ٱلسَّمَآءُ فَکَانَتۡ أَبۡوَٰبٗا ١٩﴾.
آنگاه آسمان شق میشود و شکاف میگردد، در نتیجه برای نزول فرشتگان و از بین رفتن برجها، افلاک و ستارهگان دروازههای بسیاری در آن گشوده میشود.
﴿وَسُیِّرَتِ ٱلۡجِبَالُ فَکَانَتۡ سَرَابًا ٢٠﴾.
کوهها با تکانی شدید از جایشان برکنده و پاره پاره میشوند و مانند غبار و گردی در هوا پراگنده میگردند.
﴿إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتۡ مِرۡصَادٗا ٢١﴾.
به راستی دوزخ جایگاهی است که موظّفان آتش آن در کمین کافران نشستهاند؛ یعنی آمدن کافران را انتظار میکشند تا دشوارترین جزا را بر آنان فرود آورند.
﴿لِّلطَّٰغِینَ مََٔابٗا ٢٢﴾.
آتش دوزخ جای بازگشت سرکشان است که با خواری و ذلّت به سویش رو میآورند. آری! در آنجا عذاب میشوند و مورد اهانت قرار میگیرند.
﴿لَّٰبِثِینَ فِیهَآ أَحۡقَابٗا ٢٣﴾.
زمانههایی را بدون انقطاع و به طور دوامدار در آتش دوزخ باقی میمانند و به عذاب سختی گرفتار اند که نه سستی میپذیرد و نه تخفیف مییابد.
﴿لَّا یَذُوقُونَ فِیهَا بَرۡدٗا وَلَا شَرَابًا ٢٤﴾.
در آنجا نه سردیی را مییابند که گرمی را از آنان دور سازد و نه آشامیدنیی را که تشنگی را مرفوع سازد، پوستهایشان میسوزد و به تشنگی گرفتار اند.
﴿إِلَّا حَمِیمٗا وَغَسَّاقٗا ٢٥﴾.
امّا به عوض سردی و نوشیدنی، آب داغ جوشانی برای آنان داده میشود که رودهها را قطع میکند و چرک آزار دهندهای را مینوشند که از بدنهای دوزخیان روان گشته است.
﴿جَزَآءٗ وِفَاقًا ٢٦﴾.
این جزایی است که با کارها و اعمال آنان برابری دارد؛ یعنی مستحقّ این جزا هستند و سزاوار چنین بلایی میباشند.
﴿إِنَّهُمۡ کَانُواْ لَا یَرۡجُونَ حِسَابٗا ٢٧﴾.
بدان سبب که این کافران به روز حساب تکذیب میکردند، در انتظار قیامت نبودند، بدان ایمان نداشتند و زندهشدن بعد از مرگ را توقّع نمیبردند.
﴿وَکَذَّبُواْ بَِٔایَٰتِنَا کِذَّابٗا ٢٨﴾.
از آیات الهی که بر پیامبرش نازل شده انکار کردند، به وحیی که حقتعالی بر آن حضرت فرستاده تکذیب نمودند، به ردّ آن پرداختند و از آن رو گشتاندند، در نتیجه اینگونه عذابی جزای آنان مقرّر داشته شد.
﴿وَکُلَّ شَیۡءٍ أَحۡصَیۡنَٰهُ کِتَٰبٗا ٢٩﴾.
همه اعمال و کارکردها را در کتاب کارهای نیک و کتاب کارهای بد ثبت نمودیم و نوشتیم. بنابراین همه اعمال محفوظ و مضبوط است؛ بدون اینکه زیادت و نقصانی در آن راه یابد.
﴿فَذُوقُواْ فَلَن نَّزِیدَکُمۡ إِلَّا عَذَابًا ٣٠﴾.
جزای تکذیب و کفر خویش به پروردگار را بچشید، دیگر چیزی جز زیادت عذاب و سختیهای مجازات را نخواهید یافت، نه بر شما مهربانی صورت میگیرد و نه از آتش بیرون میشوید.
﴿إِنَّ لِلۡمُتَّقِینَ مَفَازًا ٣١﴾.
به راستی که رستگاری آخرت، نجات از آتش دوزخ و بهرهمندی به بهشت برای پرهیزگاران آماده است. این همه به سبب انجام اوامر و اجتناب از نواهی در نزد پروردگار برایشان مهیّا شده است.
﴿حَدَآئِقَ وَأَعۡنَٰبٗا ٣٢﴾.
باغستانهایی برایشان مهیّاست که دارای درختان انبوه و تاکهای انگوری است؛ همچنان که شاخههای فرود آمده و نزدیک دارد. ذکر انگور از میان سایر میوهها به خاطر منافع بسیار و مزّۀ نیکوی آن است.
﴿وَکَوَاعِبَ أَتۡرَابٗا ٣٣﴾.
برایشان همسرانی زیبا و دوشیزه از حوران بهشتی آماده شده که در حسن خویش بیهمتا و از هر عیبی پاک اند، اخلاق نیکو دارند و با حرمت و حشمت اند.
﴿وَکَأۡسٗا دِهَاقٗا ٣٤﴾.
جامههای لبریز از شرابی برایشان مهیّاست که نشهآور نیست، ایجاد درد سر نمیکند، صاحبش را دچار هذیان نمینماید، و عقلش را نمیرباید؛ با وجودی که نهایت لذّتبخش و سرور آور است.
﴿لَّا یَسۡمَعُونَ فِیهَا لَغۡوٗا وَلَا کِذَّٰبٗا ٣٥﴾.
سخنان بیفایده و کلام باطلی را در بهشت نمیشنوند، بلکه همه تقدیم سلام و حسن کلام با خوبی و مجالس انس است و عزّت و حلاوت منطق وجود دارد.
﴿جَزَآءٗ مِّن رَّبِّکَ عَطَآءً حِسَابٗا ٣٦﴾.
این پاداش نیکو در برابر اعمالی که انجام دادهاند از جانب پروردگار برایشان آماده شده و نعیم مقیم را در برابر التزام راه مستقیم به دست آوردند. الله تعالی بر ایشان عطا و بخشش کرده و ایشان را در نیکوترین جای و بهترین مقام استقرار بخشیده است.
﴿رَّبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَیۡنَهُمَا ٱلرَّحۡمَٰنِۖ لَا یَمۡلِکُونَ مِنۡهُ خِطَابٗا ٣٧﴾.
کسی که این نعمتها را برایشان ارزانی و کرامت کرده پروردگار آسمانها و زمین است که خلایق را پرورش داده است. او رحمت فراگیر دارد که همه مخلوقات را شامل میشود و به خاطر عظمت و شکوهی که دارد کسی بدون اجازهاش با وی سخن زده نمیتواند.
﴿یَوۡمَ یَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلۡمَلَٰٓئِکَةُ صَفّٗاۖ لَّا یَتَکَلَّمُونَ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَقَالَ صَوَابٗا ٣٨﴾.
در آن روز جبرئیل علیه السلام برای تعظیم و توقیر خداوند عزوجل با سایر فرشتگان برمیخیزند و صف زدهاند. هیچ کسی به منظور شفاعت سخن زده نمیتواند؛ مگر آنگاه که اوتعالی برایش اجازه دهد و از کسی که برایش شفاعت میشود راضی باشد.
﴿ذَٰلِکَ ٱلۡیَوۡمُ ٱلۡحَقُّۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ مََٔابًا ٣٩﴾.
روز قیامت روزی است که وعده بدان راست، وقوعش حقّ و وقتش ثابت است. پس هر که میخواهد عمل صالحی را در پیش گیرد که در نزد پروردگار برایش نفعی برساند و او را از عذاب و مجازات دشوار پروردگار نجات بخشد.
﴿إِنَّآ أَنذَرۡنَٰکُمۡ عَذَابٗا قَرِیبٗا یَوۡمَ یَنظُرُ ٱلۡمَرۡءُ مَا قَدَّمَتۡ یَدَاهُ وَیَقُولُ ٱلۡکَافِرُ یَٰلَیۡتَنِی کُنتُ تُرَٰبَۢا ٤٠﴾.
به راستی که ما شما را از وقوع عذاب نزدیکی ترساندیم؛ از عذاب روزی که انسان عملکرد نیک و بدش را مشاهده میکند. در آن هنگام کافر به علّت بازگشت بدی که دارد آرزو میبرد که کاش خاک میبود تا مورد محاسبه و عذاب قرار نمیگرفت و مسلّماً کسی که آرزوی مرگ نماید، به بلا و محنت بزرگی گرفتار آمده است.