| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 |
مدنی است؛ ترتیب آن 64؛ شمار آیات آن 18
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلۡأَرۡضِۖ لَهُ ٱلۡمُلۡکُ وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُۖ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٌ ١﴾.
همه موجودات آسمانها و زمین خداوند عزوجل را از اموری که سزاوار او نیست مقدّس میدانند و از معایب و نقایص منّزه میشمارند. آفرینش و تدبیر و تصرّف و تقدیر همه موجودات مخصوص اوتعالی است، حمد و ستایش ستوده و والا که متضمن بیان عظمت و بزرگی است سزاوار او میباشد. او پروردگاری است که هیچ کسی او را از انجام امور ناتوان ساخته نمیتواند، انجام هیچ کاری در نزدش بزرگ نیست؛ چون قدرتش نافذ و مشیّتش جاری است.
﴿هُوَ ٱلَّذِی خَلَقَکُمۡ فَمِنکُمۡ کَافِرٞ وَمِنکُم مُّؤۡمِنٞۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِیرٌ ٢﴾.
الله تعالی خداوندی یگانهای است که شما را از عدم به وجود آورد، بعد از آن گروهی از شما به الوهیتش کافر شدید و گروهی دیگر به اوتعالی و پیامبرش ایمان آوردید. حقتعالی به اعمالتان آگاه و به رازهایتان داناست، هیچ امر مخفی از وی پنهان نیست و از عملکردهای شما حساب میگیرد.
﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ وَصَوَّرَکُمۡ فَأَحۡسَنَ صُوَرَکُمۡۖ وَإِلَیۡهِ ٱلۡمَصِیرُ ٣﴾.
اوتعالی آسمانها و زمین را پدید آورد و باحکمت والا و استحکام زیبایی برابر ساخت. ای مردم! شما را نیز آفرید، صورتهای نیکو بخشید و آفرینشتان را بدیع ساخت. در نهایت به سویش برمیگردید و هر کس را بر مبنای عدل خویش مطابق عملش جزا میدهد.
﴿یَعۡلَمُ مَا فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَیَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَۚ وَٱللَّهُ عَلِیمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ٤﴾.
هیچ موجودی در آسمانها و زمین بر الله عزوجل پنهان نیست و به اعمال پوشیده و آشکار بندگان داناست. اوتعالی به آنچه در ضمایر خود مخفی میداریم علم دارد و به نیتها و رازهای دلهای شما آگاه است.
﴿أَلَمۡ یَأۡتِکُمۡ نَبَؤُاْ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ مِن قَبۡلُ فَذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِیمٞ ٥﴾.
آیا خبرهای کافران در گذار زمان برایتان نرسیده که حقتعالی عاقبت اعمال و نهایت کفر آنان به پیامبران را برای آنان در دنیا چشانید، امّا در آخرت نیز عذاب دوزخ و قرارگاه بدی در انتظار آنان است.
﴿ذَٰلِکَ بِأَنَّهُۥ کَانَت تَّأۡتِیهِمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَیِّنَٰتِ فَقَالُوٓاْ أَبَشَرٞ یَهۡدُونَنَا فَکَفَرُواْ وَتَوَلَّواْۖ وَّٱسۡتَغۡنَى ٱللَّهُۚ وَٱللَّهُ غَنِیٌّ حَمِیدٞ ٦﴾.
عذابی که خداوند عزوجل آنان را در دنیا و آخرت بدان گرفتار میسازد بدان سبب است که پیامبران را بعد از آوردن آیات آشکار و معجزههای روشن تکذیب نمودند، از آیات الهی انکار کردند و گفتند: چگونه همچو مردمی که همانند ما هستند نصیحت مان میکند؟ از اینرو با کفر و تکذیب به پروردگار از هدایت رو گشتاندند و حق را نپذیرفتند، بلکه مردم را از حق باز داشتند. خداوند سبحان هم از آنان بینیازی جست و به مسلمانی آنان نیازی ندارد؛ زیرا اوتعالی به طور عام و فراگیر به هیچ کسی نیازی ندارد و در ذات، صفات، افعال و اقوالش ستوده است. او به رو گردانندگان نیازی ندارد و عمل مؤمنان را میستاید؛ کافران را سزا میدهد و شکرگزاران را پاداش عطا مینماید.
﴿زَعَمَ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓاْ أَن لَّن یُبۡعَثُواْۚ قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّی لَتُبۡعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلۡتُمۡۚ وَذَٰلِکَ عَلَى ٱللَّهِ یَسِیرٞ ٧﴾.
کافران ادّعا میکنند که بعد از مردن هرگز زنده نمیشوند، ای پیامبر! برای آنان بگو: چنین نیست، به الله تعالی سوگند کسی که شما را آفریده دوباره نیز میتواند زنده کند و کسی که شما را بمیراند زندگی نیز میبخشد، آنگاه از شما حساب میگیرد، به اعمالتان خبر میدهد و جزا مقرّر میدارد. آری! این کار بر او بسیار آسان است؛ زیرا او بر هر چیزی تواناست، اوست که شما را بار نخست به وجود آورد و تواناست شما را به زندگی دوباره باز گرداند، چون بازگشتاندن به زندگی دوباره از آفریدن نخست آسانتر است؛ هرچند همه در نزد او آسان است.
﴿فََٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَٱلنُّورِ ٱلَّذِیٓ أَنزَلۡنَاۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِیرٞ ٨﴾.
پس به آنچه خداوند عزوجل نازل کرده ایمان آورید، به پیامبر تصدیق نمایید و هدایت قرآنی را که بر محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نازل فرموده پیروی نمایید؛ زیرا حقتعالی به اعمالتان آگاه است، هیچ امری از احوالتان بر او پوشیده نمیباشد و به طور قطعی از کارهایی که انجام دادید از شما حساب میگیرد.
﴿یَوۡمَ یَجۡمَعُکُمۡ لِیَوۡمِ ٱلۡجَمۡعِۖ ذَٰلِکَ یَوۡمُ ٱلتَّغَابُنِۗ وَمَن یُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَیَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا یُکَفِّرۡ عَنۡهُ سَیَِّٔاتِهِۦ وَیُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِکَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِیمُ ٩﴾.
از روزی فصل و جدایی میان حق و باطل یاد آور، روزی که خداوند بزرگ نخستین و واپسین مردم را حاضر میآورد. آن روز، پشیمانی انسان، تأسّف اهل طغیان و زیانمندی عصیانگران است. امّا هر که به پروردگارش ایمان آورد و به طاعت مولایش عمل نماید، بازگشت او به سوی بهشتی است که از زیر درختهای آن جویها جاری است، روشنی همه کاخهای آن را فرا گرفته و شادمانی همه خانههایش را پوشانیده است. ایشان در نعمتها جاودان و ماندگار اند. این است رستگاری ابدی و بهرۀ سرمدی.
﴿وَٱلَّذِینَ کَفَرُواْ وَکَذَّبُواْ بَِٔایَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِکَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ خَٰلِدِینَ فِیهَاۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِیرُ ١٠﴾.
کسانی که از آیات ما انکار ورزیدند و به رسالت پیامبران تکذیب نمودند اهل آتش دوزخ اند و تا ادامۀ شب و روز سزاوار خشم خداوند جبّار اند و سوگند به پروردگار که دار قرار آنان بد جایگاهی است.
﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَمَن یُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ یَهۡدِ قَلۡبَهُۥۚ وَٱللَّهُ بِکُلِّ شَیۡءٍ عَلِیمٞ ١١﴾.
همه ضررهایی که به انسانها میرسد بر مبنای قضا و قدرت است. هر که به قضای پروردگارش تصدیق نماید، بر دلش آرامشی فرود میآید. حقتعالی به کسانی که به فرمان محکم و قضای مبرم پروردگارشان تصدیق و باور دارند داناست.
﴿وَأَطِیعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِیعُواْ ٱلرَّسُولَۚ فَإِن تَوَلَّیۡتُمۡ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِینُ ١٢﴾.
ای بندگان! با انجام اوامر هدایتبخش و اجتناب از گناه و فساد، فرمانپذیر خداوند عزوجل باشید و با متابعت از سنّت، پیروی از سیرت و یاری شریعت پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم از وی اطاعت نمایید. اگر از هدایت رو گشتاندید و سرکشی را اختیار نمودید، از کفر ورزیدنتا به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ضرری نمیرسد؛ زیرا او شما را هم بیم داده و رهنمایی کرده، هم برحذر داشته و هم مژده داده است و جز تبلیغ واضح و توضیح راه برای روندگان مسؤولیت دیگری بر ذمّۀاش نیست.
﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡیَتَوَکَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ١٣﴾.
تنها الله عزوجل مستحقّ عبادت است؛ خداوندی که الوهیت جز برای او درست و سزاوار نیست بنابراین لازم است هر مؤمنی به او اعتماد کند، هر مسلمانی به او توکّل نماید و هر موحّدی به او روی آورد.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجِکُمۡ وَأَوۡلَٰدِکُمۡ عَدُوّٗا لَّکُمۡ فَٱحۡذَرُوهُمۡۚ وَإِن تَعۡفُواْ وَتَصۡفَحُواْ وَتَغۡفِرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِیمٌ ١٤﴾.
ای مؤمنان! یقیناً بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند و شما را از طاعات الهی باز میدارند، به انجام مُحرّمات وامیدارند و از عمل به واجبات مانع میشوند. از آنان برحذر باشید و فرمان خداوند عزوجل را بر مراد آنان مُقدّم دارید. امّا اگر از بدیهای آنان بگذارید، از مؤاخذۀ آنان صرف نظر کنید، پردهشویشان نمایید و آبروی آنان را نگهدارید حقتعالی جزای همانندی برای شما عطا مینماید؛ یعنی گناهان شما را میآمرزد، عیبهایتان را میپوشاند، خطاهای شما را محو میکند و کمبودهایتان را کامل میسازد.
﴿إِنَّمَآ أَمۡوَٰلُکُمۡ وَأَوۡلَٰدُکُمۡ فِتۡنَةٞۚ وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِیمٞ ١٥﴾.
داراییها و فرزندانتان در حقیقت چیزی جز ابتلا و امتحانی برای شما نیستند. امتحان و آزمایشی اند که شکرگزاری و کفران، نا آرامی و صبر، و طاعت و معصیت شما را آشکار میسازد. امّا برای کسانی که شکرگزار باشند، به حکم الله عزوجل صبر پیشه کنند، از فرمانش اطاعت نمایند و هیچکس را بر دین وی مُقدّم نشمارند، پاداش و نعمتهایی که در نزد خداوند منّان وجود دارد بزرگتر و بهتر است.
﴿فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُمۡ وَٱسۡمَعُواْ وَأَطِیعُواْ وَأَنفِقُواْ خَیۡرٗا لِّأَنفُسِکُمۡۗ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ١٦﴾.
به اندازۀ توان در طاعت بکوشید، وحی الهی را با سمع قبول بشنوید، با انجام اوامر و پرهیز از نواهی از الله عزوجل و رسولش اطاعت نمایید و از آنچه برایتان عطا کرده به منظور خوشنودی وی صدقه کنید. در نتیجه خیر و پاداش اعمالتان که زیادت نعمت، پاکیزگی از گناه و تحصیل ثواب است به خودتان برمیگردد. هر که از بخل سالم ماند و از مالش صدقه کرد، عطای با ارزشی را سزاوار شده، به مطلوب بزرگی دست یافته و به همه آرزوهایش رسیده است.
﴿إِن تُقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا یُضَٰعِفۡهُ لَکُمۡ وَیَغۡفِرۡ لَکُمۡۚ وَٱللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ ١٧﴾.
اگر داراییهای خویش را به جهت رضای خداوند بزرگ، با اخلاص و از کسب حلال، به مصرف رسانید حقتعالی پاداش نفقۀتان را چند برابر میسازد، صدقۀتان را بزرگ مینماید، گناهان شما را میآمزد، عیبهایتان را با بخشندگی خویش میپوشاند. خداوند منّان، شکور است و برای صدقهکنندگان پاداش نیکو میدهد. حلیم است که جزای عصیانگران را به تأخیر میاندازد.
﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَیۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِیزُ ٱلۡحَکِیمُ١٨﴾.
تنها الله عزوجل به هر چیز غایب و حاضر، و به هر امر پوشیده و آشکاری داناست. او پروردگار عزیزی است که مغلوب نمیشود، حکم مینماید، قهر میکند و گفتار و کردارش به طور مطلق همه حکمت است.
مدنی است؛ ترتیب آن 65؛ شمار آیات آن 12
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ إِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحۡصُواْ ٱلۡعِدَّةَۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ رَبَّکُمۡۖ لَا تُخۡرِجُوهُنَّ مِنۢ بُیُوتِهِنَّ وَلَا یَخۡرُجۡنَ إِلَّآ أَن یَأۡتِینَ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَیِّنَةٖۚ وَتِلۡکَ حُدُودُ ٱللَّهِۚ وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥۚ لَا تَدۡرِی لَعَلَّ ٱللَّهَ یُحۡدِثُ بَعۡدَ ذَٰلِکَ أَمۡرٗا١﴾.
ای پیامبر! آنگاه که خود و پیروان مؤمنت اراده نمودید که همسرانتان را طلاق کنید، باید طلاق را در طُهری واقع سازید که در آن جماع صورت نگرفته باشد و به استقبال عِدّه رو آورند. شمارش عِدّه را محافظت نمایید تا در صورتی که رجوع به همسران خویش را اراده کنید وقت مراجعت را بشناسید. در همه اموری که انجام میدهید یا ترک مینمایید، حقتعالی را مراقب بدانید و زنان خویش را آنگاه که طلاق کردید از خانههای اقامتشان بیرون نکنید تا وقتی که عدّۀ خود را تکمیل نمایند. عدّۀ زنانی که خوردسال، مأیوس از حیض و باردار نباشند سه حیض است. برای زنان جواز ندارد از خانهها بیرون شوند، مگر آنگاه که معصیت بزرگ و آشکاری مانند زناکاری را مرتکب شوند. اینها احکام خداوند عزوجل است که در کتاب و سنّت بیان شده است، هر که با مخالفت از آنها تجاوز نماید، خویشتن را به هلاکت افگنده و امور بیش از توانش را بر آن تحمیل کرده است. ای طلاقدهنده! تو نمیدانی شاید حقتعالی بعد از طلاق، امری را مقدّر کند که توقّع آن را نداشتهای و به همسرت رجوع نمایی.
﴿فَإِذَا بَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمۡسِکُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ فَارِقُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٖ وَأَشۡهِدُواْ ذَوَیۡ عَدۡلٖ مِّنکُمۡ وَأَقِیمُواْ ٱلشَّهَٰدَةَ لِلَّهِۚ ذَٰلِکُمۡ یُوعَظُ بِهِۦ مَن کَانَ یُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجۡعَل لَّهُۥ مَخۡرَجٗا٢﴾.
آنگاه که وقت تکمیل عدّۀ همسران طلاقشدۀتان فرا رسید، با معاشرت نیکوی زناشوییی و انفاق پسندیده به ایشان رجوع نمایید، یا با دادن حقوق کاملشان از آنان جدا شوید. بر طلاق و رجعت دو نفر شاهد عادل و مسلمان انتخاب نمایید و در باب ادای شهادت از خداوند عزوجل بترسید؛ بدینگونه که باید به خاطر رضای خداوند عزوجل –نه به مقصد دیگری- صورت گیرد. اینها احکامی است که الله عزوجل با آن کسانی را نصیحت میکند که به او ایمان آوردند و به لقایش تصدیق دارند. هر که از خدا بترسد، اوامرش را به جا آورد و از نواهیاش اجتناب نماید، برایش از هر سختی راه بیرونشدنی و از هر مشکل گشایشی را مقرّر میدارد.
﴿وَیَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَیۡثُ لَا یَحۡتَسِبُۚ وَمَن یَتَوَکَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمۡرِهِۦۚ قَدۡ جَعَلَ ٱللَّهُ لِکُلِّ شَیۡءٖ قَدۡرٗا ٣﴾.
هر که از پروردگارش بترسد رزق و روزی وی را از جایی آسان میسازد که در دلش خطور نمیکند و به خیالش نمیآید. کسی که بر پررودگارش در همه امور اعتماد کند، همه امور مهمّش را کفایت میکند، اندوهناکیاش را دور میسازد و او را از ملامتی نجات میبخشد. هر آینه فرمان خدا نهایی و اجراشدنی است، چیزی از آن بیرون نمیماند و هیچ مطلوبی او را عاجز کرده نمیتواند. حقتعالی برای هر امری مدّتی و برای هر بلایی اندازهای را مقرّر داشته است.
﴿وَٱلَّٰٓـِٔی یَئِسۡنَ مِنَ ٱلۡمَحِیضِ مِن نِّسَآئِکُمۡ إِنِ ٱرۡتَبۡتُمۡ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَٰثَةُ أَشۡهُرٖ وَٱلَّٰٓـِٔی لَمۡ یَحِضۡنَۚ وَأُوْلَٰتُ ٱلۡأَحۡمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن یَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّۚ وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجۡعَل لَّهُۥ مِنۡ أَمۡرِهِۦ یُسۡرٗا ٤﴾.
اگر شما دربارۀ عدّۀ زنهای طلاقشدهای که به علت کبر سنّ حیض نمیشوند شک نمودید، عدّۀشان را سه ماه مقرّر دارید. به همینگونه است حکم عدّۀ زنهای خوردسالی که حیض نمیشوند. اما عدّۀ هر زن باردار آن است که وضع حمل نماید. کسی که از پروردگارش با عمل به مشروعات و ترک ممنوعات بترسد، امورش را آسان میکند و سینهاش را باز میگرداند.
﴿ذَٰلِکَ أَمۡرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَیۡکُمۡۚ وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یُکَفِّرۡ عَنۡهُ سَیَِّٔاتِهِۦ وَیُعۡظِمۡ لَهُۥٓ أَجۡرًا ٥﴾.
ای مسلمانان! آنچه از احکام عدّه و طلاق یادآوری شد، حکم خداوندی است که آن را برایتان بر پیامبرش نازل فرموده تا به آن دانا شوید. هر که احکام الهی را مراقبت کند، واجباتش را ادا نماید و از محرّماتش بپرهیزد گناهانش را میآمرزد، عیبهایش را میپوشاند، پاداش بزرگی برایش میبخشد و او را به بهشتش داخل مینماید.
﴿أَسۡکِنُوهُنَّ مِنۡ حَیۡثُ سَکَنتُم مِّن وُجۡدِکُمۡ وَلَا تُضَآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُواْ عَلَیۡهِنَّۚ وَإِن کُنَّ أُوْلَٰتِ حَمۡلٖ فَأَنفِقُواْ عَلَیۡهِنَّ حَتَّىٰ یَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّۚ فَإِنۡ أَرۡضَعۡنَ لَکُمۡ فََٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأۡتَمِرُواْ بَیۡنَکُم بِمَعۡرُوفٖۖ وَإِن تَعَاسَرۡتُمۡ فَسَتُرۡضِعُ لَهُۥٓ أُخۡرَىٰ ٦﴾.
زنهای طلاقشدۀتان را که عدّۀ خویش را میشمارند به اندازۀ توان خود با ملاحظۀ دارایی و ناداری خود در خانههایتان جای دهید و آنان را با سختگیری در بیرونشدن از خانهها آزار ندهید. اگر این زنان باردار بودند، نفقۀشان نیز به خاطر بارداری تا وضع حمل بر ذمّۀتان است و آنگاه که فرزندان خویش را که از شما پیدا شده تولّد کردند در صورتی که آنان را شیر میدادند مزد شیردهی را برایشان بپردازید و باید با یکدیگر با انجام همه خوبیها مانند آسانگیری، بردباری و رفتار نیکو برخورد داشته باشید. امّا اگر برای مادر طفل، مزدش را نپرداختید یا او از شیردادن امتناع ورزید، شاید کدام زن دیگری در بدل مزد، طفل را شیر دهد.
﴿لِیُنفِقۡ ذُو سَعَةٖ مِّن سَعَتِهِۦۖ وَمَن قُدِرَ عَلَیۡهِ رِزۡقُهُۥ فَلۡیُنفِقۡ مِمَّآ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُۚ لَا یُکَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَاۚ سَیَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ یُسۡرٗا ٧﴾.
در صورتی که شوهر دارایی زیاد داشته باشد، نفقۀ زن و فرزندش بر او لازم است، امّا بر فقیر به اندازۀ توانش بیشتر لازم نیست و نباید به اندازۀ مزدی که شخص توانگر میپردازد مکلّف ساخته شود؛ یعنی هرکدام به اندازهای که حقتعالی برایشان عطا کرده مکلّف اند. شاید به زودی خداوند عزوجل بعد از هر سختی، فراخی و بعد عزوجل هر دشواری، گشایشی را پدید آورد. آری! بعد از ناداری دارایی و بعد از بلا آسودهحالی است.
﴿وَکَأَیِّن مِّن قَرۡیَةٍ عَتَتۡ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِۦ فَحَاسَبۡنَٰهَا حِسَابٗا شَدِیدٗا وَعَذَّبۡنَٰهَا عَذَابٗا نُّکۡرٗا ٨﴾.
قریههای بسیاری بودند که از فرمان پروردگار مخالفت نمودند و پیامبرش را نافرمانی کردند، حقتعالی آنان را به سبب گناهانی که انجام دادند، به محنتها و بلاهای عظیم و به غم و اندوه فراوانی در دنیا گرفتار ساخت. بعد از آن در آخرت نیز در برابر اعمال ناپسندشان آنان را به عذاب دردآور و ترسافزایی مجازات نمود.
﴿فَذَاقَتۡ وَبَالَ أَمۡرِهَا وَکَانَ عَٰقِبَةُ أَمۡرِهَا خُسۡرًا ٩﴾.
اهل این قریهها افعال و جزای عملکرد خویش را چشیدند؛ یعنی با خواری و شکست و با خشم پروردگار جبّار مواجه شدند.
﴿أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمۡ عَذَابٗا شَدِیدٗاۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ یَٰٓأُوْلِی ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْۚ قَدۡ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَیۡکُمۡ ذِکۡرٗا ١٠﴾.
پروردگار سبحان برای این بدکاران عذاب دردآوری را در آتش دوزخ مهیّا نموده است؛ زیرا آنان به حقتعالی کافر شدند و پیامبرانش را تکذیب کردند. اکنون ای خردمندان با بصیرت و ای صاحبان فطرتهای مستقیم! از عذابی که اینان بدان گرفتار شدند پند بگیرید و با اختیار تقوای پروردگارتان از آن دوری بجویید؛ زیرا حقتعالی چیزی را بر شما نازل کرده که امور و فایدهبخش را برایتان یادآوری میکند و شما را به اموری که باعث هلاکت شماست آکاه میسازد.
رَّسُولٗا یَتۡلُواْ عَلَیۡکُمۡ ءَایَٰتِ ٱللَّهِ مُبَیِّنَٰتٖ لِّیُخۡرِجَ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَمَن یُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَیَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا یُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِینَ فِیهَآ أَبَدٗاۖ قَدۡ أَحۡسَنَ ٱللَّهُ لَهُۥ رِزۡقًا ١١﴾.
این ذکر و یادآور، پیامبری است که آیات واضح و حکمتهای ارزشمندی را با خود آورده است تا مؤمنان مطیع را از تاریکیهای کفر به سوی نور ایمان بیرون آورد. کسانی که به پروردگارشان ایمان آورند، از فرمانش اطاعت نمایند و از نواهی وی اجتناب کننند الله تعالی ایشان را به بهشتهایی داخل مینماید که از زیر درختانش جویها جاری است و به استفاده از نعمتهای آن بدون تحوّل و زوال برای همیشه ادامه میدهند. یقیناً حقتعالی با اعطای نعمتهای ماندگار در جایگاه بزرگ و مقام سترگ بر ایشان احسان فرموده است.
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِی خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّۖ یَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَیۡنَهُنَّ لِتَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٞ وَأَنَّ ٱللَّهَ قَدۡ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیۡءٍ عِلۡمَۢا ١٢﴾.
الله عزوجل خداوندی است که با یگانگیاش آسمانها را آفرید، همچنان زمینهای هفتگانه را به وجود آورد، چنانکه در آفرینش اینها نه کسی با اوتعالی شرکت داشت و نه از کسی یاری جست. ای بندگان! حقتعالی هم وحی را بر پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نازل فرموده و هم فرمانهای آفرینش مخلوقات و تدبیر شؤونشان را فرو میفرستد تا شما یقین کنید که اوتعالی بر هر چیزی تواناست، هیچ چیزی او را عاجز ساخته نمیتواند و اجرای هیچ امری بر او بزرگ نیست؛ زیرا قدرت او نافذ و حکم او غالب است. علم حقتعالی همه چیزها را شامل است بر همه احاطه دارد؛ بدین معنا که هیچ چیزی غایبی از علمش پوشیده نیست و هیچ امری از او پنهان نمیماند؛ زیرا وی آفریدگار داناست. آری! آفرینش وی نمایانگر قدرت، و اتقان و علمش بیانگر آگاهی و احسان اوست.
مدنی است؛ ترتیب آن 66؛ شمار آیات آن 12
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَکَۖ تَبۡتَغِی مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِکَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِیمٞ ١﴾.
ای پیامبر! چرا خویشتن را از چیزهایی که خداوند منّان برایت حلال ساخته باز میداری و آنها را برخود حرام میسازی؟ یعنی به خاطر خوشنودی همسرانت به ترک آن چیزها سوگند یاد میکنی؟ حقتعالی گناهان کسانی را که توبه کنند میآمرزد و هر که را به وی رجوع نماید رحمت مینماید. از اینرو برای سوگندها کفّاره را مقرّر داشته است.
﴿قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَکُمۡ تَحِلَّةَ أَیۡمَٰنِکُمۡۚ وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰکُمۡۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِیمُ ٱلۡحَکِیمُ ٢﴾.
الله عزوجل کفارۀ قسم را برایتان مشروع ساخته تا هرگاه که عدم اجرای مقتضای سوگند را اراده داشته باشید آن را بپردازید. حقتعالی با رحمتش به امورتان تصرّف میکند و از جمله با مشروعیت کفّاره برایتان تخفیف بخشیده است. او به مصلحتهای شما داناست و در شریعتی که بر شما نازل کرده با حکمت است. بنابراین شریعتش را در زندگیتان حاکم سازید و به حکمش راضی باشید.
وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِیُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِیثٗا فَلَمَّا نَبَّأَتۡ بِهِۦ وَأَظۡهَرَهُ ٱللَّهُ عَلَیۡهِ عَرَّفَ بَعۡضَهُۥ وَأَعۡرَضَ عَنۢ بَعۡضٖۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِۦ قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَکَ هَٰذَاۖ قَالَ نَبَّأَنِیَ ٱلۡعَلِیمُ ٱلۡخَبِیرُ ٣﴾.
آنگاه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با همسرش (حفصه ل) سخن مخصوصی را راز گفت و او به (عائشه ل) خبر داد، سپس حقتعالی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از افشای این راز آگاهی بخشید. آنگاه بعضی از سخنان (حفصه) را به وی بازگفت و برخی دیگر را از روی مروّت ترک نمود. (حفصه) گفت: چه کسی این راز را به تو خبر داده است؟ فرمود: خداوندی به من خبر داده که هیچ امر پوشیدهای بر او مخفی نیست، به امور پوشیده و آشکار داناست و در شریعت و مقدّراتش باحکمت است.
﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُکُمَاۖ وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَیۡهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِیلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِینَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِکَةُ بَعۡدَ ذَٰلِکَ ظَهِیرٌ ٤﴾.
ای عائشه و حفصه! اگر شما دو نفر از میل به اموری که راز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را افشا کرد و به آنحضرت ناخوشایند است به سوی خداوند عزوجل توبه کنید و باز گردید کاری نیکوست. امّا اگر به آنچه به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ناخوشایند است همدست شوید، حقتعالی او را یاری میکند و یاور اوست، جبرئیل و همه بندگان مؤمن نیکوکار با او هستند و در صف او قرار دارند و نیز فرشتگان در برابر کسانی که به وی آزار رسانند و دشمنی ورزند مددگار او هستند.
﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَیۡرٗا مِّنکُنَّ مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ قَٰنِتَٰتٖ تَٰٓئِبَٰتٍ عَٰبِدَٰتٖ سَٰٓئِحَٰتٖ ثَیِّبَٰتٖ وَأَبۡکَارٗا ٥﴾.
شاید اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شما را طلاق دهد پروردگارش برای او همسران بکر و بیوهای را عوض دهد که فرمانبردارش باشند، از امرش اطاعت نمایند، با توبه و رجوع به سوی خدا بازگشت داشته باشند، الله عزوجل را بسیار عبادت کنند و روزهدار باشند.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَکُمۡ وَأَهۡلِیکُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَیۡهَا مَلَٰٓئِکَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا یَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَیَفۡعَلُونَ مَا یُؤۡمَرُونَ ٦﴾.
ای مؤمنان! میان خود و عذاب حقتعالی وقایهای را ایجاد نمایید و خانوادههایتان را همچو خویشتن، با امر به طاعت و ترک معاصی پروردگار، از آتشی نگه دارید و برحذر دارید که هیزم سوخت آن کافران و سنگهاست؛ آتشی که بر آن فرشتگانی از جانب خداوند جبّار موظف اند که بسیار نیرومنند اند، با دلی سخت معامله مینمایند، از امر حقتعالی مخالفت نمیکنند، نواهی او را مرتکب نمیشوند، او را مطیع اند و نافرمانی نمیکنند.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ لَا تَعۡتَذِرُواْ ٱلۡیَوۡمَۖ إِنَّمَا تُجۡزَوۡنَ مَا کُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ ٧﴾.
ای گروه کافران! وقت عذرخواهیتان گذشته است و شما در دنیا کفر ورزیدهاید. اکنون در برابر اعمال بد خویش که از خداوند جبّار نافرمانی کردید، تکذیب نمودید و استکبار ورزیدید، جزای آتش دوزخ برایتان مهیّا شده است.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ تُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ تَوۡبَةٗ نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّکُمۡ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمۡ سَیَِّٔاتِکُمۡ وَیُدۡخِلَکُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ یَوۡمَ لَا یُخۡزِی ٱللَّهُ ٱلنَّبِیَّ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥۖ نُورُهُمۡ یَسۡعَىٰ بَیۡنَ أَیۡدِیهِمۡ وَبِأَیۡمَٰنِهِمۡ یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَتۡمِمۡ لَنَا نُورَنَا وَٱغۡفِرۡ لَنَآۖ إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٞ ٨﴾.
ای مؤمنان! از همه گناهان طوری توبه کنید؛ توبهای که خاص برای رضای خداوند عزوجل باشد و بعد از آن به معاصی باز نگردید. با چنین توبهای شاید حقتعالی گناهان شما را بیامرزد، خطاهایتان را محو کند و شما را در روز قیامت به بهشتهایی داخل نماید که از زیر درختهای آن جویها جاری است و کاخهای آن سراپا روشن و نورانی است. در آن روز حقتعالی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بندگان نیکوکارش را خوار نمیسازد، فضیحتشان نمیکند و ایشان را عذاب نمینماید، بلکه سعادتمند میسازد، پاداش میدهد و مقامشان را بالا میبرد. در آن هنگام نور مؤمنان در پیش روی و از جانب راستشان حرکت میکند و از پروردگار خویش میخواهند این نور را دوامدار سازد تا مرور از صراط به سوی دار سرور پایان یابد. علاوه بر آن میخواهند که گناهانشان را بیامرزد، عیبهایشان را بپوشاند و از ایشان خوشنود و راضی شود؛ زیرا او بر هر کاری تواناست، فرمانش بر همه چیز غالب است، حکمش به هرچه اراده کند جاری است و آن را کسی رد کرده نمیتواند.
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ جَٰهِدِ ٱلۡکُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِینَ وَٱغۡلُظۡ عَلَیۡهِمۡۚ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِیرُ ٩﴾.
ای پیامبر! با کافران که آشکار و علنی دارند و با منافقان که کفر خود را میپوشانند و اسلام را با زبانهای خویش آشکار میسازند با نیروی دست و زبان و با شمشیر و سنان و با قلم و بیان جهاد نما. همه شدّت و سختگیری را در جهاد با آنان به کار گیر تا اسلام عزّت یابد و مخالفانش بترسند. جایگاه این کافران بدکار آتش درزخ است که بد جایگاهی است.
﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ کَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَیۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَیۡنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمۡ یُغۡنِیَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَیۡٔٗا وَقِیلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِینَ ١٠﴾.
خداوند عزوجل کافران را در مخالطت با مؤمنان نیکوکار و اینکه به علّت کفر خویش از این معاشرت فایده نمیبرند به زن (نوح علیه السلام ) و زن (لوط علیه السلام ) تشبیه نموده که تحت عصمت و ازدواج دو بندۀ صالح و دو پیامبر بزرگوار قرار داشتند، چون در دین به ایشان خیانت کردند؛ یعنی به تکذیبشان پرداختند، این دو شوهر از این دو زن عذاب پروردگار را دفع نکردند و برای آنان گفته شد: شما هم با بدکاران به دوزخ داخل شوید.
در این آیه دلیلی است که نزدیکی نسبی به صالحان، بدون ایمان و طاعت پروردگار یگانه فایدهای ندارد.
﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِی عِندَکَ بَیۡتٗا فِی ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِی مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِینَ ١١﴾.
خداوند بزرگ مؤمنان را در مخالطت با کافران و معامله با بدکاران و اینکه به سبب ایمان به پروردگار و متابعت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ضرری به ایشان نمیرسد، به زن (فرعون) تشبیه نموده که در ازدواج آن گمراه و سرکش قرار داشت. اما چون به خداوند عزوجل ایمان داشت نزدیکی با فرعون کافر به او ضرری نرساند و از پروردگار عزیز و غفّارش خواست در جوار خویش جایگاه پسندیده و نیکی، همراه با ابرار در دار آخرت برایش عطا نماید و او را از بدکاران و اعمال آنان نجات بخشد.
﴿وَمَرۡیَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِیٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتۡ بِکَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِۦ وَکَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِینَ ١٢﴾.
همچنان خداوند منّان مؤمنان را در راستی، عفّت و استقامتشان به مریم بتول تشبیه نمود که آبرویش را نگه داشت، پاکدامنیاش را حفظ کرد و تقوای پروردگارش را در پیش گرفت. در نتیجه خداوند عزوجل عوضی برایش عنایت نمود؛ بدینگونه که جبرئیل علیه السلام در چاک گریبانش دمید، آن دمیدن به رَحِمش رسید و از اثرش به عیسی علیه السلام باردار شد؛ به او که بندۀ الله أ، پیامبر حق تعالی، کلمهای که او را به سوی مریم القا نمود و روحی از جانب وی بود. مریم ‘ به کلمات و رسالتهای پروردگارش تصدیق کرد، به شریعتش عمل نمود، از هدایتش پیروی داشت، همیشه عبادتگر و مطیع بود و از دنیا به سوی پروردگارش بریده بود. آری! هر که چیزی را به خاطر خداوند عزوجل ترک گوید، حقتعالی برایش نعمت بهتری را عنایت میکند، چنانچه آنگاه که مریم ‘ حرام را ترک نمود پروردگار منّان فرزندی برایش بخشید که پیامبر و پیشوا شد.
مکی است؛ ترتیب آن 67؛ شمار آیات آن 30
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿تَبَٰرَکَ ٱلَّذِی بِیَدِهِ ٱلۡمُلۡکُ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیۡءٖ قَدِیرٌ ١﴾.
خداوند عزوجل بلندتر از این است که همتایان و مخالفانی داشته باشد. اوتعالی در ذات، نامها و صفاتش از همه عیبها مقدّس است، خیرش بیشمار است، احسانش بر همه مخلوقات عام است، اختیار دنیا و آخرت به دست اوست، پادشاهی مطلق از آن اوست، امرش نافذ است، قضایش جاری است، حکمی فیصل دارد، هیچ چیزی او را عاجز ساخته نمیتواند و هیچ کاری در نزد او بزرگ نیست؛ زیرا او بر همه چیز تواناست.
﴿ٱلَّذِی خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَیَوٰةَ لِیَبۡلُوَکُمۡ أَیُّکُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗاۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِیزُ ٱلۡغَفُورُ ٢﴾.
او خداوندی است که مرگ و زندگی را آفریده است؛ یعنی همه را از عدم زنده کرده و باز امّتها را فنا میسازد تا مردم را آزمایش نماید که کدام یک در اعمال خویش اخلاصمندتر و به حقّانیت نزدیکتراند. بنابراین انسان به وسیلۀ ایمان امتحان میشود؛ طوری که یا از خداوند رحمن اطاعت میکند و یا از شیطان متابعت مینماید. او پروردگار عزیزی است که هیچ چیزی او را ناتوان ساخته نمیتواند، هیچگاه مغلوب نمیشود، بر همه غلبه دارد و قهر میکند و امور را بر مبنای حکمش مقدّر مینماید. اوتعالی همه گناهان کسانی را که توبه کنند میآمرزد و از خطاهای کسانی که به او رجوع کنند کذشت مینماید.
با این آیه به طاعات الهی ترغیب شده و از معصیتها منع صورت گرفته است.
﴿ٱلَّذِی خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗاۖ مَّا تَرَىٰ فِی خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖۖ فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ ٣﴾.
او آفریدگاری است که هفت آسمان مُستحکم را با قوّت و متانت آفرید، آنها را در نگاه بینندگان زینت بخشید، بدون ستون رفعت بخشید و بالای یکدیگر قرار داد. این از رحمت حقتعالی است که آسمانها را برابر ساخته، بنای نیکو عطا کرده و زیبایی و بلندی بخشیده است؛ طوری که در آنها اختلاف و تباینی را مشاهده نمیکنی. چشمت را به سوی آسمان به گونۀ مکرّر دَور بده، آیا در آن کدام شکاف و شکستگی را مشاهده میکنی؟ بلکه با بنای مُحکم و صُنع مُنظّمی آفریده شده است.
﴿ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ کَرَّتَیۡنِ یَنقَلِبۡ إِلَیۡکَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِیرٞ ٤﴾.
باز یکبار دیگر و مکرّر به سوی آسمان نظر انداز، دیدگانت با خواری و ذلّت و بدون اینکه نقصی و کمبودی را مشاهده کند به سویت باز میگردد. سوگند به خداوند عزوجل که از دریافت عیبی عاجز میماند و در نتیجه خسته، درمانده و ذلیل میشود.
﴿وَلَقَدۡ زَیَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡیَا بِمَصَٰبِیحَ وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّیَٰطِینِۖ وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِیرِ ٥﴾.
هر آینه ما آسمان دنیا را با ستارگان درخشان و روشنی زینت بخشیدیم و ستارگان را برای شیطانهایی که استراق سمع میکردند شهابهایی سوزانی مقرّر داشتیم. اینها آسمان را از بالا رفتن شیاطین سرکش نگه میداریم؛ برای اینکه وحی الهی از زیادت و نقصان محفوظ باشد و برای شیطانها و پیروانشان آتش برافروخته، دوزخ فروبسته شده، با ستونهای کشیده و طولانی مهیّا ساختیم.
﴿وَلِلَّذِینَ کَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِیرُ ٦﴾.
برای کسانی که به خداوند عزوجل –که آنان را آفریده- کافر شدند، عذابی همیشگی در آتش دوزخ آماده شده و جایگاه و بازگشت بدی در پیش رو دارند؛ طوری که نه در آن میمیرند، نه از آن بیرون کرده میشوند و نه دور ساخته میشوند.
﴿إِذَآ أُلۡقُواْ فِیهَا سَمِعُواْ لَهَا شَهِیقٗا وَهِیَ تَفُورُ ٧﴾.
آنگاه که کافران در آتش دوزخ انداخته میشوند، از آن آواز و بانگی را میشنوند؛ زیرا با شدّت و سختی برافروخته است؛ طوری که اجزای آن یگدیگر را میخورند و به سختی میجوشد. آری! دوزخ با گرامیاش سنگها را ذوب میکند پس انسانها را چه خواهد کرد؟
﴿تَکَادُ تَمَیَّزُ مِنَ ٱلۡغَیۡظِۖ کُلَّمَآ أُلۡقِیَ فِیهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ یَأۡتِکُمۡ نَذِیرٞ ٨﴾.
نزدیک است آتش دوزخ از شدّت خشمش بر کافران پارهپاره شود، چون برافروخته و سوزان است. هر باری که گروهی از کافران در آتش انداخته میشوند، فرشتگان موظّف به عذاب، به گونۀ توبیخ از آنان میپرسند: آیا در دنیا پیامبری به نزد شما نیامد تا شما را از این عذاب بیم دهد و از این مجازات برحذر دارد؟
﴿قَالُواْ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِیرٞ فَکَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَیۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِی ضَلَٰلٖ کَبِیرٖ ٩﴾.
کافران برای موظّفان دوزخ میگویند: یقیناً پیامبری از جانب خداوند عزوجل برای ما آمد و حقّ و باطل را برای ما بیان داشت، امّا ما به تکذیبش پرداختیم، با وی جنگیدیم و گفتیم: حقتعالی بر انسانها چیزی نازل نکرده است، به هیچ کسی وحی نفرستاده است، شما ای پیامبران از حق و صواب دور هستید و به گمراهی و گمان به سر میبرید.
﴿وَقَالُواْ لَوۡ کُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا کُنَّا فِیٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِیرِ ١٠﴾.
با اقرار به گمراهی و اعتراف به جرم خویش میگویند: اگر ما سخن حق را با پذیرش و قبول میشنیدیم و با درستی و تعقّل میاندیشیدیم، در زمرۀ اهل دوزخ نمیبودیم و مستوجب خشم پروردگار نمیشدیم.
اما سخن پیامبران را نشنیدیم و در معنای آن اندیشه نکردیم.
﴿فَٱعۡتَرَفُواْ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِیرِ ١١﴾.
در نتیجه به کفر خود اقرار میکنند و به گناهی که به سببش خشم خداوند عزوجل را مستحقّ شدند اعتراف مینمایند. آری! دوری از رحمت الهی،گرفتاری به هلاکت، خواری و زیان بر کسانی است که چنین حالی داشته باشند و بازگشت آنان به سوی آتش دوزخ است.
﴿إِنَّ ٱلَّذِینَ یَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَیۡبِ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ کَبِیرٞ ١٢﴾.
به راستی کسانی که از خداوند عزوجل میترسند، اوتعالی را نادیده عبادت میکنند، از اوامرش نافرمانی نمیکنند، از وی نادیده اطاعت دارند، در خلوت از مردم به خداوند اخلاص میورزند و پیش از اینکه عذاب آتش دوزخ را ببینند از آن میترسند خداوند عزوجل از گناهانشان عفو میکند، خطاهایشان را میپوشاند و پاداش عظیم و مزد کریمی را در بهشتهای پر از نعمت برایشان عطا میکند.
﴿وَأَسِرُّواْ قَوۡلَکُمۡ أَوِ ٱجۡهَرُواْ بِهِۦٓۖ إِنَّهُۥ عَلِیمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ١٣﴾.
اگر سخنان خویش را بپوشید یا علنی و آشکار سازید در نزد خداوند عزوجل برابر است؛ زیرا اوتعالی پوشیده و آشکار را میداند و امور مخفی و علنی در نزدش برابر است. آری! او به رازهای نهفتۀ سینهها داناست پس چگونه امور آشکار بر او پوشیده خواهد بود؟
﴿أَلَا یَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِیفُ ٱلۡخَبِیرُ ١٤﴾.
آیا خداوند عزوجل گفتار و کردار پوشیده و آشکار و مخفی و علنی شما را نمیداند؟ حال آنکه او دارای علم لطیفی است که به دقایق امور دانا و به کارهای پنهان آگاه است. علمش به هر چیزی احاطه دارد؛ چنانکه به ظاهر و باطن اشیاء داناست و هیچ چیزی از علمش خارج نیست.
﴿هُوَ ٱلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ ٱلۡأَرۡضَ ذَلُولٗا فَٱمۡشُواْ فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُواْ مِن رِّزۡقِهِۦۖ وَإِلَیۡهِ ٱلنُّشُورُ ١٥﴾.
الله تعالی خداوندی است که زمین را جای بود و باش و گهوارهای ساخته تا در آن استقرار یابید و به آبادیاش بپردازید. آن را هموار و برابر ساخته تا برای زندگی و معیشتتان آماده باشید، تحت تسخیر شما ساخته تا در اطرافش به سیر و سیاحت بپردازید و از آنچه حقتعالی برایتان مباح ساخته استفاده نمایید. امّا دنیا جای استقرارتان نیست، بلکه دار عبور و گذار به سوی جهان دیگری است. آری! شما به زودی خواهید مرد و به حضور خداوند عزوجل زنده میشوید و مورد محاسبه قرار میگیرید. بنابراین برای آن روز آمادگی داشته باشید و توشه بگیرید.
﴿ءَأَمِنتُم مَّن فِی ٱلسَّمَآءِ أَن یَخۡسِفَ بِکُمُ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا هِیَ تَمُورُ ١٦﴾.
ای مردم! آیا در امان هستید از اینکه خداوندی که بر عرش استوا دارد، به خاطر گناهانتان، بر شما خشم کند. بدینگونه که زمین را بر شما فرو برد و به زلزله آورد تا از اثرش هلاک و نابود شوید؟
﴿أَمۡ أَمِنتُم مَّن فِی ٱلسَّمَآءِ أَن یُرۡسِلَ عَلَیۡکُمۡ حَاصِبٗاۖ فَسَتَعۡلَمُونَ کَیۡفَ نَذِیرِ ١٧﴾.
آیا در امان هستید از اینکه خداوندی که در آسمان است، بر مخلوقاتش متعالی است و بر عرش خویش استوا دارد بر شما باد سختی را بفرستد تا شما را سنگباران کند؟ و آنگاه که عذاب را ببینید و جزایتان را معاینه کنید، درستی تحذیر و ترساندن پروردگار را میدانید و صداقت بیمدهندهاش را که توسط پیامبرانش به شما رسیده درک میکنید.
﴿وَلَقَدۡ کَذَّبَ ٱلَّذِینَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَکَیۡفَ کَانَ نَکِیرِ ١٨﴾.
به یقین که اقوام دیگری از امّتهای پیش از کافران مکّه، مانند قوم نوح، قوم ثمود، و دیگران نیز پیامبران را تکذیب کردند. ببین که نهایت کار آنان چگونه بود؟ اعمال بد آنان با تباهی و نابودیشان تقبیح شد و سختترین عذاب بر آنان فرود آمد؟ چنانکه برای آیندگان در تمام زمانهها مایۀ پند و اندرز شدند.
﴿أَوَ لَمۡ یَرَوۡاْ إِلَى ٱلطَّیۡرِ فَوۡقَهُمۡ صَٰٓفَّٰتٖ وَیَقۡبِضۡنَۚ مَا یُمۡسِکُهُنَّ إِلَّا ٱلرَّحۡمَٰنُۚ إِنَّهُۥ بِکُلِّ شَیۡءِۢ بَصِیرٌ ١٩﴾.
از چه رو مردم در آفرینش پرندگان که بالای سرشان در آسمان اند نمیاندیشند؟ پرندگانی که در هنگام پرواز بالهای خود را باز مینمایند، جز خداوند عزوجل که با رحمت عامش همه مخلوقات، از جمله پرندگان را تحت رعایت خویش دارد. به یقین که حقتعالی به آفرینش و تقدیر و در ابداع و تصویر خویش بیناست.
﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِی هُوَ جُندٞ لَّکُمۡ یَنصُرُکُم مِّن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِۚ إِنِ ٱلۡکَٰفِرُونَ إِلَّا فِی غُرُورٍ ٢٠﴾.
آیا اگر خداوند عزوجل به شما ارادۀ ضرری را داشته باشد، به گمانتان چه کسی شما را یاری میکند؟ گروه هوادار شما کیست که از شما دفاع نماید و جز خداوند رحمان چه کسی آن امر آزاردهنده را از شما باز میگرداند؟ امّا کافران با چنین اندیشهای در غرور و فریب به سر میبرند.
﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِی یَرۡزُقُکُمۡ إِنۡ أَمۡسَکَ رِزۡقَهُۥۚ بَل لَّجُّواْ فِی عُتُوّٖ وَنُفُورٍ ٢١﴾.
اگر خداوند سبحان روزی خویش را از شما باز دارد، چی کسی روزی دهندۀ شما خواهد بود؟ امّا کافران در سرکشی ادامه میدهند، در معصیت پروردگار فرو رفتهاند، از قبول حق استکبار میورزند، از شنیدن سخن راست گریزاناند، به با پذیرش میشنوند و نه عملی موافق حق انجام میدهند.
﴿أَفَمَن یَمۡشِی مُکِبًّا عَلَىٰ وَجۡهِهِۦٓ أَهۡدَىٰٓ أَمَّن یَمۡشِی سَوِیًّا عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِیمٖ ٢٢﴾.
آیا کسی که سرنگون و پا به هوا راه رود، راه را نبیند، به حق هدایت نشود و امور در نظرش معکوس جلوه کند هدایت شدهتر و بیناتر است، یا کسی که به طور طبیعی و با قامت استوار حرکت کند، راه را بشناسد، در مسیر واضح و در راهیابی و سداد روان باشد؟ این تمثیل، صفت مؤمن و کافر را در گمراهی و هدایت بیان میدارد.
﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِیٓ أَنشَأَکُمۡ وَجَعَلَ لَکُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَۚ قَلِیلٗا مَّا تَشۡکُرُونَ ٢٣﴾.
برای کافران بگو: خداوند عزوجل پروردگاری است که شما را از عدم به وجود آورده، با نعمتهایش روزی داده، شنوای آوازها ساخته، به مشاهده و دیدن اشیاء قدرت بخشیده و دلهایتان را به اندیشیدن معلومات توانا ساخته است. پس در برابر نعمتهای پروردگار خویش بسیار کم شکرگزار هستید. شما احسان اوتعالی را کفران میکنید و امتنان را با عصیان مقابله مینمایید.
﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِی ذَرَأَکُمۡ فِی ٱلۡأَرۡضِ وَإِلَیۡهِ تُحۡشَرُونَ ٢٤﴾.
الله عزوجل خداوندی است که شما را از عدم آفرید، در روی زمین پراگنده ساخت و در نهایت فقط به سوی او برمیگردید تا برای هر کس مزد عملش را بپردازد. بنابراین همه چیزها از او آغاز یافته و نهایت همه چیزها به اوست. او ضامن روزی بندگان است و همه به سوی او باز میگردند.
﴿وَیَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن کُنتُمۡ صَٰدِقِینَ ٢٥﴾.
کافران به طور تکذیب و استبعاد قیامت میگویند: چه وقت زنده و پراکنده میشویم؟ و چه هنگامی از قبرها بیرون خواهیم شد؟ اگر شما در ادّعایتان راست میگویید و در گمان خویش به حق هستید، برای ما خبر دهید که چه وقتی فرا میرسد.
﴿قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِیرٞ مُّبِینٞ ٢٦﴾.
ای پیامبر! برایشان بگو: هنگام برپاشدن قیامت را جز خداوند عزوجل کسی نمیداند، علم آن مخصوص حقتعالی است و هیچکس از مخلوقاتش حتّی فرشتگان مقرّب و پیامبران مرسل بدان آگاه نیستند. بنابراین وظیفهام بیمدادن از آن است نه خبر دادن به وقت آن. من نیامدم تا به شما از وقت قیام قیامت خبر دهم، بلکه آمدم تا از هولانگیزی آن شما را برحذر دارم.
﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ زُلۡفَةٗ سِیَٓٔتۡ وُجُوهُ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ وَقِیلَ هَٰذَا ٱلَّذِی کُنتُم بِهِۦ تَدَّعُونَ ٢٧﴾.
آنگاه که کافران عذاب خداوند عزوجل را ببیند که به آنان نزدیک شده، آن را معاینه نمایند و به چشمسر مشاهده کنند، چهرههای آنان برکنده میشود، سیمای آنان زشت نمایان میشود، ذلّت و خواری، با مشقّت و دشواری بر آنان غلبه میکند و به گونۀ توبیخ برای آنان گفته میشود: این همان عذابی است که به آمدنش شتاب میورزیدید و فرا رسیدنش را دور میپنداشتید، امّا در نهایت در روز حساب بر شما فرود آمد.
﴿قُلۡ أَرَءَیۡتُمۡ إِنۡ أَهۡلَکَنِیَ ٱللَّهُ وَمَن مَّعِیَ أَوۡ رَحِمَنَا فَمَن یُجِیرُ ٱلۡکَٰفِرِینَ مِنۡ عَذَابٍ أَلِیمٖ ٢٨﴾.
ای پیامبر! برای کافران بگو: به من خبر دهید اگر پروردگارم مرا با مؤمنانی که با من هستند بمیراند، یا بر ما رحمت کند، مرگ ما را تا مدّت معلومی به تأخیر اندازد، عذاب را از ما بگرداند و مجازات را از ما رد نماید، امّا ارادۀ کند که شما را به عذاب دردآور و جزای هولانگیزی مجازات کند، چه کسی شما را از مجازات خداوند عزوجل حمایه میکند و از خشم وی بازمیدارد.
﴿قُلۡ هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَیۡهِ تَوَکَّلۡنَاۖ فَسَتَعۡلَمُونَ مَنۡ هُوَ فِی ضَلَٰلٖ مُّبِینٖ ٢٩﴾.
برای کافران بگو: پروردگار من خداوندی است که رحمت عام دارد، حلم بزرگ دارد، ما سخنش را تصدیق نمودیم، از کتابش پیروی میکنیم، به او اعتماد نمودیم و امور خویش را بدو سپردیم. ای تکذیبکنندهگان! به زودی خواهید دانست که آیا ما در گمراهی آشکار، سرکشی بزرگ و انحرافی دور از حق میباشیم یا شما در چنین گمراهی قرار دارید؟
﴿قُلۡ أَرَءَیۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُکُمۡ غَوۡرٗا فَمَن یَأۡتِیکُم بِمَآءٖ مَّعِینِۢ ٣٠﴾.
ای پیامبر! برای کافران بگو: به من خبر دهید اگر آب مورد استفادۀ شما در قعر زمین فرود رود، در داخل زمین رسوب نماید و شما به بیرونآوردنش توان نداشته باشید، چه کسی غیر از خداوند عزوجل یگانۀ یکتا به عوضش آب زلالی را برای شما میدهد که در روی زمین جریان یابد و شما آن را در چاهها، جویها و چشمهها ببینید؟!
مکی است؛ ترتیب آن 68؛ شمار آیات آن 52
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
﴿نٓۚ وَٱلۡقَلَمِ وَمَا یَسۡطُرُونَ ١﴾.
نون؛ الله تعالی به مراد خویش از آوردن آن که از حروف مقطّعات میباشد داناتر است؛ هرچند میدانیم که این حروف معانی بزرگ و مقاصد ارزشمندی دارد. حقتعالی به قلم که فرشتگان و انسانها بدان مینویسند سوگند یاد کرده است؛ زیرا قلم منزلت بزرگ، نفعی عظیم و مقام والا دارد. به همینگونه به خبرهای فایدهبخش، احکام سودمند، علوم مبارک و آثار جاودانیی که به وسیلۀ قلم مینویسند سوگند یاد نموده است.
﴿مَآ أَنتَ بِنِعۡمَةِ رَبِّکَ بِمَجۡنُونٖ ٢﴾.
ای پیامبر! تو با نعمتی که پروردگار برایت عطا کرده دیوانه، سبکاندیش و فاقد رأی نیستی، بلکه پیامبر معصومی هستی که به تو الهام میشود، محفوظ از خطاها و با استقامت میباشی، رشد و ادراک کامل داری و هدایت ربّانی و عنایت الهی همراه توست.
﴿وَإِنَّ لَکَ لَأَجۡرًا غَیۡرَ مَمۡنُونٖ ٣﴾.
یقیناً به خاطر رسالت و رهنمایی مردم از گمراهی به سوی راهیابی، مزد بزرگی در نزد خداوند عزوجل برایت مهیّاست؛ مزد و پاداشی که کم نمیشود و قطع نمیگردد.
﴿وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٖ ٤﴾.
ای محمّد! سوگند به خداوند سبحان که تو از اخلاق عظیمی چون شمایل نیکو، فضایل پسندیده، مناقب برتر و مواهب بزرگ برخوردار میباشی. مسلّم است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نمونه و مثال همه اخلاق نیک و روشهای بزرگ زندگی بودند؛ زیرا مصدر اخلاق و روشهای حیات آنحضرت قرآن کریم بود، چنانکه اوامرش را به کار میبستند و از نواهیاش دوری میجستند.
﴿فَسَتُبۡصِرُ وَیُبۡصِرُونَ ٥﴾.
ای محمّد! زود است که برای تو و دشمنانت آشکار شود که کدامتان بر راه هدایت روان هستید، طریق درستتری را در پیش گرفتید و روش نیکوتر دارید و این کار در عاقبت امور و سرانجام کارها تحقّق خواهد یافت.
﴿بِأَییِّکُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ ٦﴾.
ای محمّد! به زودی تو و دشمنانت خواهید دانست که کدام گروهتان در دینش زیانمند شده و عقلش ناقص است؛ آنگاه که گرفتاران عذاب الهی شناخته شوند و دیوانگان واضح گردند.
﴿إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِینَ ٧﴾.
همانا حقتعالی بدکار را از پرهیزگار و گمراه را از هدایتشده باز میشناسد؛ زیرا هیچ رازی از او پوشیده نیست، هیچ امری از او غایب نیست، به محتوای ضمایر داناست و به مکنونات سرایر آگاه است.
﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُکَذِّبِینَ ٨﴾.
بر هدایتت ادامه بده و بر دینت ثابت قدم باش؛ زیرا تو بر حق هستی و آنان بر باطل میباشند. بنابراین از آرای آنان اطاعت مکن و از خواهشهایشان پیروی منما.
﴿وَدُّواْ لَوۡ تُدۡهِنُ فَیُدۡهِنُونَ ٩﴾.
آرزو میبرند که با ترک چیزی از امور دین خویش با آنان مدارا داشته باشی و با اندیشههایشان موافقت و سازگاری کنی. آنان نیز به برخی امور با تو موافقت میکنند به امید آنکه تو هم با آنان موافقت داشته باشی؛ زیرا برهان و گواهی برای روش خویش ندارند.
﴿وَلَا تُطِعۡ کُلَّ حَلَّافٖ مَّهِینٍ ١٠﴾.
امّا تو ای پیامبر! از هر بدکار سوگندخورنده به بهتان و ناحق، از هر دروغگوی سبکمغز و از هر بیشخصیت ناجوانمرد پیروی مکن.
﴿هَمَّازٖ مَّشَّآءِۢ بِنَمِیمٖ ١١﴾.
از غیبتگری که به آبروی مردم دست میزند و با انتقال سخنانی که گناه آشکار است به جستجوی عیبهایشان میپردازد تا فتنه و فساد را در میان مردم کشت نماید. او هم خود فاسد است و هم در میان مردم فساد ایجاد میکند و بر قطع رابطهها و تفریق میان مؤمنان بسیار حریص است.
﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَیۡرِ مُعۡتَدٍ أَثِیمٍ ١٢﴾.
به موجودیت خیر و خوبیها مانند مال، جاه و اخلاق نیک بخالت میورزد، بر حقوق الله عزوجل و حقوق مخلوقاتش تجاوز میکند، تقوایی ندارد تا او را از گناه باز دارد و با خصومت، خوردنحرام و اذیت مخلوقات گناه بسیاری را مرتکب میشود.
﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِکَ زَنِیمٍ ١٣﴾.
در کفرش بسیار پایبند و دارای مکری قوی است، در بدکاری فرو میرود و اعمال زشت انجام میدهد، خصلتهای ناپسند دارد و به پدرش نسبت داده نمیشود. بنابراین جوانمردی، حسب، شهامت و ادبی ندارد.
﴿أَن کَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِینَ ١٤﴾.
این بدان سبب است که او مال و فرزندان بسیاری دارد و در فساد و کفر به پروردگار زیادهروی میکند، در حالی که برایش بهتر است شکرگزاری کند و به کفران نپردازد؛ تواضع در پیش گیرد و تکبّر ننماید.
﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَیۡهِ ءَایَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِیرُ ٱلۡأَوَّلِینَ ١٥﴾.
آنگاه که قرآن کریم بر او خوانده میشود میگوید: این همان افسانهها و خرافات پیشینیان است که ارزشی ندارد.
﴿سَنَسِمُهُۥ عَلَى ٱلۡخُرۡطُومِ ١٦﴾.
زود است که بر بینیاش نشانهای از خواری، ننگ و ملامت بگذاریم، تا بدان علّت در پیش روی مردم بیآبرو شود.
﴿إِنَّا بَلَوۡنَٰهُمۡ کَمَا بَلَوۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ إِذۡ أَقۡسَمُواْ لَیَصۡرِمُنَّهَا مُصۡبِحِینَ ١٧﴾.
همانا ما این کافران را به گرسنگی، قحطی و کمبود میوهها مبتلا نمودیم؛ همچنان که صاحبان باغ را مورد امتحان و آزمایش قرار دادیم. آنانکه سوگند خوردند تا میوههای باغ خویش را در صبحگاهان وقت و در هنگام بیخبری مسکینان بچینند تا برایشان چیزی ندهند.
﴿وَلَا یَسۡتَثۡنُونَ ١٨﴾.
آنان سوگند خوردند؛ امّا در سوگند خود هیچ استثنایی به کار نبردند، به انجام کارشان جز اندیشی نمودند؛ ولی آن را به خواست حقتعالی مربوط ندانستند.
﴿فَطَافَ عَلَیۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّکَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ ١٩﴾.
در حالی که خود در خواب فرو رفته بودند، الله عزوجل بر باغشان آتش سوزیی را نازل نمود و مقرّر داشت. میوۀ باغ در بیخبری از آنان گرفته شد تا جزای عملشان باشد که میخواستند میوههایش را در بیخبری از فقیران و مسکینان برچینند.
﴿فَأَصۡبَحَتۡ کَٱلصَّرِیمِ ٢٠﴾.
در نتیجه باغ بعد از سوختنش مانند شبی تاریک، خراب و سیاه شد؛ چنانکه در آن یک درخت سبزی هم باقی نماند.
﴿فَتَنَادَوۡاْ مُصۡبِحِینَ ٢١﴾.
آنگاه در هنگام صبح یکدیگر را صدا زدند تا در اوّل روز پیش از آنکه مسکینی آنان را ببیند یا فقیری باخبر شود بروند و این شأن هر بخیل است که از چشم مردم خود را میپوشاند.
﴿أَنِ ٱغۡدُواْ عَلَىٰ حَرۡثِکُمۡ إِن کُنتُمۡ صَٰرِمِینَ ٢٢﴾.
از یکدیگر خواستند تا به منظور چیدن میوه صبح وقت به باغ خویش بروند؛ پیش از اینکه نیازمندی آنان را دریابد. آن رو که در دادن میوه به فقیران بخالت میورزیدند و در نتیجه برای چیدن میوهها اول وقت اقدام کردند.
﴿فَٱنطَلَقُواْ وَهُمۡ یَتَخَٰفَتُونَ ٢٣﴾.
با شتاب به سوی باغ خود رفتند و آهسته سخن میگفتند تا کسی از اهل شهر سخن آنان را نشنود، چنانکه شأن هر بخیلی همین است که به خاطر بخالت بر مال و طعامش خود و آوازش را پنهان میسازد.
﴿أَن لَّا یَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡیَوۡمَ عَلَیۡکُم مِّسۡکِینٞ ٢٤﴾.
بر منع کردن هر مسکینی از داخلشدن به باغ اتفاق و اجماع کردند و برای تحقّق این امر، وقت حرکت نمودند، خود را در تاریکی از مردم مخفی داشتند، آهسته سخن میگفتند و در چیدن میوهها شتاب میورزیدند.
﴿وَغَدَوۡاْ عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِینَ ٢٥﴾.
آنان در هنگام اوّل صبح حرکت نمودند، در حالی که کینۀ مساکین و نیّت بد بخل بر نیازمندان را در دل میپروراندند و اعتقاد داشتند که قدرت دارند ارادۀ خود را انجام دهند و فقیران را از پذیرایی در باغ باز دارند.
﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا قَالُوٓاْ إِنَّا لَضَآلُّونَ ٢٦﴾.
وقتی باغ را دیدند که سوخته، خرابه و سیاه شده گفتند: شاید ما راه خود را گم کردهایم و این باغ ما نخواهد بود؛ زیرا نشانههای آن نیز گم شده بود.
﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ ٢٧﴾.
امّا وقتی شناختند که این باغ آنان است گفتند: واقعیت این است که ما به علّت نیّت بد منع مسکینان از میوههایش از خیر آن محروم ساخته شدیم و این جزای عمل ماست که بدان مؤاخذه میشویم.
﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ أَلَمۡ أَقُل لَّکُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ ٢٨﴾.
بهترین و عالیترین آنان گفتند: آیا شما را در هنگام سوگندتان به استثنا و ردّ امر به پروردگار جهانیان نصیحت ننمودم.
﴿قَالُواْ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا کُنَّا ظَٰلِمِینَ ٢٩﴾.
بعد از آنکه به خود آمدند و بر کردۀشان پشیمان شدند گفتند: خداوند عزوجل منزّه است از اینکه بر ما ستمی روا داشته باشد، بلکه خود ما با انجام عمل بد یعنی ترک استثنا، منع فقیران و بخل در عطای مال بر خود ستم نمودیم.
﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ یَتَلَٰوَمُونَ ٣٠﴾.
آنگاه بعد از تأسّف و ندامت به ملامت یکدیگر پرداختند و از عمل بد و نیّت بد خویش در بخلورزیدن حسرت خوردند.
﴿قَالُواْ یَٰوَیۡلَنَآ إِنَّا کُنَّا طَٰغِینَ ٣١﴾.
گفتند: وای به حال ما باد! ما در معصیت پروردگار خویش از حد گذشتیم که فقیران را از صدقه باز داشتیم و جز به خاطر گناهان خود مورد مجازات قرار نگرفتیم؛ زیرا طغیان، منع از حقّ و از حدگذری است.
﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن یُبۡدِلَنَا خَیۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ ٣٢﴾.
شاید حقتعالی به سبب توبه از گناهان برای ما باغی بهتر از باغ ما عوض دهد؛ زیرا ما به سوی خداوند یگانه باز گشتیم، امیدوار پاداش اوییم و از عذابش میترسیم.
﴿کَذَٰلِکَ ٱلۡعَذَابُۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَکۡبَرُۚ لَوۡ کَانُواْ یَعۡلَمُونَ ٣٣﴾.
همچنان که صاحبان باغ را مجازات نمودیم، همه کسانی را که از راه حق میل نمایند و در نعمتها بخل ورزند، به انواع عذابها در دنیا مجازات مینماییم. امّا عذاب آخرت از عذاب دنیا سختتر است. اگر این حقیقت را بدانند همه اسباب موجب را ترک میکنند، اما نادانی است که اهلش را به هلاکت میاندازد.
﴿إِنَّ لِلۡمُتَّقِینَ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِیمِ ٣٤﴾.
همانا برای کسانی که با انجام اوامر و اجتناب از ممنوعات، از پروردگارشان ترسیدند بهشتهایی در جوار پروردگار مهربانشان مهیّا شده که در آن نعمتهای جاودان و پاداش بزرگی وجود دارد.
﴿أَفَنَجۡعَلُ ٱلۡمُسۡلِمِینَ کَٱلۡمُجۡرِمِینَ ٣٥﴾.
آیا کسی را که از پروردگارش اطاعت کند و مطیع اوامرش باشد مانند کسی مقرّر میداریم که به حقتعالی کافر شود و از حدودش تجاوز نماید؟ چنین نمیباشد؛ زیرا شخص مسلمان دارای مزد و پاداش است، در حالی که مجرم شکست خورده و ناکام است.
﴿مَا لَکُمۡ کَیۡفَ تَحۡکُمُونَ ٣٦﴾.
شما را چه شده که به ناحق حکم میکنید و مؤمن و کافر را در فضیلت و ثواب برابر میدانید، حال آنکه در عمل خویش برابر نیستند.
﴿أَمۡ لَکُمۡ کِتَٰبٞ فِیهِ تَدۡرُسُونَ ٣٧﴾.
آیا در نزدتان کتابی است که از نزد خداوند عزوجل فرود آمده و شما این حکم ناروا را که پرهیزگار و بدکار را با هم برابر میداند در آن خوانده و آموختهاید؟ نه عقل در این حکم با شما موافقت میکند و نه در این زمینه از نقلی پیروی نمویدی.
﴿إِنَّ لَکُمۡ فِیهِ لَمَا تَخَیَّرُونَ ٣٨﴾.
در چنین صورتی این کتاب مملو از آرزوهای شماست و موافق خواهشهای بد نفسانیتان خواهد بود. امّا درست این است که چنین چیزی وجود ندارد؛ نه در نزدتان کتابی است و نه دلیلی وجود دارد که شما را تأیید کند.
﴿أَمۡ لَکُمۡ أَیۡمَٰنٌ عَلَیۡنَا بَٰلِغَةٌ إِلَىٰ یَوۡمِ ٱلۡقِیَٰمَةِ إِنَّ لَکُمۡ لَمَا تَحۡکُمُونَ ٣٩﴾.
آیا برایتان بر ذمّۀ ما پیمانهایی مؤکد و ثابتی وجود دارد؛ مبنی بر اینکه به زودی آنچه را دوست دارید و آرزو میبرید به دست میآورید؟ چنین نیست، بلکه اینها آرزوهایی است که تحقّق نخواهد یافت.
﴿سَلۡهُمۡ أَیُّهُم بِذَٰلِکَ زَعِیمٌ ٤٠﴾.
ای پیامبر! از کافران بپرس که کدام یک کفیل این حکم است و ضمانت میکند که امور موافق ارادۀشان میباشد؟ برای تحقّق گمانهای آنان کفیلی وجود ندارد و دلیلی ندارند که ادّعایشان را ثابت سازد.
﴿أَمۡ لَهُمۡ شُرَکَآءُ فَلۡیَأۡتُواْ بِشُرَکَآئِهِمۡ إِن کَانُواْ صَٰدِقِینَ ٤١﴾.
آیا خدایانی دارند که ادّعای آنان را ضمانت میکند و بر مطالباتشان کمک مینماید؟ اگر چنین است و در گفتههای خود راستگو اند باید آنها را حاضر آورند.
﴿یَوۡمَ یُکۡشَفُ عَن سَاقٖ وَیُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ فَلَا یَسۡتَطِیعُونَ ٤٢﴾.
در روز قیامت وضعیت بسیار سختی است، دشواریهای بزرگی وجود دارد، پروردگار سبحان برای فیصله میان مردم حضور دارد و ساق بزرگوار بلا کیفش که به هیچ چیزی همانندی ندارد آشکار میشود. مردم در میدان محشر به سجدهکردن مأمور میشوند. در این هنگام مؤمنان که در دنیا به حقتعالی سجده نمودند در آخرت نیز میتوانند سجده کنند. امّا سجده بر کافران و منافقان دشوار میآید، چنانکه پشت هرکدام آنان یک پارچه میماند و خم نمیشود؛ زیرا در دنیا سجده برای خداوند عزوجل را ترک نموده بودند.
﴿خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۖ وَقَدۡ کَانُواْ یُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمۡ سَٰلِمُونَ ٤٣﴾.
چشمهای فرو افتاده دارند و ذلّت شدیدی آنان را فرا گرفته است. آنان در دنیا مأمور شدند که در نماز برای خدا سجده کنند، در حالی که تندرست و توانا هستند، امّا با کبر و ستیزهجویی سجده نمیکنند. از اینرو با محرومیت از سجده در روز قیامت مجازات میشوند.
﴿فَذَرۡنِی وَمَن یُکَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِیثِۖ سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَیۡثُ لَا یَعۡلَمُونَ ٤٤﴾.
ای پیامبر! مرا با تکذیب کنندگان قرآن رها بگذار، به زودی از آنان انتقام خواهم گرفت و عذابشان خواهم کرد. اکنون با نعمتها آنان را مهلت میدهیم و دنیا را نصب العین و مطلوب آنان قرار میدهیم. نهایت آنان را به گونهای هلاک مینماییم که نه به خطر آگاهی دارند و نه سبب هلاکت را میدانند؛ یعنی که به ناگهانی مؤاخذه میشوند.
﴿وَأُمۡلِی لَهُمۡۚ إِنَّ کَیۡدِی مَتِینٌ ٤٥﴾.
آنان را مهلت میدهم تا گناهان زیادی انجام دهند و عُمرهایشان را طولانی میسازیم تا در لهو و بازی مصروف شوند. به یقین که مکر و تدبیر من در برابر دشمنان شدید است؛ زیرا تا عصیانگران را گرفتار نسازم بدان آگاهی ندارند.
﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ ٤٦﴾.
ای پیامبر! آیا در برابر تبلیغ رسالت و دعوت به سوی خداوند عزوجل از کافران مزدی را خواستار شدهای؟ و از اینرو تاوان اجرت بر آنان گران آمده و بار سنگینی را به دوش کشیدهاند؟ درست این است که تو آنان را به جهت خدا فرا میخوانی و مزد و پاداش تو بر خداوند عزوجل است. پس به چه دلیل از دعوت تو قطع علاقه میکنند؟
﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَیۡبُ فَهُمۡ یَکۡتُبُونَ ٤٧﴾.
آیا به علم غیب آگاهی دارند، از روی دانش مینویسند و بر مبنای عدل حکم مینمایند که میپندارند از اهل ایمان بهتر اند؟ در حالی که در حقیقت جاهلانی بیش نیستند که بتها را پرستش میکنند، نه دانشی دارند و نه دلیلی در نزدشان وجود دارد.
﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُکۡمِ رَبِّکَ وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَکۡظُومٞ ٤٨﴾.
ای پیامبر! به حکم پروردگارت که مهلت کافران را مقدّر کرده و کامیابی و پیروزیتان را به تأخیر انداخته صبر نما و مانند یونس علیه السلام مباش که به فرمان پروردگارش شتاب ورزید، بر قومش خشم نمود، از نزد آنان گریخت و در نهایت او را ماهی بلعید. بعد از اینکه به غم و اندوه و مشقّت گرفتار آمد، پروردگارش را دعا کرد و با توبه و استغفار درخواست گشایش نمود و در نتیجه حقتعالی او را نجات بخشید.
﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَکَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ ٤٩﴾.
اگر خداوند منّان او را به لطفش نجات نمیداد و بعد از اعلان توبهاش رعایت حقتعالی او را درنمییافت، به سبب ملامتی و تقصیرش، از شکم ماهی بدون غذا، آب و پوشاکی در بیابان هلاکتباری افگنده میشد.
﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِینَ ٥٠﴾.
حقتعالی او را به رسالت به سوی قومش برگزید، واپس به وطنش بر گشتاند و صالح و مصلح ساخت. احوال، اعمال و اقوالش را نیکو ساخت تا به سوی راه خدا دعوت نماید.
﴿وَإِن یَکَادُ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ لَیُزۡلِقُونَکَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّکۡرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ ٥١﴾.
نزدیک است که کافران وقتی کلام خداوند یگانۀ قهّار را میشنوند، از روی عداوت و کینهتوزی، تو را با نگاه چشمان خود بر زمین افگنند. آنان تو را به دیوانگی متّهم میکنند تا شخصیت بزرگوارت را خدشهدار کنند و به این طریق دعوتت به سوی راه راست را باطل و بینتیجه سازند.
﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِینَ ٥٢﴾.
امّا قرآن کریم تنها و تنها موعظه و نصیحتی برای انسانها، یادآوری و پندی برای پندپذیران و نصیحتهایی برای اهل اعتبار است. هر که میخواهد ایمان آورد و هر که میخواهد کافر شود.